خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، فیلم کمدی «چه خبر پوسکی؟» به کارگردانی کلایو دانر با بازی پیتر سلرز در نقش روانکاوی وسواسی، پیتر اوتول به عنوان ویراستار مد جذاب مایکل جیمز، رامی اشنایدر، کاپوسین و وودی آلن در نخستین نقشآفرینی سینماییاش، ماجرای مردی جوان و خوشتیپ را روایت میکند که از روابط جنسی پراکنده و بیپایان خود خسته شده و به روانکاو مراجعه میکند، اما روانکاو دیوانهتر از اوست و با هم وارد ماجراهای طنزآمیز، پرهرجومرج و پر از موقعیتهای خندهدار در پاریس میشوند که زندگی همه را زیرورو میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ورزش مورد علاقه مرد» محصول ۱۹۶۴ به کارگردانی هاوارد هاکس، با بازی راک هادسون در نقش تام اسکات، فروشنده ماهر تجهیزات ماهیگیری که هرگز در زندگیاش ماهی نگرفته، و پائولا پرنتیس در نقش راجر والدون، دختر ثروتمندی که او را به یک مسابقه ماهیگیری بزرگ میبرد. تام برای حفظ ظاهر و شهرت دروغینش به عنوان متخصص ماهیگیری، دست به دامان ترفندهای خندهدار میشود و درگیر ماجراهای طنزآمیز و عاشقانهای میگردد که روابطش را زیر و رو میکند و او را وادار به مواجهه با واقعیتهای خودش میسازد.
خلاصه داستان: در مسیر خطر (۱۹۶۵)، به کارگردانی اوتو پرمینجر، با بازیهای درخشان جان وین در نقش کاپیتان راک تورتل، کرک داگلاس به عنوان لتنانت فرمانده پل ویتاکر و پاتریشیا نیل، روایتی حماسی از نیروی دریایی ایالات متحده در اوایل جنگ جهانی دوم است. پس از حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر، تورتل که به تازگی به مقام کامودور رسیده، باید ناوگان آسیبدیده را بازسازی کند، در حالی که با روابط پیچیده خانوادگی، خیانت همسرش و چالشهای عاطفی پسرش روبرو میشود و در نهایت در نبردهای دریایی خشن، شجاعت و فداکاری خود را اثبات میکند.
خلاصه داستان: فیلم «چه راهی برای رفتن!» محصول ۱۹۶۴ به کارگردانی جی. لی تامپسون، با بازی درخشان شیرلی مکلین در نقش لوئیزا، زنی خیاط سادهدل که آرزوی زندگی فقیرانه اما شاد با همسرش را دارد، اما هر بار با مردانی چون پل نیومن (هنرمند نقاش)، رابرت میچوم (نفتبارون)، دین مارتین (میلیاردر شکلاتساز) و جین کلی (ستاره هالیوود) ازدواج میکند که ناگهان ثروتمند شده و به طرز خندهدار و غافلگیرکنندهای جان میدهند؛ لوئیزا در جلسات روانکاوی فلاشبکهایی از این حوادث را روایت میکند و در نهایت با باب کامینگز روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «آیا پاریس میسوزد؟» به کارگردانی رنه کلمان در سال ۱۹۶۶، روایتی حماسی از روزهای پایانی اشغال پاریس توسط نازیها در اوت ۱۹۴۴ است. با بازیگران برجستهای چون آلن دلون، ایو مونتان، اورسون ولز، لسلی کارون، ژان-پییر کاسل، سیمون سینیوره و کورت یورگن، داستان بر اساس وقایع واقعی شکل گرفته و به تلاشهای شجاعانه نیروهای مقاومت فرانسوی و ورود سریع ژنرال لیل باسک با نیروهای متفقین میپردازد تا از اجرای دستور هیتلر برای سوزاندن پاریس توسط ژنرال دیکس جلوگیری کنند، در حالی که تنشها، خیانتها و لحظات قهرمانانه شهر را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم رولز رویس زرد (۱۹۶۴) به کارگردانی آنتونی آسکویت، روایتی اپیزودیک و جذاب از سه داستان عاشقانه و دراماتیک حول محور یک رولز رویس زرد لوکس است؛ ابتدا بانو مارگریتا (اینگرید برگمن) اشرافزاده مجارستانی آن را میخرد و در سفری به ایتالیا با دیوید (رکس هریسون) درگیر ماجرایی پرماجرا میشود؛ سپس لو (شیرلی مکلین) خواننده آمریکایی با استفانو (آلن دلون) قمارباز ایتالیایی رابطهای پرشور آغاز میکند؛ و سرانجام سروان چارلز (شان کانری) در جریان جنگ جهانی دوم، خودرو را تصاحب کرده و ماجرایی عاطفی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «بوئینگ بوئینگ» ساخته ۱۹۶۵ به کارگردانی جان ریچ با بازی تونی کرتیس در نقش برنارد لارنس، معمار پاریسی که سه نامزد مهماندار هواپیما از ایرلاینهای مختلف (با بازی آن-مارگریت، کریستین اشوارتزمن و سوزان کوک) دارد و با کمک خدمتکار وفادارش برتا (جرالدین پاگی) و دوست تازهواردش رابرت (جری لوئیس) سعی میکند برنامههای پروازیشان را هماهنگ نگه دارد تا رازش فاش نشود، اما تغییرات ناگهانی ایرلاینها و ورود رابرت کنجکاو، موقعیت را به یک هرجومرج خندهدار تبدیل میکند.
خلاصه داستان: بلوند پلاتین (۱۹۳۱)، ساخته فرانک کاپرا با بازی ژان هارلو، لورتا یانگ و رابرت ویلیامز، داستان استیون اسمیت روزنامهنگار جسور و فقیر را روایت میکند که در جریان تحقیق بر روی رسوایی خانوادگی یک میلیونر ثروتمند، با آن سمپلز دختری از طبقه متوسط آشنا میشود و عاشقش میگردد، اما همزمان با فشارهای عاطفی و اجتماعی از سوی خواهر ثروتمند میلیونر، مایکل شولتز، دست و پنجه نرم میکند و در نهایت باید بین عشق واقعی و جذابیتهای ظاهری یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: فیلم «بلوار غروب» یک درام نوآر کلاسیک از بیلی وایلدر است که داستان جو گیلیس، فیلمنامهنویس، را روایت میکند که با نورما دزموند، ستاره سابق سینمای صامت، در عمارتش گرفتار میشود؛ این روایت با کاوش شهرت، جنون و هالیوود، به بررسی توهم میپردازد. منتقدان بازیهای گلوریا سوانسون و ویلیام هولدن، narration جو، فیلمبرداری سیاهسفید و دیالوگهای تیز را ستودهاند و آن را به عنوان یک شاهکار ابدی توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی، سکوتهای معنادار و پایان آیکونیک، حس غم، شهرت و واقعیت را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: انیمیشن «جوجه اردک زشت» یک کوتاه کلاسیک دیزنی است که داستان جوجه اردک را روایت میکند که با پذیرش خودش به قو تبدیل میشود. منتقدان انیمیشنهای زیبا، موسیقی متن و پیامهای مثبت را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم خانوادگی دلنشین توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی، حس شادی و رشد را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.