خلاصه داستان: فیلیپ رابینسون، پزشک نیروی دریایی، در حالی که مردی را معاینه میکند، متوجه میشود که او به طرز مشکوکی به بیماری طاعون مبتلا شده و علت مرگش همین بیماری است. او بلافاصله با مقامات مربوطه تماس میگیرد، اما برای جلوگیری از ایجاد وحشت عمومی، آنها ترجیح میدهند که موضوع را مخفی نگه دارند. اکنون، رابینسون و یک افسر پلیس به نام تد ریچاردسون باید در یک مسابقه با زمان، قاتل را که اکنون ناقل بیماری است، پیدا کنند و از گسترش یک اپیدمی مرگبار در شهر جلوگیری کنند. در این مسیر، آنها باید با ترسهای خود و بیاعتمادی جامعه روبرو شوند.
خلاصه داستان: فیلیپ رابینسون، پزشک نیواورلئانز، جسد مردی را که به تازگی فوت کرده میبیند و با معاینه آن، بیماری طاعون را در او تشخیص میدهد. او برای جلوگیری از شیوع بیماری و وحشت عمومی، باید در عرض ۴۸ ساعت، منبع بیماری و افرادی که با آن مرد در تماس بودهاند را پیدا کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی پیتر هیامز و با بازیگری مایکل داگلاس، امبر تامبلین و جسی متکالف است. داستان حول محور یک روزنامهنگار جوان به نام سی جی نیکولاس (متکالف) میگردد که برای افشای فساد دادستان منطقه مارک هانتر (داگلاس)، یک نقشه پیچیده را طراحی میکند. سی جی شواهدی را علیه خودش جعل میکند تا به عنوان یک قاتل سریالی دستگیر شود و سپس در دادگاه با استفاده از آزمایش DNA بیگناهی خود را ثابت کند و نشان دهد که سیستم قضایی هانتر معیوب است. اما زمانی که وکیلش به طرز مشکوکی میمیرد و مدارک DNA ناپدید میشوند، سی جی در دامی مرگبار گرفتار میشود که خودش طراحی کرده بود.
خلاصه داستان: در خلاصهای کوتاه، فیلم «بنبست» (۲۰۰۳) به کارگردانی ژان باپتیست آندرهآنی و فابیان کنینی، داستان خانوادهای را روایت میکند که در شب کریسمس و در مسیر رسیدن به خانه اقوام خود، برای کوتاه کردن مسیر وارد یک جاده خلوت و ناشناخته میشوند. این تصمیم ناگهانی آنها را در یک کابوس تمامنشدنی گرفتار میکند؛ جادهای که هیچ پایانی ندارد و هر بار آنها را به نقطه شروع بازمیگرداند. با گذشت زمان و در مواجهه با پدیدههای فراطبیعی و یک زن اسرارآمیز و مرموز که در جاده ظاهر میشود، ترس و هراس بر فضای فیلم حاکم میگردد و خانواده باید برای بقای خود و درک راز این بنبست مرموز بجنگند. بازیگرانی مانند الکساندرا هولدن و ری استیونسون در این فیلم ترسناک به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: فیلم نوآر کلاسیک "گیلدا" محصول سال ۱۹۴۶ به کارگردانی چارلز ویدور و با بازی درخشان ریتا هیورث در نقش اصلی، داستانی از عشق، خیانت و حسادت را در پسزمینه کازینوهای آرژانتین روایت میکند. جانی فارل (با بازی گلن فورد)، یک قمارباز حرفهای، پس از برنده شدن در یک بازی توسط صاحب کازینو، بالین ماندلسون (با بازی جورج مکریدی)، به عنوان شریک و دستیار او استخدام میشود. زندگی جانی با ورود گیلدا، همسر مرموز و فریبنده بالین، که در گذشته با او رابطهای عاشقانه داشته، دگرگون میشود. تنش میان این سه شخصیت به تدریج افزایش یافته و به سوی یک پایان غافلگیرکننده پیش میرود. این فیلم با صحنههای به یاد ماندنی و اجرای نمادین ریتا هیورث در نقش یک زن اغواگر، به یکی از ماندگارترین آثار سینمای کلاسیک هالیوود تبدیل شده است.
خلاصه داستان: یک کشیش مرموز و شیاد به نام هری پاول (با بازی رابرت میچام در نقش یکی از شرورترین شخصیتهای تاریخ سینما) در دهه ۱۹۳۰ به دنبال پولی است که همسر سابقش بن (پیتر گریوز) پس از سرقت، نزد دو فرزندش جان و پール (بیلی چاپلین و سالی آن بروس) پنهان کرده است. او با فریب و تظاهر به دینداری، ویلما (شلی وینترز)، بیوه بن را به ازدواج با خود فریب میدهد. اما وقتی بچهها راز پول را برملا نمیکنند، هری به خشونت روی میآورد و ویلما را به قتل میرساند. دو کودک بیپناه در قایقی به رودخانه میزنند و از دست این هیولای مذهبی فرار میکنند و سرانجام نزد پیرزنی مهربان به نام ریچل کوپر (لیلیان گیش) پناه میگیرند. این شاهکار بینظیر چارلز لاتون که در سال ۱۹۵۵ ساخته شد، با تصاویر سیاهوسفید خیرهکننده و فضاسازی رویایی، یکی از تأثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینماست.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم نوآر کلاسیک سال ۱۹۵۵ به کارگردانی رابرت آلدریچ، مایک همر (با بازی رالف میکر) را دنبال میکند، کارآگاهی خصوصی که پس از کمک به زنی فراری به نام کریستینا (با بازی کلوئه وب)، درگیر پروندهای مرموز و خطرناک میشود. پس از مرگ مشکوک کریستینا، همر به دنبال حقیقت میرود و به چیزی بزرگ و مرموز به نام «چیزی بزرگ» برمیخورد که افراد زیادی حاضرند برایش بکشند. این فیلم با فضای تاریک، دیالوگهای تند و تیز و پایان به یادماندنی، یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر نوآر محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای تد و ایزابل تصمیم میگیرند تا برای شروع زندگی جدید به خانهای قدیمی در حومه شهر نقل مکان کنند. آنها امیدوارند با دور شدن از شلوغی شهر، آرامش را تجربه کنند. اما به زودی متوجه میشوند که خانه جدیدشان رازی ترسناک در خود پنهان کرده است. ایزابل شروع به دیدن تصاویر وحشتآوری میکند و صدای زمزمههای مرموزی را میشنود که او را به سوی اتاق زیرشیروانی هدایت میکنند. در آنجا او نامهای قدیمی پیدا میکند که متعلق به زنی به نام کاترین است و داستان زندگی تراژیک او را روایت میکند. کاترین سالها پیش در همین خانه توسط شوهر حسودش به قتل رسیده و روح او تا به امروز در خانه گرفتار شده است. تد ابتدا حرفهای همسرش را باور نمیکند، اما به تدریج خودش نیز شاهد وقایع فراطبیعی میشود. روح کاترین قصد دارد انتقام خود را از مردان بگیرد و حالا نوبت تد است. ایزابل باید قبل از اینکه دیر شود، راز خانه را کشف کند و راهی برای آرام کردن روح خشمگین کاترین پیدا کند.
خلاصه داستان: یک زن جوان و مرموز به نام دایان ترمینگل (جین سیمونز) با مرد ثروتمندی به نام چارلز تریمبل (هربرت مارشال) و دخترش مری (باربارا او نیل) آشنا میشود. دایان که راننده تاکسی است، با ظاهری معصوم و بیآزار به خانواده تریمبل نزدیک میشود و به سرعت دل فرانک جساپ (رابرت میچام)، مربی و دوست خانوادگی آنها را میدزدد. اما دایان که به نظر میرسد در پی یک زندگی بهتر است، نقشههای تاریکتری در سر دارد. او به دنبال ثروت خانواده تریمبل است و برای رسیدن به هدف خود از هیچ کاری، حتی قتل، دریغ نمیکند. کارگردان اتو پرمینگر در این فیلم نوآر کلاسیک، داستانی از فریب، شهوت و جنایت را روایت میکند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و هر شخصیتی انگیزههای پنهانی خود را دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «فرشتگان با چهرههای آلوده» (۱۹۳۸) به کارگردانی مایکل کورتیز، با بازی جیمز کاگنی و پت اوبراین، داستان دو دوست دوران کودکی را روایت میکند که مسیرهای متفاوتی را در زندگی پیش میگیرند. راکی سالیوان (کاگنی) به یک گانگستر سرسخت و خشن تبدیل میشود، در حالی که جری کانولی (اوبراین) کشیشی فداکار میشود که در محلهی فقیرنشین محل رشدشان به جوانان خدمت میکند. زمانی که راکی پس از یک سرقت مسلحانه به زندان میافتد و به اعدام محکوم میشود، جری از او درخواست میکند که در آخرین لحظات زندگیاش تظاهر به ترس و بزدلی کند تا الگوی منفی برای نوجوانانی که او را تحسین میکنند نباشد. این درخواست، راکی را با یکی از دشوارترین تصمیمات زندگیاش مواجه میکند: حفظ غرور و تصویر یک گانگستر سرسخت تا پای چوبهی دار، یا فداکاری برای نجات نسل آینده.