خلاصه داستان: لی هان شین، بازرس آزادی مشروط زندانیان است. او با افراد فاسدی که سعی در سوءاستفاده از سیستم دارند مقابله میکند و عدالت را به شیوه خودش اجرا میکند…
خلاصه داستان: بونگ چول هی، یک مرد مجرد است که تمام دلایل لازم برای دوری ازدواج را دارد. در این درام، جونگ ها نا، یک کارمند دولتی که به ازدواج اعتقادی ندارد، به تیم “تشویق به ازدواج” منصوب میشود که هدف آن ترغیب بونگ چول هی به ازدواج است…
خلاصه داستان: سوک جی وون و یون جی وون هر دو در یک روز و با یک نام متولد شدهاند و دشمنان دیرینه خانوادگی هستند. آنها در یک مدرسه تحصیل کردند، اما همیشه با یکدیگر رقابت داشتند و با دیدن هم به یکدیگر حمله میکردند. بعد از گذشت چند سال، سوک جی وون که به عنوان رئیس دبیرستان دوکموک بازگشته، دوباره با یون جی وون که یک معلم ورزش شده، روبرو میشود…
خلاصه داستان: مردی یک مغازه کوچک چراغفروشی را اداره میکند. فروشگاه او معمولی به نظر میرسد، اما با دیگر مغازهها متفاوت است. ارواح مرده، کسانی که بین زندگی و مرگ قرار دارند به این مغازه سر میزنند و هر یک داستانهای خودشان را دارند…
خلاصه داستان: گروهی از افراد با تواناییهای ویژه برای بقا در برابر جنایتکاران شرور خود را به شکل یک خانواده درمیآورند. هر یک از اعضای این “خانواده” شخصیتی خاص و توانایی ویژهای دارند که با استفاده از آن، از یکدیگر حمایت کرده و با تهدیدها مقابله میکنند…
خلاصه داستان: کارآگاه سو دو چول یکی از اعضای تیم تحقیقات جنایات خشونت آمیز است. کارآگاه تازه کار پارک سون وو به تیم تحقیقاتی او میپیوندد و آنها یک قاتل زنجیرهای را تعقیب میکنند که باعث هیوهای زیاد در جهان میشود…
خلاصه داستان: داستان 5 نفر که با یک انتخاب سرنوشت ساز در زندگی خود روبرو می شوند. برخی از این افراد بر این باورند که پول همه چیز است، اما برخی دیگر عقیده متفاوتی دارند…
خلاصه داستان: چا جونگ وو، یک جراح پلاستیک برجسته است که با مهارتهای عالیاش در جراحی و طب اورژانس شناخته میشود، اما با بیماران ارتباط عاطفی ندارد. او با لی مین هیونگ، یک کارآگاه پرشور در بخش جرایم خشونتآمیز آشنا میشود. مین هیونگ که دلسوز قربانیان است، به جونگ وو نزدیک میشود و به تدریج زخمهای روحی پنهان او را کشف میکند. در جریان همکاری بر روی پروندههای قربانیان، رابطهای پیچیده بین آنها شکل میگیرد و رازهای گذشته جونگ وو آشکار میشود…
خلاصه داستان: کسی هه جورا دوست ندارد زیرا هیچکس از جمله خودش نمی داند که پدر واقعیش کیست. او به دلیل نداشتن خانواده، زندگی سرگردان و بدون هدفی دارد. روزی هه جو تصمیم میگیرد تا پدرش را پیدا کند و در این مسیر، جو جه می، نامزد سابقش، با او همراه میشود…
خلاصه داستان: هان جونگ یو یک شبه از یک خلبان موفق و محبوب به یک فرد بیکار تبدیل شد. هیچ شرکت هواپیمایی حاضر به استخدامش نیست و کاملا ناامید می شود. با این حال، او پس از به دست آوردن یک هویت جدید به صوت تصادفی، موفق می شود شغل جدیدی پیدا کند…