خلاصه داستان: جانگو جایزه بگیر در غیبت کلانتر وارد شهر مای سیتی می شود . دو گروه مهاجرین و دامداران در آنجا درگیرند . آموس دامدار ثروتمند با تحریک دیگر دامداران قصد حمله به مهاجرین را دارد . سرانجام جانگو موفق میشود این توطئه را خنثی کند ...
خلاصه داستان: گارد ساحلی ؛ فیلمی در سبک اکشن کمدی به کارگردانی ست گوردون است که بر مبنای سریالی تلویزیونی به همین نام ساخته شده است. داستان فیلم ماجرای دو گارد و نجات غریق است که باید از یک توطئه جنایی در کالیفرنیا پرده بردارند و از کارشان دفاع کنند…
خلاصه داستان: داستان دربارهی یک کمیسر ارشد و تیمش است که تلاش میکنند معمای قتلی را حل کنند. “سیفی” که یک کمیسر ارشد باتجربه است به همراه پلیس تازهکار نوری پامیر که جوان و دیوانه است سعی دارند پروندهی قتل یک کودک را حل کنند که در همین حین سیفی متوجه میشود خود در میان معمایی بزرگ قرار گرفته است…
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره ی یک بازرس ارشد در واحد مبارزه با مواد مخدر است که به اعتقادات خود به عنوان یک افسر پلیس وفادار است. او همه چیز را برای سرکوب مواد مخدر و محاکمه قاچاقچیان مواد مخدر به کار می گیرد و ...
خلاصه داستان: در اطراف بنگلور پاسگاهی به نام کوندانا وجود دارد، این فیلم به بررسی پرونده درگیری نیروی پلیس با یک قاتل روانی را به نمایش در می آورد و ...
خلاصه داستان: زن اسرارآمیزی که با نام مادام ام شناخته می شود چهل دختر نوجوان را ربوده و به جزیره ای دورافتاده می فرستد به تبدیل به آدمکشانی حرفه ای شوند.مامور سی آی ای "جک چن" این پرونده را 6 سال بدون سرنخ تعقیب کرده تا اینکه تعدادی قتل وحشتناک رخ می دهد و...
خلاصه داستان: جانگ جه کیونگ یک کارآگاه در بخش مواد مخدر هست. او اعتقاد دارد، ضعف در موفقیت زمانی اتفاق می افتد که پای ارتباطات شخصی وسط باشد. به همین دلیل وقتی احساس خطر می کند از دوستان، افسران پلیس و حتی خانواده اش فاصله می گیرد. او سپس گرفتار یک بحران شود. جانگ جه کیونگ توسط شخصی مجبور به مصرف به مواد مخدر می شود و…
خلاصه داستان: اریک؛ مینی سریالی در ژانر تریلر روانشناختی محصول شبکه نتفلیکس است. داستان در دهه ۱۹۸۰ نیویورک روایت میشود. بندیکت کامبربچ در نقش وینسنت اندرسون، یک عروسکگردان برجسته، بازی میکند که زندگیاش پس از ناپدید شدن پسر نه سالهاش، ادگار، به آشوب کشیده میشود. زندگی وینسنت که از قبل با احساس گناه و خودبیزاری دست و پنجه نرم میکند، به طور فزایندهای ناپایدار میشود و به امید اینکه دوست خیالی پسرش، یک عروسک هیولا به نام اریک، ممکن است کلید بازگشت ادگار را داشته باشد. با وخامت وضعیت روانی وینسنت، اریک که یک توهم ناشی از غم و اندوه وینسنت است، تنها همراه و منبع تسلی او میشود…