خلاصه داستان: فیلم «فردا هرگز نمیمیرد» (Tomorrow Never Dies) در سال ۱۹۹۷ ساخته شده است. در این فیلم، جیمز باند (با بازی پیرس برازنان) مأموریت دارد تا جلوی یک سازمان رسانهای قدرتمند به نام «کارور مدیا» را بگیرد. مدیر این سازمان، الیوت کارور، قصد دارد با دستکاری اخبار و ایجاد جنگ بین چین و انگلستان، انحصار پخش اخبار در دنیا را به دست آورد. باند باید با همکاری وین لای (با بازی میشل یئو) از یک جنگ جهانی جلوگیری کرده و دنیا را نجات دهد.
خلاصه داستان: اوژنیِ جوان دعوت میشود تعطیلات آخر هفته را در جزیرهای خصوصی بگذراند، اما اقامت دلفریبش بهتدریج به دامگاهی هولناک بدل میشود. میزبانانش او را وارد بازیهای روانی و آزمایشهایی بیرحمانه میکنند که مرزهای اخلاق و میل را درهم میشکند.
خلاصه داستان: لینـدا، وکیلی آمریکایی که شبها رؤیای زنی مرموز را میبیند، برای پیگیری ارثی به جزیرهای دورافتاده میرود و با کنتسی روبهرو میشود که همان چهرهی رؤیاهایش است. میان افسون و وحشت، لینـدا باید راز خونآشام را کشف کند و راهی برای رهایی از نفرینش بیابد.
خلاصه داستان: دکتر جورج پس از مرگ مشکوک همسر آسمیاش، سوزان، وارث بیمهنامهای کلان میشود و به قتل متهم میگردد. وقتی زنی همزادِ همسرش را میبیند، رازهایی پیچیده آشکار میشوند و او برای نجات جانش باید حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: وقتی راهزن فرانک کالدر همسر یک دامدار ثروتمند را میرباید، ماجرا به تعقیبی خونین بدل میشود؛ شوهر زن با تفنگهای دوربرد و گروه شکارش در پی انتقام و بازپسگیری اوست.
خلاصه داستان: چهار تفنگدار برای نجات کنستانس و دفاع از ملکه آن، درگیر دسیسههای کاردینال ریشلیو و نقشههای انتقامجویانه میلیدی دو وینتر میشوند. در میان نبردها و تعقیبوگریزها، دارتانیان و یارانش باید وفاداری و دوستیشان را به آزمون بگذارند.
خلاصه داستان: مینوی در دام باجگیری مردی مرموز میافتد که تهدید میکند مدارکی دال بر قتل شوهرش را افشا کند. برای حفظ آبروی همسرش، او ناچار به رابطهای آزارگرانه تن میدهد؛ اما هرچه بیشتر در این بازی خطرناک گرفتار میشود، مرز میان حقیقت و فریب مبهمتر میگردد.
خلاصه داستان: در روزگار تفتیش عقاید، دو خواهر راهبه به جادوگری و تسخیرشدن متهم میشوند و گرفتار شکنجههای هولناک میگردند؛ اما نفرینی که مادرشان پیش از مرگ بر آزارگران نهاده، آرامآرام جان میگیرد.
خلاصه داستان: پس از آنکه پژوهشهای نامتعارف دکتر جانسون دربارۀ جنین انسانی متوقف میشود و او دست به خودکشی میزند، همسرش در پی انتقام از پزشکانی برمیآید که آنها را مسئول مرگ او میداند. او با فریب و اغواگری، یکییکی آنها را به دام مرگ میکشاند.
خلاصه داستان: لیزا، گردشگری در تولدو، با دیدن مردی مرموز شبیه شیطانِ نقشبرجستهای قدیمی، سر از ویلایی متروک درمیآورد. در آن خانه، عروسکها، مرگ و رازهای گذشته در کابوسی وهمآلود به هم گره میخورند و راه فرار هر لحظه دورتر میشود.