خلاصه داستان: سناپاتی، یک مبارز سابق آزادی، به هوشیاری تبدیل شد که با فساد مبارزه می کند. سناپاتی برای کمک به مرد جوانی که سیاستمداران فاسد کشور را از طریق ویدئوهای اینترنتی افشا می کند به کشور باز می گردد.
خلاصه داستان: داستان افسر پلیسی که با عمل پیوند قلب، قلبی را از یک مرد قاتل دریافت می کند و به نوبه خود، روح مرده او را دنبال می کند و اصرار می کند که ماجرای قتل را حل کرده و انتقامش را بگیرد.
خلاصه داستان: داستان ونکات و راجو را روایت میکند که پسران یک کشاورز فقیر هستند. این دو برادر به شهر مهاجرت میکنند تا به آرزوهای خود برسند؛ یکی به عنوان بازیکن کریکت و دیگری به عنوان مهندس نرمافزار. اما آنها به شدت فریب میخورند و تمامی پسانداز خود را در شرطبندیهای IPL از دست میدهند.
خلاصه داستان: فیلم چاندوی قهرمان داستان واقعی یک سرباز زخمی میباشد که پس از گذشت سالها اکنون تصمیم میگیرد در یک زمینه ورزشی شروع به فعالیت کند ولی به دلیل اسیب زیاد به بدنش این کار برایش بسیار دشوارتر میشودو...
خلاصه داستان: فیلم گروگان عوضی در مورد دو دوست بیپول است که برای ازدواج با دختران مورد علاقه خود به شدت به پول نیاز دارند. حال آنها برای به دست آوردن پول، سگ یک زن ثروتمند را دزدیده و باج هنگفتی درخواست میکنند. اما زمانی که سگ گم میشود همه چیز تغییر کرده و…
خلاصه داستان: رنگ شادی؛ فیلمی هندی در ژانر کمدی به کارگردانی ایندرا کومار است. چهار کلاهبردار در خانه یک زن صبور زندگی میکنند اما زن صبرش تمام شده و آنها را بیرون میکند. پس از چند کلاهبرداری آنها توسط پلیس دستگیر شده و در حومه شهر رها میشوند…
خلاصه داستان: یک دختر ناشنوای پاکستانی در هند گم می شود و هیچ راه برگشتی پیش رویش نیست. یک مرد متعهد و بزرگوار به خود قول می دهد تا او را به سرزمین مادری اش نزد خانواده اش برگرداند...
خلاصه داستان: فیلم «زندگی بز» (به مالایالامی: Aadujeevitham) یک درام بقا-بیوگرافیکی مالایالامی به کارگردانی و نویسندگی بلسی است که اقتباسی از رمان پرفروش سال ۲۰۰۸ به همین نام نوشته بنجامین بوده و بر اساس داستان واقعی نجیب محمد، کارگر مهاجر مالایالی در خلیج فارس، ساخته شده است. داستان حول نجیب (پریثویراج سوکوماران) میچرخد که به همراه حکیم (کی. آر. گوکول) در سال ۱۹۹۲ برای یافتن زندگی بهتر با ویزای ترتیبدادهشده توسط سریکومار به عربستان سعودی سفر میکند. آنها در فرودگاه جده سرگردان میشوند و نجیب توسط یک عرب محلی به نام کافیل (طالب البلوشی) که به اشتباه فکر میکند کارفرمای اوست، به صحرای دورافتادهای برده میشود. نجیب مجبور به کار بدون مزد بهعنوان چوپان بز در شرایطی غیرانسانی، با غذایی ناچیز (نان و پیاز) و بدون دسترسی به آب برای استحمام، میشود. او با انزوا، ضربوشتم، و از دست دادن حس هویت دستوپنجه نرم میکند و تنها با بزها و شترها ارتباط برقرار میکند. در فلاشبکها، زندگی عاشقانه او با همسرش ساینو (آمالا پاول) و رویاهایش برای آینده نشان داده میشود. پس از سه سال رنج (۱۹۹۳-۱۹۹۵)، نجیب با کمک ابراهیم خدیری (جیمی ژان-لویی) و یک کارگر هندی (رابین داس) فرار میکند و سفری طاقتفرسا در صحرا را تحمل میکند تا به آزادی برسد. فیلم به موضوعات بردگی مدرن، استقامت، و امید میپردازد. با وجود تصاویر خیرهکننده و موسیقی آ. آر. رحمان، به دلیل ریتم کند، فقدان عمق احساسی در شخصیتپردازی، و روایت غیرخطی که برخی لحظات کلیدی رمان را حذف کرده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی سوکوماران به دلیل تحول فیزیکی و احساسیاش تحسین شد، اما داستان به دلیل شباهت به «زندگی پی» و عدم ارتباط عاطفی با نجیب در برخی صحنهها نقد شد. فیلم در کشورهای GCC (به جز امارات) به دلیل نمایش سیستم کافالا و رفتار غیرانسانی با کارگران مهاجر ابتدا ممنوع شد، اما بعداً در اکثر این کشورها رفع ممنوعیت شد، به جز کویت و عربستان سعودی.