خلاصه داستان: فیلم «سیرانو» یک درام رمانتیک-موزیکال به کارگردانی جو رایت و نویسندگی اریکا اشمیت، بر اساس نمایشنامه موزیکال اشمیت (2018) و اقتباسی از «سیرانو دو برژراک» اثر ادموند روستان (1897) است که در 25 فوریه 2022 توسط United Artists Releasing در آمریکا اکران شد. داستان در فرانسه قرن هفدهم رخ میدهد و درباره سیرانو دو برژراک (پیتر دینکلج)، شاعر و شمشیرزن ماهری است که به دلیل ظاهر غیرمعمولش (در این نسخه کوتاهی قد به جای بینی بزرگ) از ابراز عشقش به روکسان (هیلی بنت)، دوست دوران کودکیاش، میترسد. روکسان عاشق کریستین (کلوین هریسون جونیور)، سربازی خوشچهره اما کمسواد، میشود. سیرانو، برای کمک به کریستین، نامههای عاشقانهای به نام او برای روکسان مینویسد و در سایه عشق او را هدایت میکند. در این میان، دوک دو گیچ (بن مندلسون)، مردی ثروتمند و فاسد، نیز به دنبال ازدواج با روکسان است. داستان با صحنههایی مانند دوئل شمشیربازی سیرانو در تئاتر، آوازهای عاشقانه در بالکن روکسان، و پایان تراژیک در میدان جنگ، به موضوعات عشق فداکارانه، عزت نفس و فریب میپردازد. موسیقی توسط برایس و آرون دسنر (از گروه The National) ساخته شده و آهنگها توسط بازیگران اجرا شدهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند، لحن ناپیوسته (ترکیب موزیکال و درام)، و کمبود شیمی بین بنت و هریسون، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز 6.4/10 در IMDb و 85% در Rotten Tomatoes). بازی دینکلج، طراحی صحنه و لباس (نامزد اسکار بهترین طراحی لباس)، و فیلمبرداری سیاموس مکگاروی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای فراموششدنی نقد شدند. فیلم در جشنواره تلوراید 2021 نمایش داده شد و با بودجه 30 میلیون دلاری، تنها 6.4 میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «همهچیز درباره سوندار» یک کمدی-رمانتیک تلوگویی هندی به نویسندگی و کارگردانی ویوک آتریا و تولید Mythri Movie Makers است که در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۲ اکران شد و در ۸ جولای ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سوندار پراساد (نانی)، پسری هندو از خانوادهای برهمن است که آرزوی رفتن به آمریکا دارد، اما به دلیل محدودیتهای والدین سنتیاش (نارش و روهینی) نمیتواند. او از کودکی با لیلا (نازریا نظیم، در اولین فیلم تلوگویی خود)، دختری مسیحی و عکاس، دوست است و عاشق او میشود. به دلیل تفاوتهای مذهبی، آنها برای جلب رضایت خانوادههای محافظهکارشان نقشهای میکشند و دروغهایی میگویند: سوندار به خانوادهاش میگوید لیلا برهمن است و لیلا به خانوادهاش ادعا میکند سوندار مسیحی است. این دروغها به موقعیتهای کمدی و پیچیدهای منجر میشود، از جمله آموزش لیلا برای رفتار برهمنی و سوندار برای تظاهر به مسیحیت. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای متا (مانند دیالوگ «من مثل پسرهای ازدواج در فیلمها نیستم»)، ماجراهای خندهدار در معبد و کلیسا، و فلشبکهای غیرخطی، به موضوعات عشق، تعصبات مذهبی، و پذیرش خانوادگی میپردازد. در پایان، خانوادهها حقیقت را میفهمند و پس از کشمکشهای احساسی، سوندار و لیلا با هم ازدواج میکنند. با این حال، به دلیل مدتزمان طولانی (۱۷۶ دقیقه)، شروع کند، و برخی لحظات شعاری در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۹۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی نانی و نازریا، شیمی آنها، فیلمبرداری نیکت بومیردی، موسیقی ویوک ساگار (مانند آهنگ «Rango Ranga»)، و طنز تازه تحسین شدند، اما داستان پیچیده و برخی زیرشاخههای غیرضروری نقد شدند. فیلم با بودجه متوسط، بیش از ۴۵ کرور روپیه فروش جهانی داشت، اما در گیشه داخلی عملکرد ضعیفی داشت و با فروش ۱ میلیون دلار در خارج از کشور، هفتمین فیلم نانی با این موفقیت شد
خلاصه داستان: فیلم «صادرشده در راستای منافع عمومی» یک کمدی-درام اجتماعی هندی به کارگردانی جای بسانتو سینگ و نویسندگی راج شاندلیا است که در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۲ اکران و در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۲ در ZEE5 منتشر شد. داستان درباره مانوکانما "مانو" تریپاتی (نوشرات باروچا)، دختری جاهطلب از چندری، مادیا پرادش، است که برای فرار از فشار ازدواج زودهنگام خانوادگی، شغلی با حقوق بالا (۴۰,۰۰۰ روپیه در ماه) در شرکت کاندومسازی لیتل آمبرلا میپذیرد. وظیفه او افزایش فروش کاندوم در شهری کوچک با فرهنگ محافظهکار است، اما با مقاومت خانوادهاش، بهویژه پدرش پوروشوتام (ایشتیاک خان) و مادرش مانجو (ساپنا سند)، و همچنین همسر آیندهاش رانو (آنود سینگ دهاکا) مواجه میشود. مانو با دوست دوران کودکیاش دوی (پاریتوش تریپاتی)، که مخفیانه عاشق اوست، و رئیسش آدارنیا (بریجندرا کالا) همکاری میکند تا با طنز و جسارت، تابوی استفاده از کاندوم و مسائل سلامت جنسی زنان را بشکند. داستان با صحنههایی مانند فروش کاندوم در بازار، شوخیهای دوی درباره «پاکت» (کاندوم)، و لحظهای که مانو با پدربزرگش (تینو آناند) درباره سلامت زنان صحبت میکند، به موضوعات توانمندسازی زنان، آگاهی اجتماعی و شکستن تابوها میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه اول طولانی (قابل کوتاه شدن ۱۵-۲۰ دقیقه)، فیلمنامه پراکنده، و انحراف از پیام اصلی با درام غیرضروری (مانند داستان فرعی بارداری)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۲۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی باروچا، ویجی راز (در نقش رئیس کارخانه)، و طنز پاریتوش تریپاتی تحسین شدند، اما داستان ضعیف، فقدان تمرکز بر بیماریهای مقاربتی و روشهای دیگر پیشگیری، و کارگردانی نامتعادل نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «فردی» یک تریلر روانشناختی هندی به کارگردانی شاشانکا گوش و نویسندگی پارویز شیخ است که در ۲ دسامبر ۲۰۲۲ در Disney+ Hotstar منتشر شد. داستان درباره دکتر فردی گینوالا (کارتیک آریان)، دندانپزشک خجالتی و منزوی در بمبئی است که به دلیل ترومای کودکی (قتل مادرش توسط پدرش و خودکشی پدر) با مشکلات عاطفی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. فردی، که تنها دوستش لاکپشتش هاردی است، در جستجوی همسر ایدهآل است اما به دلیل کمرویی و رفتارهای عجیب، در قرارهای عاشقانهاش بارها رد میشود. در عروسی یکی از اقوام، او کیناز ایرانی (آلایا اف) را میبیند و عاشقش میشود، اما کیناز با رستم (سجاد دلفروز)، شوهر خشن و آزارگرش، ازدواج کرده است. کیناز برای کشیدن دندان عقل به کلینیک فردی میآید و او که متوجه آزارهای رستم میشود، تصمیم به قتل رستم برای نجات کیناز میگیرد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب کیناز، قتل رستم با ماشین، و انتقامجوییهای بعدی فردی (مانند تعویض مایع شستوشوی صورت کیناز با مایع ظرفشویی و دستکاری ترمز خودروی ریموند، معشوق جدید کیناز)، به موضوعات عشق، وسواس، انتقام و تروما میپردازد. با این حال، به دلیل منطق ضعیف (چرا فردی به جای طلاق، قتل را انتخاب کرد؟)، نیمه دوم کند و تبدیل شدن به درام انتقامی ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی آریان، فیلمبرداری ایانانکا بوس و موسیقی پریتم تحسین شدند، اما داستان پراکنده، بازی ضعیف آلایا اف و کلیشههای بالیوودی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عاشق کریسمس شدن» یک کمدی-رمانتیک کریسمسی آمریکایی به کارگردانی جنین دامیان در اولین تجربه کارگردانیاش و نویسندگی جف بونت و ران الیور است که در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سیرا بلمونت (لیندزی لوهان)، وارث متکبر و تازهنامزدشده هتلهای بلمونت است که در یک حادثه اسکی در استراحتگاه لوکس کوهستانی دچار فراموشی کامل میشود. پس از سقوط از صخره به دلیل وزش باد شدید (که بهطور طنزآمیزی به حضور یک بابانوئل خیابانی نسبت داده میشود)، او توسط جیک راسل (کورد اُوراستریت)، صاحب اقامتگاه ساده شمال ستاره و بیوهای با مشکلات مالی، و دختر خردسالش اِوی (اولیویا پرز) پیدا میشود. سیرا، که به دلیل فقدان مدارک شناسایی به نام «سارا» شناخته میشود، در اقامتگاه جیک ساکن میشود و با زندگی سادهتر، از جمله آشپزی و تمیزکاری، آشنا میشود. او که نامزدش تاد (جورج یانگ)، یک اینفلوئنسر خودخواه، و پدرش بورگارد (جک واگنر) را به یاد نمیآورد، به جیک و اِوی نزدیک میشود و به احیای اقامتگاه کمک میکند. داستان با صحنههایی مانند اجرای آهنگ «Jingle Bell Rock» توسط لوهان، آموزش پخت تخممرغ توسط اِوی، و تلاشهای طنزآمیز تاد و خدمتکارش رالف برای یافتن سیرا، به موضوعات عشق، بازگشت به سادگی، و کشف خود میپردازد. در پایان، سیرا خاطراتش را بازمییابد، تاد را ترک میکند، و با جیک میماند، در حالی که اقامتگاه از ورشکستگی نجات مییابد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای مشابه «اووربورد» (۱۹۸۷)، فقدان شیمی قوی بین لوهان و اُوراستریت، و فیلمبرداری ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۳/۱۰ در IMDb و ۶۲٪ در Rotten Tomatoes). بازی لوهان، فضای کریسمسی، و جذابیت نوستالژیک تحسین شدند، اما فیلمنامه پیشبینیپذیر، شخصیتپردازی سطحی (بهویژه تاد)، و فقدان نوآوری نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد، در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، و بهعنوان بازگشت لوهان به بازیگری پس از یک دهه شناخته شد
خلاصه داستان: فیلم «نرو» یک درام عاشقانه ترکی به کارگردانی اوزان آچیکتان و نویسندگی سامی برات مارچالی است که در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سمیح (بوراک دنیز)، مردی ۳۰ و چند ساله است که بهطور ناگهانی توسط نامزدش دفنه (دیلان چیچک دنیز) ترک میشود. سمیح که در آپارتمان مشترکشان تنها مانده، در جستوجوی پاسخهایی درباره دلایل جدایی، به گذشته رابطهشان و رفتارهای خودش بازمیگردد. داستان از طریق فلشبکهای ظریف و غیرخطی، رابطه آنها را کاوش میکند، از جمله اولین ملاقات پرتنششان در یک بار که با رفتار تکانشی سمیح (تلاش برای بوسیدن دفنه بدون مقدمه) همراه بود. سمیح با مرور خاطراتی از لحظات شاد، مانند رقص و سفرهای مشترک، و لحظات بحرانی، مانند امتناع او از همراهی دفنه در مراسم خاکسپاری مادربزرگش یا بیتفاوتیاش به پیشنهاد مهاجرت به آلمان، به تدریج متوجه اشتباهاتش، مانند خودخواهی و بیتوجهی به نیازهای دفنه، میشود. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار سمیح در خیابانهای استانبول، گفتوگو با دوستان مشترک مانند بریل (براک توزوناتاچ) و رئیسش جیدا (جیدا دوونجی)، و تلاش ناکام او برای ارتباط با زنان دیگر، به موضوعات قلب شکسته، خوداندیشی و پیچیدگیهای روابط مدرن میپردازد. در پایان، سمیح که از ردیابی پروفایلهای اجتماعی دفنه دست میکشد، با نقلمکان از آپارتمان مشترک، قدمی برای رهایی از گذشته برمیدارد، اما پایان باز فیلم سؤالاتی درباره آینده او باقی میگذارد. با این حال، به دلیل شروع بحثبرانگیز (صحنهای با مضمون تعرض)، داستان قابلپیشبینی، و لحن گاهی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۲/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی بوراک و دیلان دنیز، جابجایی روان بین زمان حال و گذشته، و فیلمبرداری شهری تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و فقدان نوآوری در ژانر نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «بلفاست» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی کنت برانا است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ در بلفاست، ایرلند شمالی، در طول درگیریهای فرقهای معروف به «مشکلات» رخ میدهد. داستان از نگاه بادی (جود هیل)، پسری ۹ ساله از یک خانواده پروتستان طبقه کارگر، روایت میشود که با والدینش، ما (کترین بالف) و پا (جیمی دورنان)، برادر بزرگترش ویل (لوئیس مکاسکی)، و پدربزرگ و مادربزرگش (کیارن هایندز و جودی دنچ) زندگی میکند. بادی در محلهای مختلط با دوستان کاتولیک و پروتستان بزرگ میشود، اما با شروع خشونتها در ۱۵ اوت ۱۹۶۹، که در آن اوباش پروتستان به خانههای کاتولیکها حمله میکنند، زندگی آرام او بههم میریزد. خانواده بادی با مشکلات مالی، تهدیدهای گروههای شبهنظامی، و تصمیمگیری درباره مهاجرت به انگلستان یا استرالیا مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند بازیهای خیابانی بادی، تماشای فیلمهای وسترن در سینما، و گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگ درباره عشق و زندگی، به موضوعات خانواده، از دست دادن معصومیت و تأثیر درگیریهای اجتماعی میپردازد. فیلم در پایان با ادای احترام به بلفاست و نسلهای گذشته به اوج میرسد. با این حال، به دلیل لحن گاهی بیشازحد نوستالژیک و روایت یکجانبه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هیل، بالف، هایندز و دنچ، فیلمبرداری سیاهوسفید هریس زامبارلوکوس، و موسیقی ون موریسون تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی شد و در جشنواره تورنتو ۲۰۲۱ جایزه انتخاب مردم را کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «همراه با سفر» یک درام عاشقانه-جوانانه به کارگردانی و نویسندگی سوفیا آلوارز، بر اساس رمان سارا دسن (2009) است که در ۶ مه ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره آدِن وست (اما پاسارو)، دانشآموز ممتاز ۱۸ سالهای است که پیش از شروع دانشگاه، تابستان را در شهر ساحلی کولبی نزد پدرش رابرت (درموت مالرونی)، همسر جدیدش هایدی (کیت باسورث) و فرزند نوزادشان میگذراند. آدِن، که به دلیل تربیت سختگیرانه مادرش ویکتوریا (اندی مکداول)، استاد فمینیست، از لذتهای دوران نوجوانی محروم بوده، به دلیل بیخوابی شبانه در کولبی با الی (بلمونت کاملی)، پسری مرموز و دوچرخهسوار BMX که از ترومای مرگ دوستش، آبه، رنج میبرد، آشنا میشود. آنها با ماجراجوییهای شبانه، مانند دوچرخهسواری، شکستن قفل فانوس دریایی و مهمانی چهارم ژوئیه، به آدِن کمک میکنند تا زندگی بیخیال نوجوانی را تجربه کند. آدِن همچنین با دختران محلی، مگی (لورا کاریوکی)، لیا (جنیویو هانلیوس) و استر (سامیا فینرتی)، دوست میشود و روابط خانوادگیاش را بهبود میبخشد. داستان با صحنههایی مانند یادگیری دوچرخهسواری آدِن، بوسه زیر آتشبازی و پایانبندی در دانشگاه که آدِن کارتپستالی از الی در بارسلونا میخواند، به موضوعات بلوغ، دوستی و عشق اول میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود شیمی بین دو بازیگر اصلی، داستان قابلپیشبینی و سادهسازی شخصیتهای رمان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مکداول و پاسارو، فیلمبرداری پاستلی لوکا دل پوپو و موسیقی متن (مانند Beach House) تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و فقدان عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «انتقام بگیر» یک کمدی سیاه-نوجوانانه آمریکایی به کارگردانی جنیفر کیتین رابینسون و نویسندگی مشترک او و سلست بالارد است که با الهام از رمان «غریبهها در قطار» نوشته پاتریشیا هایاسمیت ساخته شده است. داستان در دبیرستان خصوصی رزهیل در میامی رخ میدهد و درباره درِآ (کامیلا مندز)، یک دانشآموز محبوب بورسیهای است که پس از لو رفتن ویدئوی خصوصیاش توسط دوستپسرش مکس (آستین آبرامز)، از اوج محبوبیت به انزوا سقوط میکند. همزمان، النور (مایا هاوک)، دانشآموز جدید و منزوی، که در کودکی به دلیل شایعهای از سوی کاریسا (آوا کاپری) در کمپ تابستانی طرد شده، به دنبال انتقام است. این دو پس از دیدار اتفاقی در کمپ تنیس، تصمیم میگیرند برای گرفتن انتقام از دشمنان یکدیگر همکاری کنند: درِآ علیه کاریسا و النور علیه مکس. داستان با صحنههایی مانند تغییر ظاهر النور، نفوذ او به حلقه دوستان محبوب درِآ، سرقت مواد مخدر از گلخانه کاریسا، و افشای پیامهای مکس در مراسم ولنتاین، به موضوعات انتقام، دوستی و هویت میپردازد. پیچشهای داستانی، از جمله افشای هویت واقعی النور بهعنوان نورا کاتلر، که درِآ در کودکی او را طرد کرده بود، و نقشههای دوگانه آنها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل پیچشهای بیشازحد، داستان قابلپیشبینی و بازیگرانی که برای نقشهای نوجوان بیشازحد بزرگسال به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین مندز و هاوک، طنز تیز و ارجاعات به فیلمهای دهه ۹۰ مانند «نیتهای شوم» و «دختران بدجنس» تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز بعدی» یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «۳۶۵ روز» بر اساس رمان بلانکا لیپینسکا است. داستان ادامه ماجراهای لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، گانگستر سیسیلی، را دنبال میکند که پس از ازدواج و از دست دادن فرزندشان در فیلم قبلی، با مشکلات اعتماد و حسادت دستوپنجه نرم میکنند. لورا که از حمله آنا و آدریانو، برادر دوقلوی ماسیمو، جان سالم به در برده، همچنان به ناکو (سیمونه سوسینا)، گانگستری که او را فریب داده بود، فکر میکند. ماسیمو، عزادار مرگ برادرش، با کار غرق شده و لورا با اولگا (ماگدالنا لامپارسکا) به مهمانی و الکل روی میآورد. ناکو که هنوز عاشق لوراست، سعی میکند آنها را از هم جدا کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پرزرقوبرق، رویاهای اروتیک لورا، و گفتوگوی احساسی پایانی در ساحل که ماسیمو از کتاب پدرش نقلقول میکند («اگر چیزی را دوست داری، رهایش کن؛ اگر برگردد، برای همیشه مال توست»), به موضوعات عشق، خیانت و انتخابهای شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای کلیشهای، و تمرکز بیشازحد روی صحنههای اروتیک (۱۲ صحنه در ۱۱۲ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۹/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). موسیقی متن و بازی سوسینا تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمعنی، بازیهای ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.