خلاصه داستان: داستان دو برادر دوقلو که پس از جدایی والدین در آمریکا و کره زندگی میکنند و هر تابستان با دختر همسایه، سونگ هاکیونگ، ملاقات میکنند؛ دختری که عشقی پنهان به یکی از آنها دارد. سالها بعد در بزرگسالی، در حالی که هر دو وارد دنیای معماری شدهاند، وقوع حادثهای تلخ در دو سال گذشته، مسیر زندگی و روابط عاطفی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: با ادغام مضحک دانشکدههای علوم کامپیوتر و مدلینگ، مسیر زندگی یک دختر مدل مشهور با یک میلیون فالور و یک پسر نابغه کامپیوتر که غرق در دنیای کدهاست، به هم گره میخورد. این تقابل غیرمنتظره میان دو دنیای کاملاً متفاوت، آغازگر ماجرایی عاشقانه و جذاب میشود.
خلاصه داستان: یی شن لان، پزشک اطفال متعهد در یک کلینیک روستایی، بر اثر یک سوءتفاهم با مدیر جدید بیمارستان، لو جائو شی، روبرو میشود. اما سرنوشت او را به دستیار این مدیر تبدیل میکند و همکاری نزدیک آنها برای حل مشکلات کلینیک و درمان بیماران، به عشقی شیرین و غیرمنتظره میان آن دو میانجامد.
خلاصه داستان: چوی کانگ و کواک بیونگنام، دو کهنهسرباز سابق نیروهای ویژه، زندگی آرامی در محله چانگری دارند. اما زمانی که امنیت خانه و همسایگانشان به خطر میافتد، آنها بدون دغدغههای سیاسی و تنها برای محافظت از عزیزانشان متحد میشوند تا به قهرمانان محلی تبدیل شوند.
خلاصه داستان: آماندا پس از یک شکست عاطفی با چهار مدل همخانه میشود و به همسایه جذابش مشکوک میشود که مرتکب قتل شده است. اما با ورود به دنیای او، میفهمد که او یک مأمور مخفی افبیآی است و حالا این دو باید برای متوقف کردن یک باند قاچاق، وارد ماجراجویی هیجانانگیز و عاشقانهای شوند.
خلاصه داستان: داستان درمورد برخورد یه خواننده مشتاق و تازه کاره که به خاطر کارپاره وقتش روز به روز به این واقعیت که نمیتونه علاقه اش رو دنبال کنه بیشتر نزدیک میشه و یه بلاگر خیلی معروف که الهه ملیه ولی فقط تو شبکه اجتماعیه زندگی شاد و پر زرق و برقی داره
خلاصه داستان: داستان درباره زنی معمولی به نام سچچنگ است که با استفاده از یک دستبند شگفتانگیز به نام «فیتیر» میتواند ظاهر خود را به صورتهای مختلف تغییر دهد. او با هویتهای جدید به دنبال کشف حقیقت درباره عشق خود میرود، اما فاش شدن راز این تغییر چهره، او را در مسیر مواجهه با چالشها و درک زیبایی واقعی قرار میدهد.
خلاصه داستان: کنگ جیهیوک، رهبر تیم یک شرکت تولید محصولات نوزاد، پس از بوسهای ناگهانی از سوی همکارش گو دا ریم، در موقعیت دشواری قرار میگیرد؛ چرا که تصور میکند او زنی متأهل است. اما دا ریم در واقع دختری مجرد است که برای استخدام، خود را متأهل معرفی کرده و حالا این دروغ بزرگ، ماجراهای جذابی را رقم میزند.
خلاصه داستان: داستان سه دوست صمیمی در آستانه چهل سالگی که هر کدام با چالشهای متفاوتی در زندگی، کار و عشق دستوپنجه نرم میکنند؛ یکی برای بازگشت به دوران اوج مجریگری تلاش میکند، دیگری در آرزوی مادری با همسری سرد مواجه است و سومی همچنان در رؤیای ازدواج به سر میبرد. آنها در این مسیر پرپیچوخم، به دنبال بازتعریف هویت خود هستند.