خلاصه داستان: لوئیس پس از کشف ویدئوهای عکاسی خواهر ناتنیاش، آورورا، به مادرید بازمیگردد. او به مرور زمان دچار وسواسی تاریک و بیمارگونه نسبت به او میشود، تا جایی که تصمیم میگیرد یک دوربین مخفی در اتاق خواب خواهرش نصب کند.
خلاصه داستان: کریس و ساندرا، دو دختر جوان، برای تقسیم هزینههای اجاره تصمیم میگیرند پیرمردی به نام لوسیو را به عنوان همخانهای جدید بپذیرند. اما با ورود او، حضور عجیب و اضطرابآوری در خانه شکل میگیرد که آرامش آنها را به یک کابوس روانشناختی و ترسناک تبدیل میکند.
خلاصه داستان: لورا و کارلوس با شور و حرارتِ عشق اول زندگی میکنند، گویی هر روز آخرین روز آنهاست؛ اما تلاش لورا برای رهایی از کنترل مادرش و فشارهای بیرونی خانواده و جامعه، به مرور زمان این رابطه پرشور را به چالش میکشد و عشق بینظیرشان را پس از یک سال به خاطرهای دور تبدیل میکند.
خلاصه داستان: داستان درباره یک زن خانهدار است که پس از تسخیر شوهرش توسط روح یک رقصنده، با دو شخصیت کاملاً متفاوت از او مواجه میشود. او حالا باید بین شوهر بیاحترام واقعیاش و روح عاشق اما خطرناکی که بدنش را تسخیر کرده، دست به انتخاب سختی بزند.
خلاصه داستان: هلگا، یک ناشر ادبی، در طول سفر با قطار با روانپزشکی مرموز آشنا میشود که داستانهای عجیب و هولناک بیماران روانی خود را برای او تعریف میکند. این ملاقات آغازگر مارپیچی از داستانهای سورئال، تاریک و توطئهآمیز میشود که مرز میان واقعیت و جنون را کاملاً از بین میبرد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه جنایی به شهر ویتوریا بازمیگردد تا پرونده قتلهای آیینی و هولناکی را بررسی کند که شباهت بینظیری به جنایات یک قاتل سریالی معروف دارند؛ قاتلی که پس از بیست سال حبس، در آستانه آزادی است و سایه کابوسهای گذشته را دوباره بر سر شهر سفید میاندازد.
خلاصه داستان: راکل و آرس پس از جدایی، بار دیگر در بارسلونا با یکدیگر روبرو میشوند و با وجود داشتن شرکای جدید، نمیتوانند احساسات عمیق خود را نادیده بگیرند. با وجود موانع خانوادگی و دخالت دوستان، عشقی قدیمی میان آنها دوباره شعلهور میشود تا سرنوشتشان را برای همیشه تغییر دهد.