خلاصه داستان: داستان عاشقانهای واقعی در سال 2017 درباره کامیل، کمدین پاکستانی-آمریکایی، که عاشق زنی آمریکایی به نام امیلی میشود. وقتی امیلی به کمایی عمیق فرو میرود، کامیل و خانوادهاش باید با سنتهای خود و انتظارات فرهنگی دست و پنجه نرم کنند و در عین حال برای نجات جان او و آیندهشان تلاش کنند.
خلاصه داستان: فیلم «هتل بهترین اگزوتیک ماریگولد» داستان گروهی از بازنشستگان بریتانیایی را روایت میکند که به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی، تنهایی و ناامیدی، تصمیم میگیرند دوران بازنشستگی خود را در هتلی ارزانقیمت در جیپور هند بگذرانند. این هتل که «بهترین اگزوتیک ماریگولد» نام دارد، در تبلیغاتش وعده لوکس و رفاه میدهد، اما در واقعیت بسیار فرسوده و نامناسب است. هر یک از این افراد با چالشها و غافلگیریهای فرهنگی و شخصی روبرو میشوند و در این میان، روابط جدیدی شکل میگیرد و در نهایت، هر کدام راهی برای یافتن شادی و معنای تازه در زندگی پیدا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «Sweet Maple Romance» داستان زنی جوان به نام «اِما» را روایت میکند که پس از بهرثیت رسیدن یک مزرعه افرا در حومه شهر، تصمیم میگیرد زندگی شلوغ شهری را رها کند و به آنجا نقل مکان کند. او در ابتدا با چالشهای بسیاری از جمله نگهداری از درختان و تولید شیره افرا روبرو میشود، اما با کمک یک همسایه مهربان و خبره به نام «جیک»، کمکم عاشق سبک زندگی جدید و طبیعت میشود. در طول فصل پاییز، آنها با همکاری یکدیگر محصول باکیفیتی تولید میکنند و در این میان، عشقی نو و ساده بین آنها شکوفه میزند که نشاندهنده تغییر فصلها و قلبهایشان است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «تبعید» (The Banishment) داستان مردی به نام الکسی را روایت میکند که به همراه همسر و دو فرزندش به یک خانه روستایی در حومه شهر نقل مکان میکنند. در این میان، همسر او و برادرش با یکدیگر رابطهای پنهانی دارند که به تدریج افشا میشود. این راز باعث ایجاد تنشهای عمیق و درگیریهای خانوادگی میشود که به تدریج به سمت خشونت و تراژدی پیش میرود. این فیلم به کارگردانی آندری زویاگینتسف در سال 2007 ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم «حقیقت تلخ» (The Awful Truth) در سال 1929، داستان زوجی به نامهای جری و لوسی وارینگ را روایت میکند که به دلیل سوءتفاهمهای جزئی و حسادتهای بیاساس، تصمیم به جدایی و طلاق میگیرند. اما پس از جدایی، هر دو به سرعت وارد روابط عاشقانه جدیدی میشوند که به نظر میرسد مناسبتر از رابطه قبلی است. با این حال، تلاشهای آنها برای به هم زدن نامزدی جدید طرف مقابل و مداخلههای پیاپی، به یک سری موقعیتهای کمدی و هرجومرجآمیز منجر میشود. در نهایت، آنها متوجه میشوند که علیرغم تمام مشکلات، هنوز عشق عمیقی به یکدیگر دارند و حقیقت تلخ این است که بدون هم نمیتوانند زندگی کنند.
خلاصه داستان: فیلم «The Ages of Love» داستان سه نسل از مردان خانواده را روایت میکند که هر کدام در برههای از زندگی خود با چالشها و پیچیدگیهای عاشقانهای مواجه میشوند. در سال ۲۰۱۱، پدربزرگ خانواده، میکله، که در دهه هشتاد زندگی است، با دیدار دوباره عشق قدیمیاش، یک زن فرانسوی، زندگیاش دگرگون میشود. پسرش، جووانی، که یک روزنامهنگار است، درگیر رابطهای پیچیده با یک زن جوان و مرموز میشود. در همین حال، نوهاش، لورنزو، که یک دانشجوی بیقرار است، درگیر یک مثلث عاشقانه با دو دختر جوان میشود. این سه داستان به طور موازی پیش میروند و در نهایت به هم میرسند تا حقایقی را درباره عشق، پشیمانی و آشتی در میان نسلهای مختلف یک خانواده ایتالیایی فاش کنند.
خلاصه داستان: فیلم زن زناکار داستان زنی به نام لیلا را روایت میکند که در سال ۱۳۹۵ در تهران زندگی میکند. او که از زندگی خسته و ناراضی است، با مردی جوان آشنا میشود و وارد رابطهای پنهانی میگردد. این رابطه، آغازگر مسیری پر فراز و نشیب است که لیلا را درگیر چالشهای عمیق اخلاقی، اجتماعی و عاطفی میکند و او را به سمت تصمیمات سرنوشتسازی سوق میدهد که آیندهاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم تس (Tess) در سال ۱۹۷۹ به کارگردانی رومن پولانسکی ساخته شد. این اثر اقتباسی سینمایی از رمان «تس در خانواده دوربرویل» اثر توماس هاردی است که داستان دختری جوان به نام تس را روایت میکند که برای کمک به خانوادهاش به جستجوی ثروت میرود اما در دام عشق و تقدیر تلخی گرفتار میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ماه اغواگر» (Temptress Moon) به کارگردانی کیتی هوا در سال 1995 ساخته شده است. داستان در شانگهای دهه ۱۹۲۰ میلادی روایت میشود و ماجراجوییهای یک زن جوان به نام پنگ یانگ را دنبال میکند که در یک خانواده ثروتمند و درگیر توطئههای پیچیده قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم Teen Wolf در سال 1985 به کارگردانی راد دانلی و با بازی مایکل جی فاکس در نقش اصلی، داستان نوجوانی به نام اسکات هاوارد را روایت میکند که به طور ناگهانی متوجه میشود از اصالت خانوادگی گرگینهای برخوردار است. این توانایی جدید، زندگی عادی او را در مدرسه و روابطش با دوستان و دختر مورد علاقهاش دگرگون میکند. اسکات در ابتدا از این قدرت برای جلب توجه و محبوبیت بیشتر استفاده میکند، اما خیلی زود با چالشهای این دوگانگی و مسئولیتهای پنهان آن روبرو میشود.