خلاصه داستان: رابرت دنیرو در نقش جکی برک، کمدین کهنهکاری است که به خاطر طعنههای تند و رفتار غیرقابل پیشبینیاش شهرت دارد. او که زمانی ستاره برنامههای تلویزیونی بود، حالا در کلابهای کوچک و مراسمات خصوصی برنامه اجرا میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که پس از یک درگیری فیزیکی با یکی از تماشاگران، به انجام خدمات اجتماعی محکوم میشود. در این مسیر با هارمونی (لزلی من)، زنی که او نیز به خدمات اجتماعی محکوم شده، آشنا میشود و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جکی تلاش میکند تا با کمک هارمونی و در مواجهه با چالشهای زندگی، نسخهی بهتری از خودش بسازد و معنای واقعی موفقیت را دوباره تعریف کند. دنیس لیورسی، هاروی کایتل، پتی لوپون و ادیه فالکو از دیگر بازیگران این فیلم کمدی-درام هستند که توسط تیلور هکفورد در سال ۲۰۱۶ کارگردانی شده است.
خلاصه داستان: یک وکیل موفق و آرمانگرا به نام لوکی کینسون (ساندرا بولاک) که به دلیل مهارتهای فوقالعادهاش در زمینه حقوقی شناخته شده است، به تازگی توسط یک میلیاردر جذاب و بیپروا به نام جورج وید (هیو گرانت) استخدام شده است. لوکی که به شدت به مسائل زیستمحیطی و حفظ میراث تاریخی شهر نیویورک اهمیت میدهد، متوجه میشود که شغل جدیدش او را در موقعیتی قرار داده که باید بین اصول اخلاقیاش و خواستههای کارفرمای ثروتمند و هوسرانش یکی را انتخاب کند. پس از مدتی، لوکی از کار خود استعفا میدهد و به جورج دو هفته مهلت میدهد تا جانشینی برای او پیدا کند. این دو هفته برای هر دوی آنها به دورهای پر از کشمکشهای عاطفی، موقعیتهای خندهدار و کشف احساسات پنهانشان تبدیل میشود. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی مارک لارنس است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۲، بر پایه رمان کلاسیک اچ. جی. ولز، فیلم «ماشین زمان» به کارگردانی سایمن ولز و با بازی گای پیرس در نقش الکساندر هارتدگن، دانشمند نابغه ای را روایت میکند که به امید تغییر گذشته و نجات معشوقه از دست رفتهاش، ماشین زمان میسازد. اما سفر او به آیندهای دور، او را با دو نژاد انسانی مواجه میکند: الواییها، موجوداتی صلحطلب و سادهلوح و مورلاکها، شکارچیانی وحشی که در تاریکی زندگی میکنند. الکساندر به زودی درمییابد که این آینده تاریک، ریشه در گذشته او دارد و باید برای نجات بشریت و یافتن پاسخ پرسشهایش، با مورلاکها بجنگد. این فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه، با بازی سامانتا مومبا در نقش مونا و اورلاندو جونز، ترکیبی از اکشن، احساس و ایدههای فلسفی درباره زمان و سرنوشت است.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه موازی که بین دو نسل مختلف در جریان است. لوک کالینز، ستاره سابق مسابقات گاو سواری بول رایدینگ، پس از یک حادثه جدی دچار تردید شده است. او با سوفیا دانکو، دانشجوی هنر که به تازگی از دانشگاه ویک فارست فارغالتحصیل شده و برای کارآموزی به کارولینای شمالی آمده، آشنا میشود. عشق این دو جوان با چالشهای زیادی روبرو است، به خصوص زمانی که لوک تصمیم میگیرد دوباره به دنیای خطرناک مسابقات بازگردد. در همین حال، آنها با یک مرد مسن به نام آیرا لوینسون آشنا میشوند که در یک سانحه رانندگی مجروح شده است. سوفیا به او کمک میکند و در ازای آن، آیرا داستان عشق عمیق خود به همسر فقیدش، روث، را برای آنها بازگو میکند. این داستان که از طریق فلشبکها روایت میشود، ماجرای رابطه آیرا و روث را از زمان جنگ جهانی دوم تا به امروز به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه عشق واقعی میتواند بر تمام موانع و مشکلات غلبه کند. داستان آیرا و روث به لوک و سوفیا کمک میکند تا درک بهتری از عشق و فداکاری پیدا کنند و برای حفظ رابطه خود تلاش کنند. این فیلم در سال ۲۰۱۵ توسط جورج تیلمن جونیور ساخته شده و بر اساس رمانی از نیکولاس اسپارکس است. اسکات ایستوود و بریت رابرتسون در نقش لوک و سوفیا، و الن برستین و جک هیوستون در نقش روث و آیرا بازی میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کت الیس (دبرا مسینگ)، یک زن آمریکایی موفق ساکن نیویورک، برای شرکت در عروسی خواهرش در لندن به انگلستان سفر میکند. او که نگران حضور در کنار نامزد سابقش، جفری (جرمی شفیلد)، است که اکنون با یکی از دوستان مشترکشان نامزد کرده، تصمیم میگیرد برای حفظ ظاهر و غلبه بر احساسات گذشته، یک همراه مذکر اجاره کند. نیک مارکوس (درموت مالرونی)، یک مرد جذاب و خوشتیپ آمریکایی با ظاهری بسیار آراسته، برای این نقش انتخاب میشود. نیک که در ابتدا تنها برای انجام یک کار حرفهای به نظر میرسد، به تدریج در دل خانواده الیس و به خصوص کت جای میگیرد. در طول چند روز مراسم عروسی، کت و نیک مجبور به اجرای یک نمایش عاشقانه برای فریب خانواده و دوستان هستند، اما به زودی متوجه میشوند که احساسات واقعی در حال شکلگیری است. درگیریهای خانوادگی، شوخیهای خواهرانه و مواجهه با گذشته، فضایی کمدی و رمانتیک را ایجاد میکند که در نهایت به کشف عشقی غیرمنتظره منجر میشود. این فیلم کمدی رمانتیک سال ۲۰۰۵ به کارگردانی کلر پیتون، با بازی درموت مالرونی و دبرا مسینگ، داستانی شیرین و سرگرمکننده از عشق، دروغ و خودشناسی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «ساعات کوچک» (The Little Hours) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جف بائنا، یک کمدی تاریک و طنزآمیز است که بر اساس یکی از داستانهای دکامرون اثر جووانی بوکاچیو ساخته شده است. داستان در یک صومعه در ایتالیای قرون وسطی میگذرد و زندگی سه راهبه جوان به نامهای آلیسون (الیسون بری)، فرناندا (آبری پلازا) و جین (کیت میکوچی) را به تصویر میکشد. این سه راهبه که از زندگی یکنواخت و محدود صومعه خسته شدهند، با ورود یک باغبان جوان و جذاب به نام ماسِتو (دیو فرانکو) که برای فرار از ارباب سابق خود به صومعه پناه آورده و خود را یک کارگر گنگ جا زده است، زندگیشان دچار تحول میشود. حضور ماسِتو در صومعه باعث بروز حوادث خندهدار و اغواگرانهای میشود که تعادل صومعه را به هم میزند. بازیگرانی چون جان سی ریلی، مالی شانون، پل رایزر و فرد آرمیسن نیز در این فیلم حضور دارند.
خلاصه داستان: یک کارآفرین جوان و بلندپرواز به نام اسکیپ با ایدهای انقلابی برای یک نوشیدنی انرژیزا وارد دنیای بیرحم بازاریابی میشود. او با کمک «هیدی» (با بازی آمبر تامبلینا)، یک زن جوان باهوش و جسور که در صنعت تبلیغات تجربه دارد، سعی میکند ایده خود را به یک برند میلیون دلاری تبدیل کند. اما به زودی اسکیپ متوجه میشود که موفقیت در این مسیر پر از فریب، رقابتهای کثیف و معاملات پشت پرده است. این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده، نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ به دنیای تبلیغات و فرهنگ مصرفگرایی دارد و نشان میدهد که گاهی برای رسیدن به قله، باید تمام ارزشهای خود را به خطر بیندازید. فیلم «شربت» محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آرام راپاپورت و با بازی هایدن کریستنسن، آمبر تامبلینا، بریتانی مورفی و جان شاریان است.
خلاصه داستان: این فیلم عاشقانه کرهای محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جانگ یونگ-وو و با بازی کیم گو-یون و جونگ هه-این است. داستان در دهه ۱۹۹۰ آغاز میشود و زندگی دو شخصیت اصلی به نامهای هیون-وو و می-سو را دنبال میکند. آنها برای اولین بار در یک کافه شیرینیپزی آشنا میشوند و به تدریج احساسات عمیقی نسبت به هم پیدا میکنند. اما شرایط زندگی و مشکلات شخصی باعث میشود که آنها بارها از هم جدا شوند و دوباره تلاش کنند تا به هم برسند. در طول سالها، آنها از طریق یک برنامه رادیویی محبوب با هم ارتباط برقرار میکنند و امید خود را برای رسیدن به عشق واقعی از دست نمیدهند. این فیلم با فضای نوستالژیک خود و بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، داستانی لطیف و احساسی از عشق، جدایی و انتظار را روایت میکند که مخاطب را تا انتها مجذوب خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال «تربیت جنسی» (Sex Education) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی بن تیلور، با بازیگرانی چون آسا باترفیلد، جیلیان اندرسون، اما مکی و نکوت گاتوا، داستان نوجوانی خجالتی به نام اُتیس میلبرن را روایت میکند که با وجود نداشتن تجربه جنسی، به کمک دوستش مِیو و با الهام از مادرش که رواندرمانگر جنسی است، یک کلینیک مشاوره جنسی مخفی در مدرسه راه میاندازد تا به هممدرسهایهایش در حل مشکلات جنسی و عاطفی کمک کند. این سریال کمدی-درام به شیوهای طنازانه و صریح به مسائل بلوغ، هویت جنسی، روابط عاطفی و چالشهای نوجوانی در مدرسهای در بریتانیا میپردازد و شخصیتهای متنوع و داستانهای موازی آن، تصویری واقعگرایانه از دنیای پیچیده نوجوانان امروزی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مردی تنها به نام فرانک که به دنبال رابطهای عمیق است، تابستان خود را در ساحل خلوت یک دریاچه میگذراند، جایی که مردان همجنسگرا برای ملاقاتهای پنهانی جمع میشوند. او به تدریج با میشل، مردی مرموز و جذاب، آشنا میشود و شیفته او میگردد. اما زمانی که فرانک شاهد قتل وحشیانهای توسط میشل میشود، به جای دوری کردن، عمیقتر در دام عشق و شهوت گرفتار میشود. این فیلم روانشناختی و دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آلن گیرودی، با بازیگری تحسینبرانگیز پییر دولادوشان و کریستف پاوو، کاوشی تاریک و بیپروا درباره وسوسه، خطر و مرزهای ناپیدای عشق و جنایت است.