خلاصه داستان: "دختر لاکر سکهای" داستان ایل یونگ رو روایت میکنه، یه نوزاد که سال ۱۹۹۶ توی یه لاکر سکهای توی ایستگاه قطار سئول غربی پیدا میشه. یه گدا اونو برمیداره و اسمش رو ایل یونگ میذاره، ولی وقتی ۱۰ سالش میشه، یه کارآگاه فاسد اونو به زنی که فقط "مادر" صداش میکنن میفروشه. مادر، رئیس یه باند وامخواری و قاچاق اعضای بدن توی چایناتاون اینچئونه، ایل یونگ رو بزرگ میکنه تا یه مأمور وفادار بشه. اما وقتی ایل یونگ با یه زندگی معمولیتر آشنا میشه، وفاداریش به مادر کم میشه و یه جنگ خونین شروع میشه.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به بهشت" داستان لی جی سو رو روایت میکنه، یه مدیر مراسم تدفین که دو بار طلاق گرفته و با مرگ و از دست دادن غریبه نیست. اون با دوست قدیمیش، بک جونگ وو، که از جوونی با بیماری لاعلاج لو گهریگ دستوپنجه نرم میکنه، دوباره روبهرو میشه. این دو عاشق هم میشن و ازدواج میکنن، اما وقتی علائم جونگ وو بدتر میشه، جی سو فقط میخواد کنارش بمونه و به یه معجزه امیدوار باشه.
خلاصه داستان: "دایره کفاره" داستان لی سانگ وون رو روایت میکنه، یه کارآگاه که ۱۰ سال پیش روی یه پرونده قتل کار میکرد. حالا که دخترش جونگ هیون با معلمش چول وونگ رابطه داره، سانگ وون متوجه میشه این معلم به همون قتل قدیمی ربط داره. این فیلم با پیچشهای عاطفی و رازهای پنهان، گذشته و حال رو به هم گره میزنه.
خلاصه داستان: "دایره" داستان ۵۰ غریبه رو روایت میکنه که توی یه اتاق تاریک بیدار میشن و دور یه گنبد سیاه ایستادن. هر دو دقیقه، یکیشون با یه دستگاه عجیب کشته میشه، مگه اینکه از دایرهشون بیرون برن که اونم مرگ داره. وقتی میفهمن میتونن با رأیگیری انتخاب کنن کی بمیره، گروهها و تعصبات شکل میگیرن و یه بازی روانی پرتنش شروع میشه که نشون میده آدما توی موقعیتای سخت چطور تصمیم میگیرن.
خلاصه داستان: "خیابان سینما" داستان سونهوا رو روایت میکنه، یه مدیر لوکیشن توی بوسان که عاشق کارش و شهرشه. یه روز به یه پروژه جدید ملحق میشه و با دو یونگ، کارگردان پروژه و دوستپسر سابقش که برای دنبال کردن رویاهاش به سئول رفته بود، روبهرو میشه. اونا که قبلاً عاشق هم بودن، حالا باید بهعنوان همکار کنار هم کار کنن، اما گذشتهشون و احساسات قدیمیشون همهچیز رو پیچیده میکنه.
خلاصه داستان: "سیندرلا" داستان هیون سو رو روایت میکنه، دختری که با مادرش یون هی، یه جراح پلاستیک معروف، زندگی میکنه. وقتی دوستای هیون سو بعد از عمل جراحی صورتشون خودکشی میکنن، اون مشکوک میشه و توی زیرزمین خونهشون دنبال جواب میگرده. اونجا رازهای تاریکی از گذشته مادرش و یه روح مرموز پیدا میکنه که به زیبایی و انتقام وصلن.
خلاصه داستان: "کریسمس در آگوست" داستان جونگ وون رو روایت میکنه، یه عکاس سی و چند ساله که توی سئول یه مغازه عکس کوچیک داره. اون که میدونه به یه بیماری لاعلاج مبتلاست، روزاش رو آروم و ساده میگذرونه تا اینکه با دا ریم، یه مأمور پارکینگ جوون، آشنا میشه. این دو کمکم به هم نزدیک میشن، اما جونگ وون قبل از اینکه عشقشون عمیقتر بشه، تصمیم میگیره به خاطر حالش از دا ریم فاصله بگیره.
خلاصه داستان: "شاد باش آقای لی" داستان لی بیونگ هون رو روایت میکنه، یه جوون که رویاهاش برای فیلمساز شدن با واقعیت سخت زندگی روبهرو میشه. یه گروه تلویزیونی تصمیم میگیره مستندی از زندگی روزمرهش بسازه، اما اون بیشتر وقتش رو با تنبلی و喝酒 با دوستاش میگذرونه. با این حال، وقتی شروع به کار جدی روی اولین فیلمش میکنه، استعدادش کمکم خودش رو نشون میده.
خلاصه داستان: "قهرمان" داستان سونگ هو رو روایت میکنه، یه سوارکار معروف که توی یه حادثه بیناییش رو از دست میده و زندگیش نابود میشه. اون با یه اسب آسیبدیده به اسم وو بک آشنا میشه که مثل خودش توی گذشته گیر کرده. این دو با هم دوباره راهشون رو پیدا میکنن و توی یه مسابقه بزرگ، امید و شجاعتشون رو به همه نشون میدن.
خلاصه داستان: انگ جو که پسرش را به دلیل بیماری قلبی از دست داده، همچنان درگیر درد این ضایعه تلخ است و قادر به فراموش کردن آن نیست. او روزهای خود را با کار، نوشیدن و رفتن به کلیسا سپری میکند، اما هیچکدام از این کارها مرهمی بر زخمهایش نیست.
یک روز، مین گو، جوانی که تازه از زندان آزاد شده است، در شرکتی که جانگ جو در آن کار میکند، استخدام میشود. جانگ جو با دیدن لباسهای کهنه و زخمهای روی صورت مین گو، خاطرات تلخی از ۱۲ سال پیش را به یاد میآورد و...