خلاصه داستان: فیلم «منودروم» یک تریلر-درام روانشناختی به کارگردانی جان ترنگوو است که داستان رالفی، راننده اوبر و بدنساز مشتاق (با بازی جسی آیزنبرگ) را دنبال میکند که در نیویورک با مشکلات مالی و روانی دستوپنجه نرم میکند. رالفی که بهتازگی شغل اصلیاش را از دست داده و نامزدش، سال (اودسا یانگ)، باردار است، در آستانه فروپاشی قرار دارد. او از طریق دوستش جیسون با گروهی مرموز از مردان به رهبری «داد دن» (آدرین برودی) آشنا میشود که خود را حامی مردانگی و استقلال معرفی میکنند و با خالکوبی مثلثی با یک خط در بالا شناخته میشوند. این گروه که بهعنوان یک فرقه مردسالار و ضدزن عمل میکند، رالفی را به سوی خشم سرکوبشده و رفتارهای خشونتبار سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند مشاجره رالفی با سال، درگیری با بدنساز دیگری به نام احمد، و لحظات سورئال مانند مراسم برندینگ، به موضوعات شکنندگی مردانگی، فرقههای سمی، و هویت جنسی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان عمق در تحلیل اجتماعی، پایانبندی مبهم، و تغییرات ناگهانی در لحن (از درام به طنز ناخواسته)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آیزنبرگ و برودی، فضای سرد و خام، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و عدم انسجام داستانی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ساندویچ» یک درام-رمانتیک-هیجانانگیز فیلیپینی به کارگردانی جائو دانیل المپارو و تولید ویوامکس است. داستان درباره زوج تازه ازدواجکردهای، ریا (کاترینا دوی) و اندرو (نیکو لوکو)، است که برای هیجانانگیزتر کردن زندگی مشترکشان، زنی به نام کندیس (آندریا گارسیا) را برای یک تجربه سهنفره دعوت میکنند. بدون اطلاع آنها، شخصی به نام ادوارد (لوک سلبی) مخفیانه اعمالشان را تماشا میکند. وقتی این رابطه سهنفره به یک رابطه چهارنفره تبدیل میشود، با ورود شخصیتهایی مثل ارین (چسکا پاردس) و تیتا انجی (رجین تولنتینو)، هرجومرج و تنشهای غیرمنتظرهای شکل میگیرد. فیلم با فضای جسورانه، صحنههای عاشقانه پررنگ و تمهای خیانت، حسادت و عواقب انتخابهای شخصی، اثری جنجالی ارائه میدهد که برای مخاطبان بزرگسال مناسب است. با وجود جلوههای بصری جذاب و بازیهای قابلقبول، داستان آشوبناک و شخصیتپردازی سطحی باعث شده نقدهای متوسطی دریافت کند.
خلاصه داستان: فیلم «گمشده در شب» یک تریلر-درام مکزیکی است که داستان امیلیانو، جوانی از شهر معدنی کوچک در گواناخواتو را دنبال میکند که به دنبال یافتن حقیقت درباره ناپدید شدن مادرش، پالوما، یک فعال محیطزیست که علیه شرکتهای معدنی بینالمللی اعتراض کرده بود، است. امیلیانو، که از سیستم قضایی فاسد و ناکارآمد ناامید شده، سرنخی را دنبال میکند که او را به خانواده ثروتمند و مرموز آلداما، شامل کارمن، ماتریارک مشهور، مونیکا، دخترش، و ریگوبِرتو، هنرمند عجیب، هدایت میکند. او بهعنوان کارگر در عمارت آنها نفوذ میکند تا اسرارشان را فاش کند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی در ویلای مدرن آلداما، خشونتهای ناگهانی، و تصاویر لینچیمانند، به موضوعات فساد، شکاف طبقاتی، و جستوجوی عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل روایت پراکنده، پیچشهای داستانی بیشازحد و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی متن اثر کایل دیکسون و مایکل استین، و بازیهای اصلی، بهویژه خوان دانیل گارسیا، تحسین شدند، اما داستان نامنسجم و کندی ریتم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین شب عشق» یک تریلر جنایی-نوآر ایتالیایی است که داستان فرانکو آموره، ستوان پلیس میلان را دنبال میکند که پس از ۳۵ سال خدمت صادقانه و بدون شلیک حتی یک گلوله، در آستانه بازنشستگی است. فرانکو که با همسرش ویویانا زندگی میکند، برای جشن بازنشستگیاش آماده میشود، اما در آخرین شب خدمت، به دلیل تیراندازی در بزرگراه شرقی که منجر به کشته شدن دوست و همکار قدیمیاش دینو در جریان سرقت الماس میشود، به محل جرم فراخوانده میشود. داستان با فلشبک به ده روز قبل، نشان میدهد که فرانکو از طریق کوزیمو، پسرعموی ویویانا، با ژو ژانگ، رئیس یک گروه تبهکار چینی، درگیر معاملهای غیرقانونی برای تأمین امنیت در ازای پول میشود. در شب سرنوشتساز، فرانکو و دینو با فیفی، حامل کیف الماس، و چون-با، همراهش، مواجه میشوند، اما با لاستیک پنچر و بازرسی دو کارابینری، داریا کریسیتو و آرماندو گوئرا، اوضاع به تیراندازی خونین منجر میشود که دینو، چون-با، گوئرا و فیفی کشته شده و داریا زخمی میشود. داستان با صحنههایی مانند پرواز دوربین روی میلان شبانه، درگیری در تونل و تلاش فرانکو برای پاک کردن اثر انگشتهایش، به موضوعات صداقت، خیانت و هزینههای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل برخی حفرههای داستانی، مانند رفتار غیرمنطقی مأمور پزشکی قانونی و پایانبندی پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای فاوینو و کاریی، فضای نوآر و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه و برخی صحنههای غیرواقعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «هیبانگ» یک تریلر-درام با مضامین بزرگسالانه است که داستان عیسی، زنی را دنبال میکند که کنار همسرش، تریستان، از خواب بیدار میشود و متوجه میشود به دلیل آمنزی انتخابی، بخشی از حافظهاش را از دست داده است. تریستان به او کمک میکند تا گذشتهاش را به خاطر بیاورد، اما وقتی عیسی مخفیانه به زیرزمین خانه میرود، رازی تاریک درباره تریستان کشف میکند. داستان با پیچشهایی مانند روابط عاشقانه پیچیده، از جمله مثلث عشقی و مضامین LGBTQ+، به موضوعات هویت، خیانت و اسرار پنهان میپردازد. فیلم با صحنههایی مانند تحقیقات عیسی در زیرزمین و رویاروییهای احساسی، فضایی پرتنش و مرموز ایجاد میکند. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، تمرکز بیشازحد روی محتوای بزرگسالانه و ریتم ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری فیلیپین، بازیهای اصلی و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی غیرمنتظره نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آهاسس» یک درام-تریلر است که داستان جیک، خدمتکار جوانی را دنبال میکند که عاشق همسر رئیسش، آدلین، میشود که از خشونت خانگی رنج میبرد. جیک که قصد کمک به فرار آدلین از دست شوهر خشنش، ستوان آگوستو، را دارد، با او وارد رابطهای عاطفی میشود. اما تلاش برای فرار به هرجومرج منجر شده و با صحنههایی مانند قتلهای خونین، تعقیبوگریز و درگیری با نگهبانان، مانند گروهبان لیبیران، به اوج میرسد. داستان به موضوعات عشق ممنوعه، خشونت خانگی و پیامدهای قدرت و خیانت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری که شبیه دیگر فیلمهای ویوامکس مانند «بلا لونا» و «اوا» است، صحنههای غیرضروری و پایانبندی پیشپاافتاده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای پرتنش، بازیهای اصلی و تصاویر پنتابانگان فیلیپین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان خلاقیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۱۳ بمب» یک اکشن-تریلر جاسوسی است که در جاکارتا رخ میدهد، جایی که یک سازمان تروریستی به رهبری آرُک، ۱۳ بمب را در نقاط مختلف شهر قرار داده و تهدید میکند که در صورت عدم دریافت ۱۰۰ بیتکوین از طریق پلتفرم ارز دیجیتال ایندوداکس، هر ۸ ساعت یکی از آنها منفجر خواهد شد. دفتر ضدتروریسم اندونزی به رهبری امیل، مأمور باتجربه، تیمی را برای خنثی کردن این تهدید تشکیل میدهد. آنها ویلیام و اسکار، بنیانگذاران ایندوداکس، را به دلیل ارتباط احتمالی با تروریستها مورد بازجویی قرار میدهند، اما این دو که بیگناه هستند، برای ردیابی تراکنشها و کمک به یافتن آرُک همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، مانند انفجار در فرودگاه بینالمللی و نبرد در کلیسا، و پیچشهایی مانند افشای جیتا بهعنوان جاسوس در دفتر ضدتروریسم، به موضوعات انتقام، خیانت و تاثیرات ارز دیجیتال میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، تمرکز بیشازحد روی تبلیغ ارز دیجیتال و مدتزمان طولانی (۱۴۳ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، طراحی بصری و انگیزههای انسانی تروریستها تحسین شدند، اما ریتم کند و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هواپیما» یک اکشن-تریلر است که داستان برودی تورانس، خلبان تجاری و کهنهسرباز نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا را دنبال میکند که پرواز ۱۱۹ شرکت تریلبیلیزر را از سنگاپور به توکیو هدایت میکند. در میان ۱۴ مسافر، لوییس گاسپار، متهم به قتل که تحت نظارت پلیس کانادا در حال انتقال است، حضور دارد. وقتی هواپیما در طوفانی شدید با صاعقه برخورد میکند، برودی مجبور به فرود اضطراری در جزیرهای دورافتاده در فیلیپین میشود که تحت کنترل شبهنظامیان مسلح به رهبری داتو جونمار است. پس از فرود، مسافران و خدمه توسط شورشیان گروگان گرفته میشوند و برودی با کمک لوییس، که گذشتهای در لژیون خارجی فرانسه دارد، برای نجات آنها وارد عمل میشود. داستان با صحنههایی مانند مبارزه تنبهتن در انبار متروکه و تیراندازیهای پرتنش، به موضوعات شجاعت، رستگاری و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، برخی کلیشهها مانند مسافر شاکی و نادرستیهای فنی مانند خاموش شدن موتورها به دلیل صاعقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جرارد باتلر، صحنههای اکشن و ریتم سریع ۱۰۷ دقیقهای تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان عمق شخصیتها نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «یونیت ۲۳۴» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی اندی تنانت و نویسندگی درک استاینر است که با عنوان «یونیت ۲۳۴: قفلشده» نیز شناخته میشود. داستان درباره لوری سالتایر (ایزابل فورمن)، زنی ۲۵ ساله با مدارک هنرهای زیبا و فلسفه است که در تأسیسات انبار خانوادگیاش در حومه شهر، به تنهایی شیفت شب کار میکند. در شبی طوفانی، او مردی بیهوش به نام کلیتون (جک هیوستون) را در یونیت ۲۳۴ پیدا میکند که به تخت جراحی زنجیر شده و یک کلیهاش برداشته شده است. لوری متوجه میشود این مکان بهعنوان اتاق عمل مخفی یک باند قاچاق اعضای بدن استفاده میشده. وقتی گروهی جنایتکار به رهبری جولز (دان جانسون)، با هدف بازپسگیری کلیتون برای برداشتن کلیه دیگرش، وارد انبار میشوند، لوری و کلیتون در بازی موشوگربهای مرگبار گرفتار میشوند. لوری با استفاده از هوش و دانشش از محیط انبار، تلههایی مثل قفسههای درحال سقوط و زنگهای هشدار میسازد. در نهایت، با شجاعت و تیزهوشی، لوری با یک تکه شیشه شکسته از چنگ جولز فرار کرده و او را از پای درمیآورد. فیلم با فضاسازی پرتنش، بازی قوی فورمن و تمهای بقا و شجاعت، یک تریلر جمعوجور ارائه میدهد، هرچند از نقصهای داستانی و تکراری بودن برخی صحنهها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «لنگدراز» یک تریلر وحشت-جنایی است که داستان لی هارکر، مأمور جوان و بااستعداد افبیآی را دنبال میکند که در دهه ۱۹۹۰ مأموریت مییابد تا پرونده قاتل زنجیرهای مرموزی به نام لنگدراز را حل کند. این قاتل مسئول قتلعام چندین خانواده در اورگن است، جایی که پدران، بدون حضور فیزیکی قاتل در صحنه، خانوادههایشان را کشته و سپس خودکشی کردهاند. تنها سرنخ، نامههایی با امضای «لنگدراز» است که حاوی نمادهای شیطانی و کدهای رمزنگاریشده است. لی که تواناییهای شهودی غیرمعمولی دارد، با سرپرستش، کارتر، و سرنخهایی مانند عروسکهای تسخیرشده، به تدریج ارتباط شخصی خود با قاتل را کشف میکند. داستان با فلشبکهایی به سال ۱۹۷۴، صحنههای پرتنش مانند رویارویی در فروشگاه، و فضایی وهمآلود، به موضوعات شیطانپرستی، تروما و قربانی شدن میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، پایانبندی ناگهانی و عدم تمرکز بین وحشت ماورایی و تریلر جنایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری دهه ۷۰، موسیقی متن و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما داستان کمعمق و فقدان تعلیق کافی نقد شدند.