خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «دستکش طلایی»: این فیلم آلمانی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی فاتیح آکین، داستان زندگی واقعی فریتز هونکا (با بازی یوناس داسلر)، قاتل زنجیرهای هامبورگی در دهه ۱۹۷۰ را روایت میکند. هونکا که در میخانهای به نام «دستکش طلایی» در محله فقیرنشین سنت پائولی رفت و آمد داشت، قربانیان خود را از میان زنان سالخورده و بیخانمان انتخاب میکرد و آنها را با وعده مشروب و پناهگاه به آپارتمان کوچک و کثیف خود میکشاند. فیلم با نگاهی بیرحم و واقعگرایانه، خشونت، انزوا و پوچی زندگی این قاتل را به تصویر میکشد و فضایی تاریک و آشفته از جامعه پس از جنگ آلمان را بازسازی میکند. بازی تحسینبرانگیز داسلر در نقش این شخصیت منزجرکننده، فیلم را به یکی از بحثبرانگیزترین آثار سینمای اروپا در سالهای اخیر تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «کوهستان» (Mountain) یک مستند خیرهکننده محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جنیفر پیدم است که با روایت صوتی ویلم دفو و موسیقی حماسی گروه ایجیوتیک (A Winged Victory for the Sullen) همراه شده است. این فیلم تماشاگران را به سفری بصری بینظیر به بلندترین و خطرناکترین کوهستانهای جهان میبرد و رابطه پیچیده انسان با این عظمت طبیعی را به تصویر میکشد. دوربینهای هوایی و تصاویر خارقالعاده، زیبایی خالص و ترسناک کوهها را آشکار میکنند و داستان جذابیت مرگبار و وسوسهانگیز فتح قلهها توسط کوهنوردان و ماجراجویان را روایت میکنند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان به نام لوسی که در تایوان زندگی میکند، ناگهان توسط باندی خشن ربوده شده و به عنوان قاچاقچی مواد مخدر مورد استفاده قرار میگیرد. آنها یک کیسه حاوی مادهای آزمایشگاهی به نام CPH4 را در شکم او کار میگذارند تا آن را به اروپا قاچاق کنند. اما زمانی که کیسه در بدن لوسی پاره میشود، این ماده باعث میشود که او به طور غیرمنتظرهای از ۱۰ درصد ظرفیت مغز خود به ۱۰۰ درصد برسد و به انسانی با تواناییهای فوقبشری تبدیل شود. حالا لوسی با قدرتهای ذهنی و فیزیکی بینظیر خود، به دنبال انتقام از کسانی است که او را به این وضعیت کشاندند، در حالی که دانشمندان و پلیس نیز در تعقیب او هستند. این فیلم علمی-تخیلی اکشن که توسط لوک بسون کارگردانی شده و اسکارلت جوهانسون در نقش اصلی آن بازی میکند، داستانی خیالانگیز درباره تکامل انسان و قدرت نامحدود مغز را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «تابستان» (Leto) به کارگردانی کیریل سربرنیکوف در سال ۲۰۱۸ ساخته شد و داستان زندگی ویکتور تسوی، خواننده افسانهای روس را روایت میکند. این فیلم که در دهه ۱۹۸۰ و در اتحاد جماهیر شوروی میگذرد، به رابطه پیچیده بین ویکتور تسوی (با بازی تئو یو) و مایک نائومنکو (با بازی رومن بیلیک) میپردازد. داستان حول محور موسیقی راک زیرزمینی، عشق و دوستی میچرخد و زندگی هنرمندانی را به تصویر میکشد که در دوران شوروی برای بیان آزادانه هنر خود مبارزه میکردند. بازیگران اصلی فیلم شامل تئو یو، رومن بیلیک و ایرینا استارشنبام هستند. «تابستان» با موسیقیهای به یادماندنی و تصاویر سیاه و سفید و رنگی، فضای خاصی از آن دوران را خلق کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پل (رومان دوریس) پس از جدایی دردناک از دوستشخصه خود، افسرده و دلشکسته به آپارتمان پدرش در پاریس پناه میبرد. در آنجا با برادر کوچکترش، جاناتان (لوئی گارل)، که زندگی شاد و بیپروایی را در پیش گرفته، مواجه میشود. جاناتان که نگران وضعیت روحی برادرش است، سعی میکند با توصیهها و همراهیهای خود، پل را به زندگی بازگرداند. این دو برادر در فضای دلانگیز پاریس، به گفتگوها و تجربیاتی میپردازند که هر کدام دیدگاه متفاوتی به عشق، زندگی و روابط انسانی دارند. کریستفر هامونف کارگردان این فیلم در سال ۲۰۰۶، با بهرهگیری از بازی درخشان دوریس و گارل، داستانی ظریف و احساسی را درباره برادری، عشق و التیام زخمهای روحی روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۰، جنیفر استرلینگ (شایلو فرناندز) یک زن ثروتمند است که پس از یک تصادف رانندگی در بیمارستان بیدار میشود و متوجه میشود حافظه خود را از دست داده است. او به تدریج با زندگی خود آشنا میشود اما احساس میکند چیزی در زندگیاش کم است. با پیدا کردن نامههای عاشقانه قدیمی، او متوجه میشود که قبل از تصادف، رابطهای پرشور با یک روزنامهنگار به نام آنتونی اوهیر (کالان ترنر) داشته است. در حالی که همسرش لارنس (جو آلوین) تلاش میکند زندگی قبلیشان را بازسازی کند، جنیفر با خواندن نامهها به دنبال کشف حقیقت عشق بزرگش میرود. در زمان حال، الی هاورث (فلسیتی جونز)، یک روزنامهنگار جوان، این نامههای قدیمی را در آرشیو روزنامه پیدا میکند و تصمیم میگیرد داستان این عشق ممنوعه را پیگیری کند و سرنوشت این دو عاشق را کشف نماید. این فیلم عاشقانه دراماتیک به کارگردانی آگوستین فریزل، داستان دو عشق را در دو زمان مختلف به هم پیوند میزند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند مرزهای زمان و مکان را درنوردد.
خلاصه داستان: یک گروه بینالمللی از مترجمان برای ترجمه رمان پرفروش آیندهنگرانهای به نام «غروب خدایان» استخدام میشوند. آنها در یک پناهگاه زیرزمینی لوکس و ایزوله در فرانسه جمع میشوند تا با امنیت کامل و دور از هرگونه خطر نشت، سه جلد آخر این سهگانه پرفروش را ترجمه کنند. با این حال، این آرامش به سرعت با انتشار آنلاین فصلهای اول کتاب به چندین زبان و به صورت ناشناس، به هم میریزد. ناشر ثروتمند و مرموز کتاب، اریک آنجستروم، که میلیونها دلار برای حفظ رازآلودگی اثر سرمایهگذاری کرده، اعلام میکند که یکی از نه مترجم حاضر در آن پناهگاه، خائن است. او برای جلوگیری از فاش شدن بقیه داستان، همه آنها را در همان پناهگاه زندانی میکند و تا پیدا کردن فرد خائن، هیچکس حق ترک آنجا را ندارد. حالا این مترجمان باید در حالی که زیر فشار بازجوییهای سخت و بیاعتمادی فزاینده قرار دارند، هویت واقعی خائن را کشف کنند. این فیلم مهیج فرانسوی به کارگردانی رژیس روینسارد، با بازیگری بازیگرانی چون لمبرت ویلسون، الکسیس ماننتی و الئونورا بالکوو، داستانی پرتعلیق و پرپیچوخم را روایت میکند که در آن رازها، خیانت و حرص و طمع، همگی در یک فضای بسته به اوج میرسند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «موسیو ابراهیم و گلهای قرآن» (۲۰۰۳) به کارگردانی فرانسوا دوپرون، داستان رابطه عمیق و تحولآفرین میان موسیو ابراهیم (با بازی عمر شریف)، فروشنده مسلمان سالخورده ترک، و مویزو (با بازی پیر بولانژه)، نوجوان یهودی تنها در محله فقیرنشین پاریس در دهه ۱۹۶۰ را روایت میکند. پس از آنکه پدر مویزو او را ترک میکند، موسیو ابراهیم که تا پیش از آن مانند پدربزرگی مهربان برای او بود، رسماً سرپرستی اش را بر عهده میگیرد و این دو با هم سفری به ترکیه را آغاز میکنند که در آن مویزو با فرهنگ، عرفان و معنویت جدیدی آشنا میشود. این رابطه پدرانه و فرزندانه، زندگی هر دو را دگرگون کرده و درسهای ماندگاری از عشق، پذیرش و خانواده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «عشق بیرحم» ساخته آندری زویاگینتسف در سال ۲۰۱۷، روایتگر زندگی زوجی در آستانه طلاق به نامهای ژنا (مریانا اسپیک) و بوریس (الکسی روزین) است که درگیر تنشهای عاطفی و نزاع بر سر اموال هستند. آنها به تازگی ازدواج مجدد کردهاند و پسر ۱۲ سالهشان، آلیوشا (ماتوی نوویکوف)، شاهد دعواهای مداوم آنهاست. در یکی از این مشاجرات، آلیوشا ناپدید میشود و این اتفاق باعث میشود والدین او که تا پیش از این نسبت به فرزند خود بیتوجه بودند، مجبور به همکاری برای یافتن او شوند. در این مسیر، آنها با سیستم بوروکراتیک و بیتفاوتی جامعه روسیه مواجه شده و به عمق بیگانگی خود و تأثیر ویرانگر بیمهری بر خانواده پی میبرند. این فیلم که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۷ برنده جایزه هیئت داوران شد، تصویری تلخ و واقعگرایانه از فروپاشی خانواده و پیامدهای آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک کارگردان بزرگ به نام فرانسوا تروفو در سال ۱۹۶۹ فیلمی به نام «دختر میسیسیپی» را با بازی ژان پل بلموندو و کاترین دنو ساخت. این فیلم بر اساس رمان «والتز در تاریکی» اثر کرنل وولریچ ساخته شده است. داستان در جزیره زیبای رئونیون در اقیانوس هند آغاز میشود. لوئیس مائود، صاحب یک کارخانه سیگار، برای ازدواج با نامزدی که از طریق آگهی در روزنامه آشنا شده، به جزیره میرود. او منتظر ورود جولی روژان است اما با ورود ماریان، زنی بسیار زیبا و مرموز به جای او، همه چیز تغییر میکند. لوئیس که شیفته او شده، با وجود نشانههای مشکوک، با او ازدواج میکند. اما این آغاز یک داستان عاشقانه نیست، بلکه شروع یک مارپیچ خطرناک از فریب، خیانت، عشق و جنون است که زندگی لوئیس را به طور کامل دگرگون میکند.