خلاصه داستان: فیلم «پس از روباه» ساخته سال ۱۹۶۶ به کارگردانی ویتوریو ده سیکا، با بازی پیتر سلرز در نقش آلدو، دزد نابغه و چیرهدست ایتالیایی، ویکتوریا دی ساردا و مارتین بالم، داستان مردی را روایت میکند که پس از آزادی از زندان، نقشه سرقت محموله عظیم طلاهای قاچاقی را که از کشتی به ساحل روستای پارادایزو میرسد، میکشد. آلدو با زیرکی خود را به عنوان کارگردان یک فیلم هالیوودی جا زده و با وعده شهرت، اهالی سادهلوح روستا را متقاعد میکند تا در «فیلم»ش همکاری کنند، در حالی که در واقع همه چیز پوششی برای اجرای نقشه دزدی است، اما ماجراهای خندهدار و پیچوخمهای غیرمنتظره، طرح او را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم شلیک در تاریکی (۱۹۶۴) به کارگردانی بلیک ادواردز با بازی پیتر سلرز در نقش بازرس کلوزو، الکه سامر، جرج سندرز و هربرت لوم، داستان بازجویی از کلوئی، معشوقه بنجامین ونت، را روایت میکند که مظنون اصلی قتل باغبان است. کلوزو با وجود شواهد اولیه، به بیگناهی او ایمان میآورد و عاشقش میشود، اما قتلهای زنجیرهای دیگری رخ میدهد و او را درگیر ماجراهای کمدی و موقعیتهای خندهدار بازجویی، تعقیب و گریز و سوءتفاهمهای جنسی میکند تا قاتل واقعی را پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «کی مغازه را نگه میدارد؟» محصول ۱۹۶۳ به کارگردانی دنیل من، با بازی جری لوئیس در نقش نورمن فینستر، جیل سنت جان و اگنس مور هد، داستان مرد جوانی بیتجربه و دستوپاچلفتی را روایت میکند که برای جلب رضایت معشوقهاش و اثبات شایستگی به پدر ثروتمندش، در یک فروشگاه بزرگ لوکس استخدام میشود و با خرابکاریهای زنجیرهای و موقعیتهای خندهدارش، کل فروشگاه را به آشوب میکشد و ماجراهای طنزآمیزی رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «دکتر جکیل و آقای هاید» ساخته سال ۱۹۳۱ به کارگردانی روبن مامولیان با بازی خیرهکننده فردریک مارچ در نقش دوگانه دکتر هنری جکیل، پزشک مهربان و محترم، و آقای ادوارد هاید، هیولای وحشی و شرور، داستان دانشمندی جاهطلب را روایت میکند که با آزمایش دارویی نوین بر روی خود، جنبه تاریک و حیوانی وجودش را آزاد میسازد و به تدریج کنترل زندگی دوگانهاش را از دست میدهد، در حالی که عشق به زنی پاکدامن و فشارهای اخلاقی جامعه او را به سوی نابودی میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «فِیل سیف» (۱۹۶۴) به کارگردانی سیدنی لومت با بازی هنری فوندا در نقش رئیسجمهور آمریکا، والتر ماتائو به عنوان مشاور و دن اوهرلیهی، داستانی نفسگیر از دوران جنگ سرد را روایت میکند که در آن یک نقص فنی در سیستم ارتباطی ارتش آمریکا، گروهی از بمبافکنهای مجهز به بمب اتمی را به سمت مسکو هدایت میکند و رئیسجمهور باید با مذاکره فوری با رهبر شوروی و تصمیمگیریهای سخت، از شعلهور شدن جنگ هستهای تمامعیار جلوگیری کند.
خلاصه داستان: فیلم «دنیای دیوانه دیوانه دیوانه دیوانه» (۱۹۶۳) به کارگردانی استنلی کرامر با بازی اساتید کمدی مانند اسپنسر تریسی در نقش کاپیتان پلیس، میلتون برل، سید سزار، جاناتان وینترز، فیل سیلورز و جیمی دورانته، داستان گروهی از غریبههای عجیب و غریب را روایت میکند که پس از شنیدن راز گنج پنج میلیون دلاری از زبان یک خلافکار در حال مرگ در صحرای کالیفرنیا، در تعقیبی نفسگیر، پر از تصادفات خندهدار، خیانتها و هرجومرجهای دیوانهوار از طریق جادههای آمریکا درگیر میشوند و همه چیز به فاجعهای کمدی ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلم «چه بر سر بیبی جین آمد؟» ساخته رابرت آلدریچ در سال ۱۹۶۲، با بازی درخشان بت دیویس در نقش جین هادسون، ستاره کودک سابق که اکنون به زنی دیوانه و حسود تبدیل شده، و جوآن کرافورد در نقش بلین هادسون، خواهر معلول و زندانیشدهاش، داستان رقابت مرگبار دو خواهر را روایت میکند؛ جین با توهمات گذشته و حسادت کورکورانه، بلین را در عمارت خانوادگی اسیر کرده و با رفتارهای وحشیانه و روانی او را شکنجه میدهد، در حالی که تلاش ناکام برای بازگشت به صحنه نمایش دارد و رازهای تاریک گذشتهشان فاش میشود.
خلاصه داستان: فیلم «به معلم با عشق» ساخته جیمز کلاغل در سال ۱۹۶۷، با بازی درخشان سیدنی بوآیه در نقش مارک تیسول، مهندس بریتانیایی-کارائیبی که به عنوان معلم موقت در یک مدرسه دولتی لندن با دانشآموزان نوجوان سرکش و مشکلدار از طبقه پایین جامعه روبرو میشود، داستان تحول عمیق آنها را روایت میکند؛ تیسول با کنار گذاشتن روشهای سنتی و اتخاذ رویکردی مبتنی بر احترام متقابل، اعتمادبهنفس و ارزشهای انسانی، نه تنها دانشآموزان را به سوی موفقیت هدایت میکند، بلکه روابطی عاطفی و ماندگار با آنها برقرار میسازد و در نهایت، میراثی الهامبخش از آموزش و انسانیت به جا میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم هوش... هوش، شارلوت شیرین ساخته ۱۹۶۴ به کارگردانی رابرت آلدریچ، با بازی بته دیویس در نقش شارلوت هولیس، زنی میانسال و منزوی که در عمارت قدیمی خانوادگیاش در باتلاقهای لوئیزیانا زندگی میکند و از گذشتهای تاریک رنج میبرد؛ او متهم به قتل معشوق سابقش، جان تِرِل، است که جسدش هرگز پیدا نشد. با بازگشت دخترخالهاش میراندا (اولیویا دو هاویلند)، پزشک محلی (جوزف کوتن) و تهدید تخریب عمارت توسط مقامات، توهمات و وحشتهای شارلوت شدت میگیرد و رازهای خانوادگی فاش میشود، در حالی که داستان با تعقیب و گریزهای نفسگیر و پیچشهای شوکهکننده به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «حدس بزن کی برای شام میآید» به کارگردانی استنلی کرامر در سال ۱۹۶۷، با بازیهای درخشان اسپنسر تریسی، کاترین هپبورن و سیدنی پواتیه، داستان زوجی سالخورده و لیبرال به نام متیو و کریستینا درایک را روایت میکند که دختر جوانشان، جوآنا، نامزد یک پزشک سیاهپوست موفق و بااستعداد به نام جان پرنتیس را بدون اطلاع قبلی به خانه میآورد؛ این اتفاق خانواده را با چالشهای عمیق نژادی و تعصبات اجتماعی روبرو میسازد و در یک روز پرتنش، همه اطرافیان از جمله خدمتکار وفادار خانواده و والدین نامزد، برای شام دور هم جمع میشوند تا با گفتگوهای صریح و احساسی، مرزهای پذیرش و عشق را بازتعریف کنند.