خلاصه داستان: پس از ربوده شدن پسر چهار ساله یک زوج طلاقگرفته، آنها سالها بعد او را در روستایی دورافتاده پیدا میکنند؛ اما کودک دیگر هیچ خاطرهای از والدین واقعیاش ندارد و به مادرخواندهاش وابسته شده است. این فیلم درامی تکاندهنده درباره چالشهای اخلاقی، هویت و مفهوم واقعی مادری و پدری است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۹، انفجاری در کوههای برفی کونلون فسیلهای عجیبی را آشکار کرده و گروهی از کاوشگران را به معبدی باستانی و قلمرو موجودات عظیمالجثه میکشاند. اکنون یک سرباز سابق به همراه دختر یک استاد، راهی سفری پرمخاطره میشود تا رازهای تمدنی فراموششده را فاش کند که میتواند تاریخ بشر را تغییر دهد.
خلاصه داستان: دو مأمور سابق اینترپل که به اشتباه متهم به بمبگذاری در یک هتل شدهاند، با گروهی از شکارچیان جایزهبگیر، یک هکر نابغه و زنی ثروتمند متحد میشوند. آنها باید در یک ماجراجویی پرحادثه، بمبگذاران واقعی را پیدا کرده و بیگناهی و اعتبار خود را پس بگیرند.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره دختر خوش قلب و شجاع یک ژنرال است و امپراطوری که در موقعیت دشواری قرار گرفته است. امپراطور مجبور به ازدواج با او میشود و رفته رفته…
خلاصه داستان: اپلیکیشن مرموزی به نام «ویشر» به طور ناگهانی روی گوشی گروهی از دانشجویان نصب میشود و در ازای انجام کارهایی ساده، آرزوهایشان را برآورده میکند. اما این وسوسه شیطانی، آنها را به دام یک سازمان مخوف میاندازد که کنترل زندگیشان را به دست میگیرد.
خلاصه داستان: چن شیائوکیان، نویسندهای سختکوش است که پس از رد شدن فیلمنامهاش، به شکلی جادویی وارد دنیای داستان خود میشود. او در نقش شاهزاده سوم، شخصیتی منفور که محکوم به مرگی زودرس است، بیدار میشود و حالا باید با تکیه بر هوش خود، سرنوشت این دنیای خیالی را تغییر دهد.
خلاصه داستان: زندگی شاد و معمولی یان شیائو چن در سال آخر دبیرستان با بحرانی بزرگ دگرگون میشود. او برای تامین هزینههای تحصیلش ناچار به کار پارهوقت در یک رستوران میشود، جایی که آشناییاش با مردی ثروتمند به نام چنگ جین یوان، آتش حسادت نامزدش شن هو را شعلهور کرده و روابطشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: چو چو، دختر جوانی از یک خانواده پزشک قانونی، با شاهزاده شیائو جینیو که مسئول دادگاه کیفری است ملاقات میکند. آنها با همکاری یکدیگر به حل
خلاصه داستان: مرد جوانی برای تحصیل در رشته روانپزشکی به هنگکنگ سفر میکند تا از سرنوشت شوم خانوادهاش بگریزد؛ جایی که یک بیماری ژنتیکی، مادر و برادرش را در سن ۲۴ سالگی به اسکیزوفرنی مبتلا کرده است. او اکنون در ناامیدی کامل، تلاش میکند تا راهی برای فرار از این تقدیر تاریک پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان پسر روستایی و فقیری که با کشف استعداد معنویاش وارد فرقه تزکیه میشود تا در مسیر جاودانگی قدم بگذارد. او در این راه دلباخته دختری تهذیبگر و قدرتمند میشود، اما با ظهور نیرویی تاریک و شیطانی که تمام قلمروها را تهدید میکند، باید برای نجات مردمش بجنگد.