خلاصه داستان: این فیلم در مورد یک مرد پنجابی-آمریکایی به نام کیاران سینگ است که به تازگی به عنوان راننده کانتینر کار خود را آغاز کرده است. اما زمانی که کیاران متوجه میشود یک دختر 10 ساله مکزیکی-آمریکایی به نام النا در ماشین او پنهان شده است، زندگی پرفراز و نشیب وی، کاملا تغییر کرده و…
خلاصه داستان: آخرین نگهبان؛ فیلمی درام علمی تخیلی به کارگردانی تانل توم است. تغییرات آب و هوایی کنترل نشده و افسارگسیخته که در آینده نزدیک اتفاق میافتد، باعث افزایش فاجعهآمیز دما شده است. در این میان یک جوخه از سربازان در یک پایگاه نظامی متروکه به عنوان آخرین سنگر ایستادهاند و از سرزمین خود در برابر تهاجم دشمنی که هرگز ندیدهاند، دفاع میکنند. اما تنش میان سربازان زمانی تشدید میشود که یک قایق مرموز به محدوده آنها نزدیک میشود. آیا این قایق همان کمکی است که آنها مدتهاست منتظر آن بودهاند یا چیزی بسیار شوم در انتظارشان است؟
خلاصه داستان: زمان اسرار؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی کریستوف برتیر است. قبل از شروع دبیرستان، مارسل به آخرین سفر تابستانی خود می رود و تعطیلاتش را در منطقه زیبای پروانس می گذراند. او با اتفاقات بسیاری روبرو می شود و ماجراهای متفاوتی را رقم می زند…
خلاصه داستان: زن جوانی پس از رها شدن در قبرستانی که در پارچهای با نمادهای شیطانی پیچیده شده بود، سعی میکند ریشههای خود را پیدا کند، اما وقتی به پاسخها نزدیکتر میشود، یک روح بدخواه به او میگوید که آنجا را ترک کند.
خلاصه داستان: در سال 2033 میلادی پس از رها شدن غیرمنتظره یک سیارک، کره زمین نابود شده و دوگویو آخرین انسان در جهان است که مجبور میشود به تنهایی در کره ماه زندگی کند و ...
خلاصه داستان: جوران با جه هو که یک پزشک است ازدواج کرده و اکنون یک زن خانه دار است. او خوشحال بوده و زندگی ایده آلی دارد؛ اما وقتی متوجه بوی عجیبی در حیاط خلوت خانه شان می شود، همه چیز تغییر می کند…
خلاصه داستان: ارکین، در اواسط 30 سالگی، تنها زندگی می کند. او نگهبان فانوس دریایی است. یک روز ارکین که با بدهی های وام سر و کار دارد، خبر مرگ پدربزرگش را که در خانه سالمندان زندگی می کند، دریافت می کند. او با عجله به خانه سالمندان می رود، اما با یک ...
خلاصه داستان: شینو یک روز متوجه می شود که بهترین دوستش ماریکو خودکشی کرده است. پس از ربودن کوزه خاکستر ماریکو از پدر بداخلاقش که همیشه او را آزار می داد، شینو به کیپ ماریگائوکا می رود، جایی که ماریکو همیشه می خواست برود…