خلاصه داستان: این فیلم کوتاه کمدی محصول سال ۱۹۴۰ به کارگردانی گوردون داگلاس و با بازی دو غول طلایی کمدی، لورل و هاردی، داستان دوستی ناگسستنی استن و اولی را روایت میکند. استن (استن لورل) از کار در کارخانه سازدهنی به دلیل شنیدن صدای مداوم سازدهنیها دچار نوعی اختلال عصبی میشود و پزشک به او توصیه میکند که برای بهبودی به یک سفر دریایی آرام برود. اولی (اولیور هاردی) که همیشه حامی دوستش است، یک قایق کوچک و فرسوده اجاره میکند تا همراه او به دریا بروند. اما سفر آرام آنها زمانی به یک ماجراجویی پرماجرا و خندهدار تبدیل میشود که با یک گانگستر فراری به نام «نَک» (ریچارد کیل) مواجه میشوند که در حال فرار از پلیس است و قایق آنها را برای پنهان شدن انتخاب میکند. حضور نک و تعقیب و گریز با پلیس، همراه با مشکلات فنی قایق و هماهنگ نبودن استن و اولی، صحنههای کمدی بینظیری را خلق میکند.
خلاصه داستان: اورسن ولز، کارگردان افسانهای، در سالهای پایانی عمر خود تلاش میکند تا پروژه بلندپروازانه خود به نام «نیمهشب دیگر» را به سرانجام برساند. این مستند که در سال ۲۰۱۸ توسط مورگان نویل کارگردانی شده، با استفاده از فیلمهای آرشیوی، مصاحبههای جدید با همکاران ولز مانند پیتر بوگدانوویچ، فرانک مارشال و اوری ولز (پسر او)، و همچنین صحنههای بازسازینشده از فیلم ناتمام، روایتی جذاب از آخرین سالهای زندگی این نابغه سینما ارائه میدهد. فیلم به بررسی وسواس ولز برای تکمیل این اثر، مبارزه او با مشکلات مالی و جسمی، و میراث پایدار او در دنیای سینما میپردازد. «آنها وقتی مُردم دوستم خواهند داشت» یک پرتره عمیق و انسانی از هنرمندی است که تا آخرین لحظات زندگی، عشق و اشتیاق خود به سینما را حفظ کرد.
خلاصه داستان: جمال ملک، جوان هجده سالهای از زاغههای بمبئی، در شوی تلویزیونی «چه کسی میخواهد میلیونر شود؟» شرکت کرده و تنها یک سوال تا برنده شدن یک جایزه ۲۰ میلیون روپیه فاصله دارد. اما در آستانه پرسش نهایی، توسط پلیس به اتهام تقلب دستگیر میشود، زیرا کسی باور ندارد که یک «اسلم داگ» بتواند به چنین دانشی دست یابد. در بازجویی، جمال هر یک از سوالات مسابقه و پاسخهایش را با خاطراتی از زندگی پر فراز و نشیب خود در زاغههای بمبئی، از دست دادن مادرش در کودکی، آشنایی با معشوقهاش لطیکا و فرار از دست برادر شرورش، سالیم، پیوند میزند. این خاطرات نه تنها منبع دانش او، بلکه داستانی از عشق، خیانت و بقا در هند مدرن را روایت میکند. در نهایت، این بازجویی تبدیل به داستانی میشود که ثابت میکند سرنوشت، خود معلم بزرگ زندگی است. این فیلم به کارگردانی دنی بویل و با بازی دیو پاتل، فریدا پینتو و آنیل کاپور، برنده ۸ جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در سال ۲۰۰۹ شد.
خلاصه داستان: این فیلم مستقل که در سال ۱۹۹۱ توسط ریچارد لینکلیتر کارگردانی شد، یک روز از زندگی ساکنان آستین، تگزاس را به تصویر میکشد. داستان حول محور شخصیتهای مختلفی میچرخد که هرکدام درگیر افکار، گفتگوها و موقعیتهای روزمره خود هستند. فیلم به جای پیروی از یک خط داستانی سنتی، از یک ساختار سیال و غیرخطی استفاده میکند و از یک شخصیت به شخصیت دیگر حرکت میکند. این رویکرد به مخاطب اجازه میدهد تا نگاهی اجمالی به زندگی، آرزوها و نگرانیهای این افراد داشته باشد. بازیگرانی مانند ریچارد لینکلیتر، رودنی ای. گرانت و تونی گاردنر در نقشهای مختلف ظاهر میشوند. اسلکر به عنوان یک اثر کلاسیک سینمای مستقل شناخته میشود و سبک منحصر به فرد آن تأثیر زیادی بر فیلمسازان نسل بعد گذاشت.
خلاصه داستان: دو جوان تنها و سرگردان در دیترویت، کلارنس و آلاباما، در یک شب به هم میرسند و زندگیشان برای همیشه تغییر میکند. کلارنس که عاشق کمیکبوکها و فیلمهای وسترن است، با آلاباما که تازه از کار خود به عنوان یک روسپی دست میکشد، ازدواج میکند. اما زمانی که کلارنس برای نجات آلاباما، قاچاقچی مواد مخدر سابق او را میکشد و اتفاقی یک چمدان پر از کوکائین را با خود برمیدارد، زندگی عاشقانه آنها به یک فرار پرخطر و مرگبار تبدیل میشود. این زوج جوان حالا باید از دست مافیای مواد مخدر، پلیس فاسد و یک هالیوودی مرموز فرار کنند. این فیلم که توسط تونی اسکات کارگردانی شده و فیلمنامهاش را کوئنتین تارانتینو نوشته، با بازی کریستین اسلیتر، پاتریشا آرکت، دنیس هاپر، کریستوفر واکن، گری اولدمن، براد پیت، وال کیلمر و جیمز گاندولفینی، داستانی خشن، سریع و پر از دیالوگهای به یاد ماندنی است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام تحسینشده به کارگردانی جیل سولووی، زندگی خانوادهٔ فایفرمن را در لسآنجلس روایت میکند. مورت (با بازی جفری تامبور)، پدر خانواده، در سنین پیری به همسرش شلی (با بازی جودیت لایت) و سه فرزندش سارا (امی لندکر)، جاش (جی دوانهیل) و آلی (گابریل هافمن) اعتراف میکند که همیشه خود را یک زن احساس کرده و قصد دارد به عنوان مودا زندگی کند. این افشاگری زندگی همهٔ اعضای خانواده را زیر و رو میکند و هر یک از آنها را با بحران هویت، روابط پیچیده و مسائل جنسیتی و اجتماعی مواجه میسازد. سریال با نگاهی طنزآمیز و در عین حال عمیق، به بررسی تأثیر این تغییر بر روابط خانوادگی، عشق و پذیرش اجتماعی میپردازد و داستانی انسانی و تأثیرگذار را دربارهٔ خودشناسی و آزادی بیان خویشتن روایت میکند.
خلاصه داستان: «ترنسامریکا» (۲۰۰۵) به کارگردانی دانکن تاکر، فیلمی کمدی-درام با بازی درخشان فلیسیتی هافمن در نقش بری سابسکایند، زنی ترنس است که یک هفته پیش از عمل جراحی تطبیق جنسیت، متوجه میشود پسر هفدهسالهای به نام توبی (کوین زیگرز) دارد که از وجودش بیخبر بوده است. وقتی توبی در نیویورک به خاطر تنفروشی دستگیر میشود، بری که خود را به عنوان یک مبلغ مذهبی معرفی میکند، مجبور میشود برای آزادی او از زندان کفالتش را بپذیرد. این دو غریبه، سفری جادهای غیرمنتظره را از نیویورک به سمت لسآنجلس آغاز میکنند و در طول مسیر، با چالشهای خانوادگی، هویتی و اجتماعی روبرو میشوند. فلیسیتی هافمن برای این نقش نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد و فیلم با نگاهی طنزآمیز و همزمان انسانی، به مسائل هویت جنسیتی، پذیرش و خانواده میپردازد.
خلاصه داستان: یک نجار به نام والتر که به تازگی از زندان آزاد شده، پس از دوازده سال حبس به خاطر جرایم جنسی علیه کودکان، تلاش میکند تا زندگی جدیدی برای خود بسازد. او در یک کارخانه چوببری مشغول به کار میشود و در آپارتمانی در مقابل یک مدرسه ابتدایی ساکن میشود. والتر که تحت نظارت شدید پلیس و جامعه قرار دارد، دائماً با گذشته تاریک خود و خاطرات آزاردهندهاش درگیر است. او سعی میکند با کمک رواندرمانی و حمایت برادرزنش، با وسوسههای درونی خود مقابله کند. اما حضور او در جامعه، به ویژه نزدیکی به کودکان، باعث ایجاد ترس و خشم در ساکنان محله میشود. والتر در این مسیر پرچالش، با یک زن همکار به نام ویکی آشنا میشود که گذشتهی خود را دارد و این آشنایی به او کمک میکند تا با انزوا و تنهایی خود مقابله کند. این فیلم به کارگردانی نیکول کاسل و با بازی کوین بیکن در نقش اصلی، داستانی عمیق و دردناک از تلاش یک فرد برای جبران گذشته و یافتن رستگاری را روایت میکند.
خلاصه داستان: برنی مادوف، کارگزار مالی به ظاهر معتبر وال استریت، در پشت پرده بزرگترین طرح پونزی تاریخ را به مدت چند دهه مدیریت میکند و میلیاردها دلار از سرمایهگذارانش را به سرقت میبرد. این فیلم که در سال ۲۰۱۷ به کارگردانی بری لوینسون و با بازی تحسینبرانگیز رابرت دنیرو در نقش مادوف ساخته شده، داستان سقوط این مرد را از اوج ثروت و اعتبار تا افشای فاجعهبار کلاهبرداریاش روایت میکند. فیلم بر پیچیدگیهای روانی مادوف، نقش خانوادهاش به ویژه همسرش روت (میشل فایفر) و پسرانش، و تأثیر ویرانگر این فاجعه بر قربانیان تمرکز دارد و مخاطب را به درون ذهن یکی از بزرگترین کلاهبرداران تاریخ میبرد تا انکار، فریب و عواقب ویرانگر دروغهای او را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در سالی که بشریت با نابودی مواجه شده، «موج پنجم» روایتگر دختر نوجوانی به نام کاسی سالیوان است که برای نجات برادر کوچکش سم، در جهانی پساآخرالزمانی مبارزه میکند. چهار موج قبلی حمله بیگانگان موسوم به «غریبهها»، جمعیت زمین را به شدت کاهش داده و اعتماد را از بین برده است. حالا در موج پنجم، بیگانگان در پوشش سربازان انسانی به بازماندگان نزدیک میشوند. کاسی که توسط ایوان واکر (بازیگر کریس پاین) نجات یافته، به گروهی از کودکان سرباز تحت فرماندهی وس (بازیگر لیو شرایبر) میپیوندد، اما به زودی متوجه میشود که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. او با کمک پسری به نام بن پاریش باید حقیقت را کشف کرده و قبل از نابودی کامل انسانیت، برادرش را نجات دهد. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جی. بلیکسون و با بازی کلویی گریس مورتز، نیک رابینسون و الکس رو است.