خلاصه داستان: داستان در یه شرکت تولیدی لوازم التحریر رخ میده بااینکه وضع شرکت عالیه و دستاوردهای بزرگی داره اما یه سری از کارمنده از نحوه برخورد مدیریت شاکین چرا که نوع برخورد با بخش فروش و توسعه همیشه محترمانه و عالی بوده درحالیکه کارمندانی بخش منابع انسانی همیشه تحقیر شدن
خلاصه داستان: داستان درمورد ایزوبه ایزوبی شاگرد مدرسه ساموراییه و بااینکه رویای یه سامورایی بزرگ شدن رو داره اما همه تلاشش بر اینه که هر روزش رو به تنبلی و بطالت بگذرونه ، کمدی تقدیم به ژاپنی هایی که هر روز سخت تلاش میکنن
خلاصه داستان: میکو و برادر دوقلویش میو ساکورابا با آرزوی راهبه شدن در یک یتیم خانه ماندند تا اینکه یک روز مابوچی از او میخواهد که به دلیل ناپدید شدن برادرش به گروه مشهوری به نام A*N*Jell بپیوندد.
خلاصه داستان: داستان درمورد رابطه بین یه ایدول و طرفدارشه ،شخصیت اصلی داستان دختری دبیرستانیه که عضو اصلی گروه معروف تتراست که نسبت به آینده اش ناامیده اما بعد از شنیدن حرفهای کیتا یکی از طرفدارانش ناخودآگاه به سمت محل کار پاره وقت طرفدارش میره و این شروع ماجراست
خلاصه داستان: داستان درمورد وکیل تازه کاریه بعد از تصادف پنج سال پیش پدرش شغل دولتیش رو ول کرد و سمت کار حقوقی رفت و بعد از کلی زحمت تو آزمون وکالت قبول میشه اما تو مصاحبه هیچ شرکتی قبول نمیشه و درست در لحظه آخر از طرف موسسه حقوقی صلح قبول میشه و به موسسه میره اما خلاف انتظارش موسسه جایی برای مراجعه موکلین نیست و در عوض جمعی از وکلای بی قانونن که دور هم جمع شدن و به جاهایی که آتیش اختلاف گر گرفته میرن و به دعواها دامن میزنن
خلاصه داستان: داستان درمورد زنی سی ساله است که زندگی مجردی خوبی داره اما مرگ ناگهانی عمه عزیزش که زنی شاغل و موفقه حسابی متأثرش میکنه و تصمیم به ازدواج میگیره اما در نهایت باز شکست میخوره به روز همکار جوونترش آب پاکی رو روی دستش میریزه و میگه ازدواج هم امنیتش رو تضمین نمیکنه همین حرف تحولی اساسی تو زندگیش ایجاد میکنه و او رو از یه خواهان ازدواج به طراحی برای پایان زندگی مبدل میکنه
خلاصه داستان: یک وکیل طلاق بیاعتقاد به عشق، پس از به سرپرستی گرفتن یک سگ، در پیادهروی با دامپزشکی محبوب اما کمحرف و سگش روبهرو میشود. عشق در نگاه اول میان این دو سگ، سرنوشت صاحبانشان را به هم گره میزند و مسیر زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم جذاب تاریخی به سالهای آغازین زندگی هوریبه یاسوبئی، یکی از چهل و هفت رونین افسانهای میپردازد. داستان حول محور دو سامورایی با روحیات متفاوت شکل میگیرد که در مسیر سرنوشت، عشق و انتقامی خونین قرار میگیرند.