خلاصه داستان: "آی لاو یو" داستان موتومیا یوری رو روایت میکنه، یه زن سیساله که بعد از یه تصادف توانایی تلهپاتی پیدا کرده و با نگاه کردن توی چشم آدما، فکرای واقعیشون رو میشنوه. این قدرت باعث شده یوری از عشق و رابطه دوری کنه، چون همیشه حقیقتای ناخواسته رو میفهمه. یه روز با یون ته-اوه، یه دانشجوی کرهای مهربون و سرزنده که به زبون کرهای فکر میکنه، آشنا میشه. چون یوری کرهای بلد نیست، نمیتونه فکرای ته-اوه رو بخونه و این باعث میشه کنجکاو و جذبش بشه. ته-اوه که بهعنوان کارآموز توی شرکت یوری کار میکنه، با رفتار صمیمی و صادقش کمکم قلب یوری رو باز میکنه. داستان با سوءتفاهمهای خندهدار، عشق بینفرهنگی و یه کم رمز و راز درباره گذشته یوری پیش میره. این سریال که یه فانتزی عاشقانهست، پر از لحظههای کیوت و گرم و نشوندهنده تفاوتای زبون و فرهنگه.
خلاصه داستان: "ماجرای دوریان" داستان دو زن از یه خانواده اشرافی توی دوره چوسان رو روایت میکنه که با سفر تو زمان به سال ۲۰۲۳ میرسن. این دو، دو ری-آن و سو-جو، که مادرشوهر و عروس هستن، توی یه مهمانی بزرگ توی ویلای خانواده دان موقع یه ماهگرفتگی پیداشون میشه. اونا با بک دو-یی، رئیس یه شرکت بزرگ، و مردای پولدار خانواده دان روبهرو میشن و یه داستان عجیب و قشنگ بین زمان و مکان شکل میگیره. دو ری-آن که از بیرون آروم و مهربون به نظر میاد، روحیه قویای داره، و سو-جو هم با گذشته دردناکش وارد این ماجرا میشه. این سریال که یه فانتزی دراماتیک عاشقانهست، پر از پیچشهای احساسی و تضاد بین دنیای قدیم و امروزه.
خلاصه داستان: "عشق رویاههای ابدی" داستان عشق بین بای فنگجیو، ملکه چینگچیو و تنها روباه نهدُم قرمز دنیا، و دونگهوا دیجون، امپراتور سابق بهشت رو روایت میکنه که ۲۰۰۰ سال طول میکشه. وقتی فنگجیو کوچیک بود، دونگهوا اونو از یه هیولای وحشی نجات میده و فنگجیو که حس دین بهش داره، دنبالش راه میافته تا لطفش رو جبران کنه. این حس کمکم به عشق تبدیل میشه، ولی دونگهوا که صد هزار سال با شر جنگیده، معنی عشق رو فراموش کرده. برای محافظت از فنگجیو، اونو به دنیای آدما میفرسته، ولی یه اشتباه باعث مرگ دوست فنگجیو میشه. فنگجیو برای پیدا کردن میوهای که دوستش رو زنده کنه، وارد رویای آرلان رو میشه و اونجا گیر میافته. دونگهوا برای نجاتش میاد و میفهمه عاشقش شده. این سریال که دنباله "Eternal Love" سال ۲۰۱۷ و برگرفته از رمان "سه زندگی، سه جهان، کتاب بالش" نوشته تانگچی گونگزیه، پر از فانتزی، عشق و ماجراجوییه.
خلاصه داستان: "باران عشق ابدی" داستان نینگ شیو-رویی رو روایت میکنه، شاهزاده دوم قبیله اژدها که برای نجات آدما از یه خشکسالی شدید، به زمین میاد. اون توی سفرش عاشق یه دختر جوون از یه دهکده ماهیگیری میشه و بهعنوان نشونه عشقش، یه فلس اژدهای برعکس بهش میده. وقتی خشکسالی تموم میشه، نینگ شیو-رویی میفهمه که هم دختره هم فلسش غیبشون زده. میفهمه که دختره وسط شب فرار کرده و فکر میکنه فریبش داده. چون بدون فلسش نمیتونه به خونهش برگرده، ۵۰۰ سال توی زمین سرگردون میمونه. درست وقتی که دیگه داره ناامید میشه، حس میکنه فلسش یه جایی هست و همزمان با یه دختر به اسم سو یین-یین روبهرو میشه که انگار همون کلاهبردار قدیمیشه. این سریال که از رمان "Qing Shi Jin Lin Gu Yu Lai" نوشته مو یو اقتباس شده، پر از عشق بینگونهای، فانتزی و ماجراجوییه.
خلاصه داستان: "شب ابدی" داستان نینگ چه رو روایت میکنه، یه پسر جوون که بعد از قتلعام خانوادش توسط یه ژنرال بیرحم، تنها بازمانده میشه. اون با هوش و مهارتش توی طبیعت زنده میمونه و با یه دختر بچه که از توی یه توده جنازه پیدا کرده و اسمش رو به خاطر یه خال برگمانند روی پاش، سنگسنگ (به معنی توت) گذاشته، بزرگ میشه. این دو که از اون روز جدا نشدنی شدن، راهشون به پایتخت امپراتوری تانگ میرسه. نینگ چه توی آکادمی رزمی عضو میشه و میفهمه سنگسنگ، تجسم دوباره یونگیهست، یه موجود افسانهای که گفته شده با اومدنش، دنیا رو به هرجومرج میبره. وقتی نیروهای شرور سعی میکنن قدرت مرموز سنگسنگ رو تصاحب کنن، نینگ چه باید همهچیز رو به خطر بندازه تا ازش محافظت کنه و انتقام خانوادش رو بگیره. این سریال که از رمان "جیانگ یه" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از ماجرا، فانتزی و رزمه.
خلاصه داستان: "تو فوقالعادهای" داستان اون دان-او رو روایت میکنه، یه دختر دبیرستانی که فکر میکنه یه زندگی عادی داره تا اینکه یه روز میفهمه شخصیت فرعی یه مانگاست به اسم "راز". اون که از بیماری قلبی رنج میبره و قرار بوده فقط یه نقش حاشیهای داشته باشه، متوجه میشه زندگیش دست نویسندهست و عشقش به بک کیونگ، یه پسر سرد و مغرور، توی داستان اصلی جایی نداره. وقتی با یه پسر بیاسم (که بعداً "هارو" صداش میکنن) آشنا میشه، تصمیم میگیره سرنوشتش رو عوض کنه. این دو با هم علیه خط داستان میجنگن تا عشق و زندگیشون رو خودشون بسازن. این سریال که از وبتون "July Found by Chance" اقتباس شده، پر از فانتزی، کمدی و لحظههای عاشقانهست.
خلاصه داستان: "عاشقان سرزمین پریان" داستان بای چی رو روایت میکنه، یه دکتر روح که توی دنیا سفر میکنه و به ارواح کمک میکنه از وسواسهای دنیویشون خلاص بشن. توی این سفر، با لین شیا، دختری شاد که انگار از گذشتهش میشناسه، روبهرو میشه. بای چی که یه دکتر مرموز با قدرت طائویانه، ارواح—آدمایی که با خواستههای مادی آلوده شدن—رو شفا میده تا به زندگی عادیشون برگردن. یه اتفاق باعث میشه با لین شیا همخونه بشه و این زندگی مشترک یه خاطره مهر و مومشده از هزاران سال پیش رو باز میکنه. این سریال که از رمان "پنگ لای جیان" نوشته لو هان اقتباس شده، پر از عشق بینگونهای، کمدی و رمز و رازه.
خلاصه داستان: "عاشق گربهها شدم" داستان سونگ زی رو روایت میکنه، دختری از سیاره گربهها که برای پیدا کردن ناجیش از بچگی به زمین میاد. اون که باید توی یه سال با بوسه عشق واقعی معاملهش رو جوش بده، هویت یه ستاره مغرور رو میگیره و با لو وو، صاحب یه پتشاپ، وارد یه رابطه عاشقانه بینسیارهای میشه. سونگ زی توی راهش با کلی دردسر روبهرو میشه، ولی با لو وو که عاشق گربههاست کنار هم این مشکلات رو پشت سر میذارن و بعد از یه سری بالا و پایین، به هم اعتراف میکنن و با هم میمونن—تا اینکه انگار یه چالش بزرگتر منتظرشونه. این سریال که از رمان "San Jie Song Zi Shi Wu Suo" نوشته گو مِنگ اقتباس شده، پر از عشق، فانتزی و لحظههای گرم و نرم قلبیه.
خلاصه داستان: "نابودی در خدمت تو" داستان تاک دونگ-کیونگ رو روایت میکنه، یه ویراستار وبسایت رمان که زندگی معمولیای داره تا اینکه با یه سرنوشت غیرمنتظره روبهرو میشه. توی سالگرد مرگ پدر و مادرش، میفهمه به خاطر تومور مغزی فقط سه ماه وقت داره، نامزدش متأهله و برادر کوچیکش دوباره بیمسئولیتی میکنه. توی اوج ناامیدی، وقتی مست روی پشتبوم آرزو میکنه دنیا نابود بشه، مئولمانگ، یه پیامرسان بین خدا و آدما، آرزوش رو میشنوه. دونگ-کیونگ با مئولمانگ یه قرارداد ۱۰۰ روزه امضا میکنه و زندگیش رو به خطر میندازه. این سریال پر از عشق، فانتزی و لحظههای احساسیه که با طنز قاطی شده.
خلاصه داستان: تنگ سان که در کودکی مادرش را از دست داده بود، به همان اندازه که پدرش به او اطمینان داشت، با تکیه بر پدرش بزرگ شد. او که فردی دقیق، بالغتر از سن خود و دارای هوش و استعدادی استثنایی بود، در شش سالگی به آکادمی روئودینگ فرستاده شد تا به رویایش برای تبدیل شدن به یک استاد روح بزرگ دست یابد. در آنجا، تحت هدایت یو شیائو باند، با یتیمی به نام گو شیائو وو آشنا شد و دوستیشان شکل گرفت. آنها با هم سفری طولانی و پرچالش را در مسیر تزکیه آغاز کردند. با گذر زمان، این دو دوست روزبهروز به یکدیگر نزدیکتر شدند و در نهایت پیمانی بستند که تا پایان عمر مانند خواهر و برادر کنار هم بمانند.