خلاصه داستان: کول، هکری حرفهای که از درون ماشینش شبکههای شرکتی را هک میکند، ناخواسته وارد بازی خطرناک قاچاق فناوری در بازار سیاه میشود. او مجبور به انجام یک سرقت سایبری میلیوندلاری میشود که جان زنی به نام سارا را به خطر میاندازد. حالا در میان گلوله و خیانت، کول باید بین نجات خود از دست مافیا و بازگرداندن پول یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: مردی عقلانی و شهرنشین با بازگشت به روستای نیاکانش و نادیده گرفتن هشدارهای محلی، قدم به جنگلی ممنوعه و مقدس میگذارد. با ورود او، نیرویی باستانی و فراطبیعی در دل جنگل بیدار میشود و این مرد اکنون باید به عنوان قهرمانی غیرمنتظره، مردمش را از نابودی نجات دهد.
خلاصه داستان: کارتی، ستاره محبوب سینمای تامیل، در سال ۲۰۲۶ با اثری خانوادگی و الهامبخش به کارگردانی موهان راجا بازمیگردد. این فیلم با تمرکز بر ارزشهای عمیق خانوادگی، احساسات صمیمانه و قهرمانی، داستانی پرشور و متفاوت از نقشهای اکشن اخیر این بازیگر را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو جوان کلاهبردار با اجاره دادن آپارتمانهای لوکس نیویورک به مستأجران بیخبر، درآمد کسب میکنند؛ اما زمانی که با یکی از صاحبان خانهها و راز تاریک او روبهرو میشوند، بازی سادهشان به یک کابوس وحشتناک و بقا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: تریموورتولو، افسر پلیس شجاع و بیرحمی است که پس از ۵۱ بار انتقال در ده سال، به پادگان پدرش بازمیگردد. او در آنجا با پروندهای قدیمی و مرموز مواجه میشود که پای سیاستمداران بزرگ را به یک توطئه خطرناک باز میکند. حالا او باید با به خطر انداختن جانش، حقیقت را فاش کرده و عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: با فروپاشی حکومت پرتغالی ها در گوا، رایا از طریق خیانت و خونریزی به ادعای جهان اموات شهر برمی خیزد، اما یاد می گیرد که قدرت همیشه بهایی می خواهد.
خلاصه داستان: داستان ترسناک و کمدی سیاه درباره دو دوست صمیمی که به شوخیهای افراطیشان معروفند. آخرین شوخی آنها پیش از فارغالتحصیلی از دبیرستان به فاجعهای هولناک ختم میشود و سالها بعد، عواقب شوم و احساس گناه ناشی از آن، روابط دوستانه قدیمیشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش، یک نویسنده جنایی به همراه پسر کوچکش به شهری جدید نقل مکان میکند، اما پسرش توسط یک قاتل سریالی مخوف معروف به «مرد نجوا» ربوده میشود. اکنون او باید به همراه پدر بازنشستهاش که سالها پیش قاتل اصلی را دستگیر کرده بود، برای نجات جان پسرش وارد بازی خطرناکی از رازهای خانوادگی و نیروهای ماوراءالطبیعه شود.
خلاصه داستان: در اورگان سال ۱۹۳۳، ساموئل مورفی پس از جدایی از دخترش به یک اردوگاه کار اجباری فرستاده میشود. رئیس اردوگاه به او وعده میدهد که در صورت یافتن طلا در بیابانی خطرناک، زودتر آزاد خواهد شد؛ اما با شکلگیری خیانت در میان گروه، ساموئل باید برای بقا و دیدن دوباره دخترش تا پای جان بجنگد.