خلاصه داستان: در روزگار جنگهای ناپلئونی، رافال به لژیون لهستانی میپیوندد که در کنار ناپلئون میجنگد، به امید آنکه استقلال کشورش را بازگرداند. او و همرزمانش در میانه جنگ و آرمانخواهی، با بهای سنگین وفاداری و فداکاری روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: در مجارستانِ سال ۱۹۱۹، ایستوان، سرباز کمونیستِ فراری، در مزرعهای دورافتاده پناه میگیرد؛ اما با شدت گرفتن تعقیبوگریزها، رازهای تاریک ساکنان مزرعه او را میان سکوت، وفاداری و انتخابی مرگبار گرفتار میکند.
خلاصه داستان: چارلی اندرسون، کشاورز ویرجینیایی، میکوشد خانوادهاش را از جنگ داخلی دور نگه دارد؛ اما وقتی پسر کوچکترش بهاشتباه اسیر سربازان شمالی میشود، برای نجات او راهی سفری پرمخاطره میشود. جنگی که چارلی بیطرفانه از کنارش گذشته بود، حالا سرنوشت خانوادهاش را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در ورشوِ اشغالشده به دست نازیها، یعقوب گلد، جوان یهودیای که از گتو میگریزد، میان نجات جان خود و بازگشت به کنار مردمانش گرفتار میشود. او با انتخاب همدلی و ایستادگی، معنای واقعی قدرت را در دل هولوکاست مییابد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۲، کلانتر آمریکایی در تعقیب راهزنی به مکزیک میرود و درمییابد او پولهای دزدیدهشده را برای خرید اسلحه و کمک به مردم یاکی خرج کرده است. آن دو به همراه ساریتا، انقلابی سرسخت، برای نجات کودکان و مقابله با ارتش ستمگر متحد میشوند.
خلاصه داستان: در کشتیای عازم اروپا، زنی آلمانی با مسافری روبهرو میشود که او را به یاد زندانی سابق اردوگاه آشویتس میاندازد. این دیدار، خاطرات هولناک گذشته و روایت او از رابطهاش با زندانی را زنده میکند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، زیردریایی آسیبدیدهٔ «سی تایگر» برای نجات خود به کمک افسر تدارکاتی حیلهگر و خدمهای پرماجرا نیاز دارد. با سوار شدن چند پرستار و رنگ صورتیِ غیرمنتظرهٔ زیردریایی، سفرشان به ماجرایی کمدی و پرهرجومرج بدل میشود.
خلاصه داستان: در جنگلهای برمه طی جنگ جهانی دوم، کاپیتان تام رینولدز و گروهش در کنار مبارزان کاچین با ژاپنیها میجنگند. پس از حملهای مرگبار به اردوگاه، تام برای یافتن عاملان دست به اقدامی سرکشانه میزند؛ تصمیمی که او را میان وظیفه، انتقام و عدالت گرفتار میکند.
خلاصه داستان: در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، نوجوانی مجارستانی در راه بازگشت به خانه گرفتار نیروهای شوروی میشود. او در اسارت، با سربازی روس دوستی نامنتظره میسازد؛ پیوندی انسانی میان دو سوی جنگ و دشمنی.
خلاصه داستان: شاهزاده سلیم دلباختهٔ انارکلی، رقاص دربار، میشود؛ عشقی که با مخالفت امپراتور اکبر، پدر سلیم، به رویارویی پدر و پسر و نبردی سرنوشتساز میانجامد. برچسبها