خلاصه داستان: یوم جونگ آ، پارک جون میون، دکس و کیم هه یون در سفری هیجانانگیز به کالاپه در فیلیپین، به جای تفریح با چالشهای سخت و کارهای طاقتفرسا برای بقا روبهرو میشوند. در این مسیر دشوار، همکاری گروهی و طبیعت بکر منطقه، ماجراجویی فراموشنشدنی آنها را رقم میزند.
خلاصه داستان: در مسابقه هیجانانگیز «نبرد سرنوشتها»، چهل و نه استاد برتر طالعبینی در رقابتی تاریک و واقعی مقابل هم قرار میگیرند. آنها باید با انجام ماموریتهای چالشبرانگیز و پیشبینی آینده مهمانان، مهارتهای خود را محک زده و برای تسلط بر سرنوشت بجنگند.
خلاصه داستان: برنامه ای سرگرمی رقابتی با محوریت شیرینی و دسرجات که کلی قناد مشهور از کره و سراسر جهان دور هم جمع شدن تا باهم سر عنوان قهرمانی رقابت کنن
خلاصه داستان: داستان درباره «هیروسی هانا»، دانشآموز ژاپنی است که با رویای بزرگ مدیربرنامه شدن برای گروههای کیپاپ، به هنرستان معروف «سه گی» در کره جنوبی منتقل میشود. او در این مسیر با چالشها، روابط جدید و فراز و نشیبهای دنیای هنر و موسیقی مواجه میشود تا به هدفش برسد.
خلاصه داستان: دکتر کانگ تهجو، جراح مغز و اعصاب، یک روز پس از درخواست طلاق از همسرش با ربوده شدن ناگهانی او مواجه میشود. او که اکنون متهم اصلی پرونده و یک فراری تحت تعقیب است، باید برای اثبات بیگناهی خود، بازی خطرناکی را برای یافتن و نجات همسرش آغاز کند.
خلاصه داستان: با وقوع حوادثی مرموز در قصر ولیعهد، پادشاه مأموریتی مخفی به یک جنگجوی شکارچی ارواح و بانویی درباری که صدای مردگان را میشنود واگذار میکند. این دو برای کشف راز نفرین قصر وارد نبردی سهمگین با نیروهای تاریکی میشوند و با حقیقتی هولناک روبهرو خواهند شد.
خلاصه داستان: رئیس سابق یک باند خلافکار برای تصاحب صندوق مالی یک مجتمع آپارتمانی، خود را نامزد نمایندگی ساکنان میکند. اما با ورود یک وکیل جوان، مدیرعامل جاهطلب یک شرکت ساختمانی و زنی مرموز که از اسرار همه باخبر است، رقابتی پرتنش و بیرحمانه برای به دست آوردن این سرمایه بزرگ آغاز میشود.
خلاصه داستان: در اولین مسابقه رقابتی فروش در کره جنوبی، ۴۰ فروشنده با سنین، جنسیتها و تجربیات متفاوت گرد هم میآیند تا تنها با تکیه بر مهارتهای فروش خود برای جایزه بزرگ ۳۰۰ میلیون وونی رقابت کنند. در این چالش جذاب هیچ داوری وجود ندارد و فقط توانایی متقاعدسازی شرکتکنندگان سرنوشت آنها را رقم میزند.
خلاصه داستان: چا جییون کارمندی توانمند اما بیانگیزه است که زندگیاش در یکنواختی مطلق میگذرد. اما زمانی که مسیر زندگی او با کانگ شیاو، مدیر خوشچهره ولی بهشدت سرد و سختگیر اداره تلاقی میکند، رخوت زندگیاش جای خود را به ماجراهایی غیرمنتظره و عاشقانه میدهد.