خلاصه داستان: فرانسه، 1936-37. جبهه مردمی در انتخابات پیروز می شود، جنگ داخلی اسپانیا آغاز می شود و هیتلر و استالین دستکاری و جاسوسی می کنند. تبعیدی درخشان، فیودور ورونین، ژنرال 20 ساله، معاون ارتش روسیه سفید است.
خلاصه داستان: زندگی یک زن آرژانتینی بورژوا پس از برخورد با ماشینش به چیزی، به آرامی به پارانویا و انزوا فرو میرود، زیرا میترسد ممکن است کسی را کشته باشد.
خلاصه داستان: در طول سفر با قطار از اروپای مرکزی به رم، شخصیتها از طریق برخوردهای اتفاقی به هم متصل میشوند و داستانی از عشق، شانس و فداکاری را تعریف میکنند. یک سفر تنها جرقه تغییرات بسیاری را برای بسیاری از مردم ایجاد می کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۶، فیلم «نام گل سرخ» به کارگردانی ژان-ژاک آنو و با بازی شان کانری در نقش ویلیام از باسکویل، راهب باهوش انگلیسی، و کریستین اسلیتر به عنوان شاگرد جوانش آدزو، اقتباسی از رمان مشهور اومبرتو اکو است. داستان در قرن چهاردهم میلادی در صومعهای ایزوله در شمال ایتالیا رخ میدهد، جایی که ویلیام برای تحقیق درباره قتلهای زنجیرهای مرموز که راهبان را یکی پس از دیگری میکشد، دعوت میشود. با کاوش در کتابخانه پنهان صومعه، اسرار مذهبی، دانش ممنوعه و توطئههای کلیسا آشکار میشود و ویلیام با تکیه بر منطق شرلوکیوار خود، پرده از راز کتابی کشنده برمیدارد که نماد نبرد میان ایمان و عقل است.
خلاصه داستان: فیلم «مردی که عاشق است» به کارگردانی ماریو ماتزوکی در سال ۲۰۰۸، داستان روبرتو (پیرفرانچسکو فاوینو)، معمار موفقی را روایت میکند که علیرغم نامزد جدیدش والنتینا (کسنیا راپورتوپ)، همچنان رابطه جنسی پنهانی با همسر سابقش آنا (مونیکا بلوچی) دارد. وقتی والنتینا باردار میشود، روبرتو با بحران عاطفی شدیدی روبرو میشود و باید بین عشقهای گذشته و آیندهاش انتخاب کند؛ فیلمی دراماتیک و عمیق درباره پیچیدگیهای روابط انسانی، خیانت و حسادت.
خلاصه داستان: فیلم سیل (۲۰۲۳) به کارگردانی اسکات جفری با بازی کاسیا کولچک در نقش هیلی، تام روسل در نقش دوبز و کریس جی. اِیورِت، داستان گروهی از زنان باردار و کارکنان یک مرکز بازپروری دورافتاده را روایت میکند که در میان طوفان شدید و سیلاب مهیب، با موجودات ترسناک و باستانی از دل آبهای سیاه روبرو میشوند و برای بقا در برابر هجوم وحشتناک آنها مبارزه میکنند.
خلاصه داستان: فیلم مردی از لندن (۲۰۰۷) به کارگردانی پاتریس شرو، با بازی سایمون کوزاک در نقش مالوی، داگرای اسکات و میرا بانجاک، داستان کارمندی تنها و افسرده به نام مالوی را روایت میکند که در ایستگاه قطار شاهد قتل یک مسافر مرموز و افتادن کیف پر از پول او میشود؛ او کیف را برمیدارد و وارد چرخهای از پارانویا، ترس و تعقیب توسط قاتلان حرفهای میگردد که زندگی آرامش را به جهنمی از جنایت و خیانت تبدیل میکند.