خلاصه داستان: توکیچی، یک کارمند معمولی، پس از رویارویی ناگهانی با یک قاتل حرفهای مجبور میشود برای نجات جان خانوادهاش، وارد بازی خطرناکی شود. او اکنون ناچار است یک زندگی دوگانه و پرتننش را آغاز کند؛ روزها به عنوان کارمندی ساده در شرکت فعالیت کند و شبها به یک آدمکش مخفی تبدیل شود.
خلاصه داستان: داستان درباره دو زن با شرایط کاملاً متفاوت است؛ یکی خانهداری که سالها مطیع همسرش بوده و دیگری دختری جوان و شایسته که در محیط کار نادیده گرفته میشود. این دو پس از ملاقات با یکدیگر، تصمیم میگیرند با همکاری هم علیه موانع و کلیشههای جامعه بجنگند و کنترل زندگیشان را به دست بگیرند.
خلاصه داستان: ماکوتو اوگاتا پس از یک تصادف، تمام خاطراتش را از دست میدهد و تنها سرنخی که دارد، یک انگشتر مردانه در کیفش است. با ورود سه مرد مرموز که هر کدام ادعا میکنند صاحب انگشتر و عشق او هستند، یک بازی چارضلعی، کمدی و معمایی برای کشف هویت و عشق واقعی آغاز میشود.
خلاصه داستان: کوروساگی، پسر جوانی که خانوادهاش قربانی کلاهبرداران شدهاند، برای انتقام به یک دزد حرفهای تبدیل میشود تا با سرقت از کلاهبرداران، پول را به قربانیان بازگرداند. او در این مسیر تاریک ناچار به همکاری با مسبب نابودی خانوادهاش میشود، اما آشنایی با یک دانشجوی حقوقِ مخالفِ روشهای او، همهچیز را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: یک رماننویس ۳۳ ساله و ناموفق که به تنهایی زندگی میکند، با بازگشت غیرمنتظره روح دوستپسر سابقش مواجه میشود. او تصمیم میگیرد با کمک این روح سرگردان، وارد یک ماجراجویی کمدی و پرفراز و نشیب برای پیدا کردن همسر آیندهاش شود.
خلاصه داستان: ماری فوکابوری (ایکو کویکه) یک برنامه ریز عروسی افسانه ای است. او شرکت خودش را اداره می کند و مورد احترام کارگران آنجاست. او سخت و پرانرژی در کارش کار می کند، اما در خانه، توسط 3 بازنده احاطه شده است. آنها همسر او هستند ...
خلاصه داستان: شینو، دختر صاحب یک کارخانه شکلاتسازی قدیمی، سالهاست که با همکارش آزاد نامزد است؛ اما رابطه سرد آنها پس از سه سال هنوز پیشرفتی نکرده است. با ورود یک کارمند جدید و نزدیک شدنش به آزاد، آتش حسادت شینو شعلهور میشود و او تصمیم میگیرد این نامزدی بیسرانجام را به هم بزند.
خلاصه داستان: سه دوست قدیمی در توکیو یک شرکت نظافتی را اداره میکنند که به پاکسازی مکانهایی با رازهای تاریک و تلخ میپردازد. همزمان، افشاگریهای یک روزنامهنگار درباره پروندههای حلنشده، پای این سه دوست و مشتریانشان را به ماجراهایی باز میکند که آنها را با گذشته دردناک خودشان روبرو میسازد.
خلاصه داستان: در کیوتوی قرن نوزدهم، کوجورو پس از قتل بیرحمانه پدرش به دست یک سامورایی، با هدف انتقام به گروه شینسنگومی میپیوندد. او در آنجا با دایساکو، شمشیرزنی ماهر و مرموز، پیوند دوستی عمیقی برقرار میکند؛ اما طوفان حوادث و سرنوشت، این دو دوست صمیمی را در برابر یکدیگر قرار میدهد.