خلاصه داستان: جان جان؛ فیلمی در ژانر معمایی مهیج به کارگردانی سوجوی گوش است. یک مادر و دخترش مرتکب جنایتی می شوند. در حالی که پلیس در حال تحقیقات است اما همسایه آن ها تصمیم می گیرد در مخفی کردن حقیقت به آن ها کمک کند…
خلاصه داستان: جف تالی، پلیس شهر لوس آنجلس و وظیفه اش مذاکره با گروگان گیران بود اما وقتی نتوانست جان بچه ای که گروگان مرد دیوانه ای که قصد خودکشی داشت را از مرگ نجات دهد، کارش را در لوس آنجلس ترک کرد و به شهری کوچک و آرام در بخش ونتورا رفت و ...
خلاصه داستان: فیلم «فصل اول او» یک درام جنایی است که داستان یک پلیس زن را روایت میکند که برای کشف قتل، با چالشهای شخصی و حرفهای روبهرو میشود. منتقدان روایت نفسگیر، بازیهای قدرتمند و جو تنشزا را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم هیجانانگیز و عمیق توصیف کردهاند که با لحظات تنشزا و عاطفی، حس عدالت و شجاعت را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: سنگ دل؛ فیلمی در سبک جاسوسی اکشن مهیج به کارگردانی تام هارپر با بازی گل گدوت، جیمی درنان، آلیا بات و ماتیاس شوایگهوفر است. ریچل استون، یک مأمور برای سازمانی به نام منشور است و همه آن را سازمانی مرموز و متعهد به «حفظ صلح جهانی در دنیای آشفته» میشناسند. سازمان منشور یا Charter قادر است تا صلح جهانی را با کمک چیزی به اسم «قلب» یا Heart انجام دهد که البته با آنچیزی که فکرش را میکنید، بسیار متفاوت است. قلب، قطعهای از هوش مصنوعی بسیار قدرتمند است که تواناییهای منحصربهفردی مثل دستکاری رشد و سقوط بازارهای دیجیتال و سرمایه و بازارهای آنلاین دارد و از لحاظ نظامی، حتی میتواند باعث سقوط انواع مختلف هواپیماها از آسمانها شود. حالا فرض کنید که وقتی هکری مرموز قدرت آن را برعهده بگیرد…
خلاصه داستان: یک افسر پلیس درستکار، برای بررسی پرونده یکی از افسران گمشده به آتانی منتقل می شود. در حین کار بر روی این پرونده، زوج جوانی توسط یکی از زیردستانش به ایستگاه آورده و به آنها مشکوک به بازی ناپسند می شوند.
خلاصه داستان: اوقات خوش، فیلمی در ژانر جنایی درام به کارگردانی جاش و بنی سفدی و نویسندگی جاش سفدی و رونالد برونشتاین است. فیلم نقد های تحسین آمیزی دریافت کرد و برای رقابت در بخش نخل طلا هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شد. رابرت پتینسون بازیگر اصلی فیلمی میباشد. داستان درباره دزدی بسیار ناشیانه بانک توسط برادران «کانی» و «نیک» است. «کانی» باهوش و «نیک» که معلول ذهنیست، همدست اوست. بعد از اینکه همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود، «نیک» و «کانی» از همه جدا میشوند. «نیک» دستگیر میشود و به جزیره «ریکرز» منتقل میشود و «کانی» فرار میکند. بلافاصله بعد از این اتفاق او نقشهای برای فراری دادن «نیک» میکشد…
خلاصه داستان: سریال خانواده، داستان اصلان، پسر بزرگ خانوادهای پرجمعیت است که یک کلاب شبانه را اداره میکند. او مردی مرموز و بدخلق است. دوین که یک روانشاس است، وارد زندگی سخت اصلان میشود و این آشنایی باعث شروع اتفاقات جدید خواهد بود.