خلاصه داستان: "ماشین تحریر شیکاگو" داستان هان سه جو رو روایت میکنه، یه نویسنده معروف که توی اوج موفقیتش با بحران خلاقیت روبهرو میشه. اون با یو جین اوه، یه طرفدار عجیب و غریب، و جون سول، یه نویسنده شبح مرموز، همراه میشه. این سه نفر کمکم میفهمن که توی زندگی قبلیشون توی دهه ۱۹۳۰، توی کره تحت اشغال ژاپن، مبارز آزادیخواه بودن و با یه ماشین تحریر قدیمی به هم وصل شدن. حالا باید رازهای گذشتهشون رو حل کنن.
خلاصه داستان: "چو یونگ: کارآگاه ماوراء" داستان یون چو یونگ رو روایت میکنه، یه کارآگاه که میتونه ارواح رو ببینه و باهاشون حرف بزنه. اون بعد از یه حادثه تلخ که قدرتش رو بهش داد، از کارش کنار کشیده بود، اما حالا با یه روح دختر دبیرستانی به اسم هان نا یونگ همراه میشه تا جنایتهای حلنشده رو پیدا کنه. این دو توی یه دنیای پر از راز و انتقام با هم کار میکنن.
خلاصه داستان: "شعلههای سوزان" داستان وو گنگ رو روایت میکنه، یه شاهزاده از قبیله انسانها که بعد از نابودی خانوادش توسط خدایان، به بردگی میافته. اون با قدرت اراده و کمک دوستای وفادارش، از جمله آسین، یه جنگجوی مرموز، قیام میکنه تا انتقام بگیره و دنیای پر از ظلم رو تغییر بده. این سفر پر از نبردهای حماسی و فداکاریه.
خلاصه داستان: "بیارش جلو، روح" داستان پارک بونگ پال رو روایت میکنه، یه دانشجوی جوون که میتونه ارواح رو ببینه و برای پول درآوردن اونا رو شکار میکنه. اون با کیم هیون جی، یه روح سرگردون که موقع مرگش دانشآموز بوده، روبهرو میشه. این دو با هم شروع به حل راز مرگ هیون جی میکنن و توی این مسیر با یه استاد مرموز و ارواح خطرناک روبهرو میشن.
خلاصه داستان: "تولد آبی" داستان اوه ها رین رو روایت میکنه، دختری که توی دهمین سالگرد مرگ عشق اولش، جی سئو جون، با پیدا کردن عکسهای قدیمیش، بهطور مرموزی به گذشته سفر میکنه. اون حالا شانس این رو داره که با برگشتن به اون روزای تلخ، مرگ سئو جون رو عوض کنه، اما هر تغییری توی گذشته، آینده رو به شکل غیرمنتظرهای عوض میکنه.
خلاصه داستان: "دوباره متولد شده" داستان سه نفر رو روایت میکنه که زندگیهاشون توی دهه ۱۹۸۰ به هم گره خورده: گونگ جی چول، یه کارآگاه عاشق کتابفروش جوون، جونگ ها اون، و چا هیونگ بین، معشوقهاش. بعد از یه قتل و مرگ غمانگیز، هر سه توی سال ۲۰۲۰ دوباره متولد میشن و سرنوشت اونها رو توی یه مثلث عشقی و راز قتل قدیمی دوباره به هم میرسونه.
خلاصه داستان: "عشق خونین" داستان چی ژوئه رو روایت میکنه که توی اواخر سلسله تانگ به یه روسپیخانه فروخته میشه. اون بهطور اتفاقی وارد شهر مرموز قاتلان زن به اسم گوی هوا میشه و اسم جدیدش وان می میشه. اون که حالا قاتل شده، توی ماموریتهای خطرناک گیر میافته و با چانگ آن، مردی که مثل سایه ازش محافظت میکنه، همراه میشه. این دو توی توطئهای بزرگ برای قدرت درگیر میشن.
خلاصه داستان: "مرد آهنی" داستان جو هونگبین، مدیرعامل یه شرکت بازیسازی رو روایت میکنه که همهچیز داره: توانایی، ثروت و ظاهر خوب. اما این مرد عصبی یه راز عجیب داره—وقتی عصبانی میشه یا درد میکشه، تیغههای فلزی از بدنش بیرون میزنن. اون با سون سهدونگ، دختری مهربون آشنا میشه که کمکم قلبش رو آروم میکنه و بهش کمک میکنه با درد درونیش و این قدرت جدید کنار بیاد.
خلاصه داستان: «شوالیه سیاه» یک داستان عاشقانه درباره زنی است که منتظر عشق زندگیاش است و مردی که حاضر است برای محافظت از عشقش هر کاری بکند. این داستان بیش از دویست سال را در بر میگیرد. مون سو-هو یک تاجر با قلبی پاک است، اما هیچوقت خودش واقعیاش را به کسی نشان نمیدهد، جز به جونگ هه-را، یک کارمند آژانس مسافرتی که هرگز به خارج از کشور سفر نکرده. سو-هو و هه-را در کودکی مثل خواهر و برادر در خانه هه-را بزرگ شدند، اما بعدها از هم جدا شدند. آنها پس از بزرگ شدن دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و عشق به سراغشان میآید، انگار که سرنوشت باشد. آیا عشقشان با وجود تمام اتفاقات متزلزل دوام خواهد آورد؟
خلاصه داستان: سریال «بلک» (Black) یک درام کرهای است که در سال ۲۰۱۷ پخش شد. داستان دربارهٔ «هان مو-گان» (با بازی سونگ سئونگ-هون)، کارآگاهی است که بهطور معجزهآسا به «بلک» (فرشته مرگ) تبدیل میشود و با «کانگ ها-رام» (با بازی گو آرا)، زنی که توانایی دیدن مرگ را دارد، همکاری میکند تا پروندههای قتل را حل کنند. این سریال در ۱۸ قسمت تولید شده و در شبکه OCN کره جنوبی پخش شده است.