خلاصه داستان: فیلم «اف۱: فیلم» یک درام ورزشی آمریکایی به کارگردانی جوزف کوسینسکی است که داستان سانی هیز (برد پیت)، راننده افسانهای فرمول یک دهه ۹۰ را روایت میکند که پس از تصادف شدید در گرندپری اسپانیا در سال ۱۹۹۳، به دلیل جراحات و اعتیاد به قمار، از این ورزش کنار رفت. سی سال بعد، سانی که حالا رانندهای دورهگرد است، توسط دوست و همتیمی سابقش، روبن سروانتس (خاویر باردم)، صاحب تیم خیالی و در حال ورشکستگی APXGP، دعوت میشود تا برای نجات تیم به فرمول یک بازگردد. او در کنار جاشوا پیرس (دامسون ادریس)، راننده جوان و جاهطلب، قرار میگیرد که قصد دارد سبک خودش را به نمایش بگذارد. سانی با گذشتهاش، از جمله روابط شکستخورده و رقابتهای قدیمی، و همچنین با کیت (کری کاندن)، مدیر فنی تیم، و بنینگ (توبیاس منزیس)، عضو هیئتمدیره که قصد فروش تیم را دارد، درگیر میشود. داستان با صحنههایی مانند مسابقات واقعی گرندپری ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، تعقیب و گریزهای پرهیجان، و لحظات عاطفی مانند گفتوگوی سانی با روبن درباره رستگاری، به موضوعات رقابت، بازسازی و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای و تخلفات غیرواقعی در قوانین فرمول یک (مانند نادیده گرفتن پرچم سیاه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۹/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی پیت، کارگردانی کوسینسکی، موسیقی هانس زیمر و فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی مانند سیلوراستون تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «محوکننده: باززاده» یک اکشن-جنایی آمریکایی به کارگردانی جان پوگ و نویسندگی مایکل دی. وایس است که بهعنوان بازسازی فیلم «محوکننده» (۱۹۹۶) با بازی آرنولد شوارتزنگر ساخته شده و در ۷ ژوئن ۲۰۲۲ مستقیماً در قالب دیجیتال و دیویدی منتشر شد. داستان درباره میسون پولارد (دامینیک شروود)، مارشال آمریکایی متخصص در «محو کردن» افراد، یعنی جعل مرگ شاهدان پرخطر برای محافظت از آنها در برنامه حفاظت از свидетگان است. او مأموریت مییابد تا رینا کیمورا (جکی لای)، همسر یک رئیس جنایتکار که تصمیم به شهادت علیه شوهرش گرفته، را پنهان کند. پس از تلاش برای قتل رینا، میسون او را از لسآنجلس به کیپتاون، آفریقای جنوبی منتقل میکند و مرگ او را جعل میکند. اما میسون متوجه خیانت در بخش خود و نقشهای بزرگتر شامل یک کیف پول رمزنگاریشده میشود. داستان با صحنههایی مانند نجات شکر جکس (ادی راموس) از دست اراذل، تعقیب و گریز در اسکله کیپتاون، و مبارزه با یک کرگدن CGI، به موضوعات خیانت، بقا و اعتماد میپردازد. میسون، که خالکوبی «جوانه» را به یاد برادرش و دیگر افرادی که نتوانست نجات دهد دارد، با رینا همکاری میکند تا از یک توطئه جنایی بزرگتر جلوگیری کنند. در پایان، رینا با کمک جکس، که حالا دستیار میسون است، به زندگی جدیدی در قالب یک برنامهریز مالی فرار میکند. با این حال، به دلیل بودجه پایین، فیلمنامه کلیشهای، دیالوگهای تصنعی («تو محو شدی!»)، و جلوههای ویژه ضعیف (بهویژه کرگدن CGI)، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۴۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی شروود و لای، موسیقی مارک کیلیان و برخی صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فقدان جذابیت نسخه اصلی، بازی ضعیف مککینلی بلچر سوم (پل ویتلاک)، و داستان قابلپیشبینی نقد شدند. فیلم با تولید مشترک Warner Bros. Home Entertainment و Roserock Films ساخته شد و در آلمان اکران سینمایی محدودی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی سم ریمی و نویسندگی مایکل والدرون است که دومین فیلم از سری دکتر استرنج و بخشی از دنیای سینمایی مارول (MCU) است. داستان درباره دکتر استفن استرنج (بندیکت کامبربچ)، جادوگر اعظم، است که پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» با عواقب باز کردن چندجهانی دستوپنجه نرم میکند. او با واندا ماکسیموف/اسکارلت ویچ (الیزابت اولسن)، که به دلیل از دست دادن فرزندانش در «وانداویژن» در جستجوی نسخهای از آنها در چندجهان است، درگیر میشود. استرنج با کمک وانگ (بندیکت وانگ)، جادوگر اعظم کامار-تاج، و آمریكا چاوز (خوچیتل گومز)، دختری با توانایی سفر بین جهانها، به دنبال متوقف کردن وانداست که تحت تأثیر کتاب داركهولد دیوانه شده است. داستان با صحنههایی مانند نبرد با موجودات چندجهانی مانند گارگانتوس، سفر به زمین-۸۳۸ با حضور ایلومیناتی (شامل پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت و رید ریچاردز با بازی جان کرازینسکی)، و رویارویی با نسخههای دیگر استرنج، به موضوعات فداکاری، خیر و شر، و پذیرش واقعیت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ناکافی برای چاوز، و جلوههای ویژه بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۷۴٪ در Rotten Tomatoes). کارگردانی ریمی، بازیهای کامبربچ و اولسن، موسیقی دنی الفمن، و سبک ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی شتابزده نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰۰ میلیون دلار ساخته شد و ۹۵۵.۸ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کد نیم بانشی» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی جان کییز و نویسندگی متیو راجرز است که در ۱ ژوئیه ۲۰۲۲ در سینماها و بهصورت آنلاین منتشر شد. داستان درباره کالب (آنتونیو باندراس)، قاتل سابق دولتی که مخفیانه زندگی میکند، است که پس از آنکه شاگردش، دلایلا ملقب به بانشی (جیمی کینگ)، متوجه جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای سر او میشود، دوباره ظاهر میشود. بانشی، که پس از مرگ پدرش در ماموریتی به دست آنتونی گرین (تامی فلاناگان)، مزدور بیرحم، به قاتل قراردادی تبدیل شده، برای محافظت از کالب و کشف حقیقت با او متحد میشود. کالب که تحت نام مستعار صاحب میخانهای به نام Old Well Tavern در Simsbury، کانکتیکات، زندگی میکند، رازی درباره خانوادهاش، از جمله دختر ۱۸ سالهاش هیلی (کاترین دیویس)، فاش میکند. داستان با صحنههایی مانند نفوذ بانشی با دو اسلحه به یک هتل برای ترور یک نماینده کنگره، نبردهای تنبهتن در خانه کالب، و استفاده از نارنجک توسط هیلی، به موضوعات انتقام، خیانت و اتحاد میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه کلیشهای، کارگردانی ضعیف، ویرایش آشوبناک، استفاده از جلوههای ویژه ضعیف مانند خون CGI، و فقدان عمق در شخصیتها، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی باندراس و کینگ، صحنههای اولیه اکشن و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، فیلمبرداری تیره و کمبود خلاقیت نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و تنها ۱۷۳,۰۱۹ دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «کلین» یک درام-اکشن-جنایی به کارگردانی پل سولت و با بازی آدرین برودی (که همچنین نویسنده و تهیهکننده است) در شهر یوتیکا، نیویورک رخ میدهد. کلین (آدرین برودی)، راننده کامیون زبالهای است که گذشتهای خشن بهعنوان قاتل ملقب به «دروگر مرگ» دارد و پس از مرگ دخترش و اعتیاد به مواد مخدر، به دنبال رستگاری است. او شبها زبالهها را جمعآوری میکند، قطعات قابلاستفاده را بازسازی کرده و به مغازه دستدومفروشی RZA میفروشد، و بهطور مخفیانه محله را تمیز میکند. وقتی کلین به دیاندا (چندلر دوپونت)،少女نوجوانی که یادآور دختر ازدسترفتهاش است، کمک میکند و او را به مدرسه میرساند، توجه مایکل (گلن فلشلر)، رئیس جنایتکار محلی که در قاچاق مواد مخدر فعالیت دارد، را جلب میکند. پس از آنکه کلین دیاندا را از دست پسر مایکل، مایکی (ریچی مریت)، و دوستانش که قصد آزار او را داشتند نجات میدهد، مایکل دستور قتل دیاندا و مادربزرگش اتل (میشل ویلسون) را میدهد و کلین را هدف قرار میدهد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتم با آچار، فلشبکهای استیلزه از گذشته کلین، و نبرد نهایی خونین با تبر و سلاحهای دستساز، به موضوعات رستگاری، خشونت و محافظت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، روایت بیشازحد (مانند «نمیتوانم گذشتهام را بشویم»)، و ریتم کند در نیمه اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی برودی، فضای تاریک نوآر و موسیقی متن (ساخته خود برودی) تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و اکشن غیرالهامبخش نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «باچان پاندی» یک کمدی-اکشن-جنایی هندی به کارگردانی فرهاد سامجی و تولید ساجید نادیادوالا است که بازسازی رسمی فیلم تامیل «جیگارتاندا» (۲۰۱۴) و الهامگرفته از فیلم کرهای «کارناوال کثیف» (۲۰۰۶) است. داستان در شهر خیالی باغوا رخ میدهد و درباره مایرا دوِکار (کریتی سانون)، کارگردان جوانی است که برای ساخت یک فیلم بیوگرافی گانگستری، به پیشنهاد تهیهکنندهاش راکش ورما (اشوین موشران)، به تحقیق درباره باچان پاندی (آکشی کومار)، گانگستر یکچشم و بیرحم، میپردازد. مایرا با کمک دوست قدیمیاش ویشو (ارشاد وارسی)، بازیگر ناموفق، سعی میکند مخفیانه اطلاعاتی درباره باچان و افرادش، از جمله کندی (ساهارش کومار شکلا)، بافریا چاچا (سانجی میشرا)، پاندولوم (ابهیمانیو سینگ) و ویرجین (پراتیک بابار)، جمعآوری کند. اما وقتی میکروفونی که روی ویرجین کار گذاشتهاند لو میرود، مایرا و ویشو توسط باند باچان گیر میافتند. باچان که عاشق بازیگری است، با شرط بازی در نقش اصلی فیلم مایرا، آنها را آزاد میکند. داستان با پیچشهایی مانند عشق باچان به سوفی (ژاکلین فرناندز)، قتل او توسط رقیب سیاسی لالجی، و تبدیل فیلم مایرا به یک کمدی به نام «BP» (به جای گانگستری)، به موضوعات جاهطلبی، خیانت و شهرت میپردازد. در پایان، باچان که ابتدا از فیلم کمدی عصبانی است، پس از قدردانی همسر ویرجین و دخترش که برای اولین بار پس از مرگ پدرش میخندد، از کشتن مایرا منصرف میشود. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، فیلمنامه ضعیف و بازسازی غیرخلاقانه، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آکشی کومار و کریتی سانون، فیلمبرداری و طنز برخی صحنهها تحسین شدند، اما کارگردانی فرهاد سامجی، دیالوگهای ضعیف و موسیقی ناامیدکننده نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵۰ کرور روپیه، تنها ۷۳.۱۷ کرور روپیه فروش جهانی داشت و یک شکست تجاری بود.
خلاصه داستان: فیلم «طمع» یک تریلر اکشن استرالیایی به کارگردانی جان وی. سوتو است که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره کیت متیوز (جیلین الکسی)، کماندار حرفهای در سطح المپیک، است که به همراه همسرش اش (لوک فورد)، بانکدار حوزه کریپتوکارنسی، و دخترشان سارا (تیا هیتکوت-مارکس) برای تعطیلات به خانهای دورافتاده در پرت میروند. زندگی آنها با تهاجم وحشیانه گروهی از مزدوران، به رهبری رید (الکساندرا نل) و کین (رایان پانیزا)، که اش را برای انتقال غیرقانونی ۱۰ میلیون دلار ربودهاند، به هم میریزد. کیت، که به دلیل استرس خانوادگی و شغلی اش در مسابقه اخیر کمانداری دوم شده، از مهارتهای کمانداری خود برای نجات خانوادهاش استفاده میکند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب و گریز در جنگل، تیراندازیهای دقیق کیت، و رویارویی با مزدوران در خانهای با نورپردازی رنگارنگ (سبز و آبی)، به موضوعات مقاومت، خانواده و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل بازیهای ضعیف (بهویژه بازیگران فرعی)، فیلمنامه پیشپاافتاده، و شروع کند تا ۵۰ دقیقه ابتدایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی الکسی، سکانسهای اکشن جنگلی، و ایده نوآورانه استفاده از کمانداری تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، موسیقی پسزمینه عجیب، و منطق ضعیف (مانند فرار مکرر از زیپتایهای نظامی) نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «انک» یک اکشن-تریلر سیاسی هندی به کارگردانی و نویسندگی آنوباو سینها و تولید مشترک T-Series و Benaras Mediaworks است که در ۲۷ مه ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره امان (آیوشمان خورانا)، مأمور مخفی RAW با نام مستعار جاشوا، است که به شمال شرق هند فرستاده میشود تا با گروه جداییطلب بزرگ منطقه به رهبری تایگر سانگا (لویتونگبام دورندرا) برای مذاکرات صلح همکاری کند. امان برای نفوذ به گروه جداییطلب جانسون، با آیدو (آندریا کویچوسا)، بوکسور جوانی که رویای کسب مدال طلای ملی برای اثبات هویت هندی خود را دارد، دوستی میکند. آیدو با تبعیضهای نژادی مداوم مواجه است و پدرش، وانگناو (میفام اوتسال)، که مخفیانه گروه جانسون را هدایت میکند، معتقد است مردمش به هند تعلق ندارند. امان، که عاشق آیدو شده، با تضادهای درونی درباره وظیفهاش برای حفظ هند یا حمایت از مردم محلی مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند درگیری در جنگل، مسابقه بوکس آیدو، و رویارویی امان با وانگناو در میانمار، به موضوعات هویت ملی، تبعیض و پیچیدگیهای دموکراسی هند میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، فیلمنامه پراکنده و مدت زمان طولانی (۲ ساعت و ۲۷ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۶۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای خورانا و کویچوسا، لوکیشنهای شمال شرق و موسیقی آنوراگ سایکیا تحسین شدند، اما کارگردانی ضعیف، CGI غیرواقعی و لحن موعظهگونه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارناژ آمریکایی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیهگو هالویس و نویسندگی برادران لوپز است که با الهام از مضامین مهاجرت و تبعیض نژادی ساخته شده است. داستان در شهری خیالی رخ میدهد، جایی که فرماندار (آلن ترامِل) فرمانی اجرایی برای بازداشت فرزندان مهاجران غیرقانونی صادر میکند. جیپی (خورخه لیندبورگ جونیور)، یک جوان مکزیکی-آمریکایی، به همراه دوستانش کامیلا (مالینا وایسمن) و ادی (سباستین چاکون) به یک مرکز بازداشت عجیب به نام «پالومینو» فرستاده میشوند. این مرکز که توسط اِدی ویلسون (اریک دین) اداره میشود، ظاهراً یک برنامه بازپروری برای آمادهسازی مهاجران برای «رویای آمریکایی» است. اما جیپی و دوستانش به زودی متوجه میشوند که این مرکز آزمایشگاهی برای اهداف شوم و غیرانسانی است که توسط نگهبانان خشن و یک دانشمند مرموز هدایت میشود. داستان با صحنههایی مانند آزمایشهای وحشتناک در زیرزمین، فرارهای پرتنش و طنزهای اجتماعی تند درباره نژادپرستی و سیاستهای مهاجرتی، به موضوعات هویت، مقاومت و نقد سیستم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و وحشت، داستان شلوغ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی جننا اورتگا بهعنوان کامیلا، طنز اجتماعی و ارجاعات به فیلمهایی مانند «برو بیرون»، تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۹ گلوله» یک اکشن-تریلر آمریکایی است که داستان یک رقصنده سابق را دنبال میکند که پس از کشف یک راز خطرناک، باید از یک کودک در برابر قاتلان بیرحم محافظت کند. او با گذشتهاش روبهرو میشود و برای نجات جان کودک وارد سفری پرخطر میشود. داستان با فضای پرتنش، به موضوعاتی مانند فداکاری و رستگاری میپردازد. بازی لینا هیدی و صحنههای اکشن فیلم بسیار تحسین شده است.