خلاصه داستان: کارمند بیمهای درستکار شبها خودروهای افراد فاسد و کلاهبردار را میدزدد و پول فروششان را به پرورشگاهها میبخشد. اما وقتی دوست صمیمیاش، کارآگاهی که پرونده سرقتها را دنبال میکند، به او مشکوک میشود، ماجرا رنگوبوی طنزی شیرین و پرتعلیق میگیرد.
خلاصه داستان: در دل جنگ جهانی دوم، یک سرباز سابق ارتش سرخ که زمانی به نازیها پیوسته، به پارتیزانها پناه میآورد و میکوشد با انجام مأموریتی خطرناک وفاداریاش را ثابت کند.
خلاصه داستان: در بیابانهای آسیای میانه، سرباز ارتش سرخ سوخوف که راهی بازگشت به خانه است، مأمور میشود از زنانِ بهجامانده از حرم یک رهبر چریکی محافظت کند؛ مأموریتی که او را رودرروی راهزنان و ماجراهایی پرخطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: پس از سقوط کشتی هوایی ایتالیا در دل قطب شمال، ژنرال اومبرتو نوبیله و بازماندگانش برای زنده ماندن در سرمای مرگبار تلاش میکنند. سالها بعد، نوبیله در محاکمهای خیالی با ارواح همراهانش روبهرو میشود و بار دیگر با تصمیمهای سرنوشتساز آن سفر روبهرو میگردد.
خلاصه داستان: در میانهی یورش سوئدیها به لهستانِ سدهی هفدهم، آندژی کمیتس، جنگجویی بیباک که به خیانت متهم شده، برای نجات میهن و بازپسگرفتن عشق اُلِنکا راهی مسیری پر از نبرد و خطر میشود. او باید گذشتهی خونینش را جبران کند و وفاداریاش را در برابر دشمنان و خائنان ثابت کند.
خلاصه داستان: در اردوگاهی تابستانی، میتیا دلباختهٔ همکلاسیاش میشود و بیخبر از علاقهٔ سونیا به خودش میماند. اجرای نمایشی از لرمانتف، احساسات نوجوانان را به صحنهای از عشق نخستین، حسادت و اعترافهای ناگهانی بدل میکند.
خلاصه داستان: وقتی دستگاه زمانسازِ یک مخترع مسکو، ایوان مخوف را به آپارتمانی در دوران شوروی میآورد، مدیر ساختمان جایش را در قرن شانزدهم میگیرد. این جابهجایی خندهدار، دو دورهی تاریخی را به آشوبی پرماجرا میکشاند.
خلاصه داستان: در دل طبیعت خشن سیبری، کاپیتان آرسنیف با شکارچی سالخوردهای به نام درسو اوزلا آشنا میشود و او را راهنمای گروهش میکند. میان این دو مرد از دو جهان متفاوت، دوستی عمیقی شکل میگیرد؛ اما گذر زمان و زندگی شهری، پیوندشان را در برابر آزمونی تلخ میگذارد.
خلاصه داستان: در جامعه اشرافی روسیه، آنا کارنینا در سفری با افسر جذاب، کنت ورونسکی، آشنا میشود و دل به او میبازد. رابطه پنهانیشان با آشکار شدن خیانت، زندگی زناشویی و جایگاه اجتماعی آنا را به بحرانی دردناک میکشاند.
خلاصه داستان: مادری تنها و دلسوز پس از بازگشت فرزند نوجوانش از نزد پدرش، متوجه تغییر رفتار و تصمیم او برای ماندن با پدر میشود. این درام عمیق و روانشناختی، پیچیدگیهای عاطفی رابطه مادر و پسر و دلتنگیهای روحنواز را به شکلی شاعرانه به تصویر میکشد.