خلاصه داستان: فیلم «گل برفی و بادبزن مخفی» (۲۰۱۱) به کارگردانی وین وانگ، داستان دوستی عمیق و مادامالعمر دو دختر چینی به نامهای گل برفی (با بازی جون جی-هیون) و لیلی (با بازی لی بینگبینگ) را روایت میکند که در قرن نوزدهم از طریق زبان مخفی زنان به نام «نو شو» با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و رازهای زندگیشان را در بادبزنی مخفی مینویسند. در زمان معاصر، نوادگان این دو زن (با بازی همان بازیگران) با کشف بادبزن قدیمی، گذشته خانوادگی، فشارهای اجتماعی، ازدواجهای اجباری و استقامت دوستی را بازسازی میکنند و پیوند نسلها را جشن میگیرند.
خلاصه داستان: فیلم استپ آپ: انقلاب (۲۰۱۲) به کارگردانی اسکات اسپیر، داستان شان (رایان گوزمن)، رهبر گروه رقص خیابانی فلش موب در میامی را روایت میکند که با امیلی (کاترین مککورمیک)، رقصنده باله بااستعداد و دختر یک تاجر ثروتمند آشنا میشود. آنها عاشق یکدیگر شده و با تشکیل گروه رقص حرفهای، برای نجات محلهشان از پروژه تخریبی پدر امیلی تلاش میکنند و از طریق اجراهای نفسگیر رقص، چالشهای عاطفی و رقابتهای سخت را پشت سر میگذارند.
خلاصه داستان: فیلم فان سایز (۲۰۱۲) به کارگردانی مایکل داوس با بازی ویکتوریا جاستیس در نقش رن، جین لوی در نقش آوریل و چلسی هندلر در نقش شرری، داستان یک مادر مجرد به نام شرری را روایت میکند که در شب هالووین، دختر نوجوان زیبایش رن را با دوست صمیمیاش آوریل اشتباه میگیرد و رن در خیابانهای کلیولند گم میشود. در حالی که رن با یک پسر خجالتی و مهربان به نام آلبرت ماجراجوییهای کمدی و هیجانانگیزی را تجربه میکند، شرری و دوستانش در تعقیب او به هر دردسری میخورند و شب هالووین به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم فریهلد (۲۰۱۵) به کارگردانی دیوید فرانکل با بازی جولیان مور در نقش لورل هستر، افسر پلیس نیوجرسی که به سرطان مغز استخوان مبتلا شده، و الن پیج در نقش استیسی آندری، شریک عاطفیاش، روایتگر داستان واقعی مبارزه آنها برای انتقال مزایای بازنشستگی لورل به استیسی است. لورل که در حال مرگ است، با مخالفت کمیسیون مزایای شهرستان اوشن روبرو میشود و با حمایت فعالان حقوق همجنسگرایان مانند استیو کیتزمن (مایکل شنون)، کمپینی برای عدالت راه میاندازد و این نبرد حقوقی و عاطفی را به نمادی از مبارزه برای برابری تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم فرشته مرگ (۱۹۹۸) به کارگردانی گرگوری هوبلیت با بازی دنزل واشینگتن در نقش کارآگاه جان هابز، جان گودمن و دونالد ساترلند، داستان پلیسی خستگیناپذیر را روایت میکند که پس از دستگیری و اعدام قاتل زنجیرهای بیرحمی به نام ادی، با موج جدیدی از قتلهای مشابه روبرو میشود. هابز به زودی متوجه انتقال روح شیطانی آزازل از بدنی به بدن دیگر میشود که با آواز «زمان به نفع من است» علامتگذاری میکند و با کمک دوست قدیمیاش جونوس، سفری پرتنش برای نابودی این نیروی اهریمنی آغاز میکند.
خلاصه داستان: فیلم چهار شگفتانگیز (۲۰۲۵) به کارگردانی مت شکمن با بازی پدرو پاسکال در نقش مرد شگفتانگیز (رید ریچاردز)، ونسا کربی به عنوان زن نامرئی (سو استورم)، جوزف کوئین در نقش مشعل انسانی (جانی استورم) و ابون موس-باخراک به عنوان هیولا (بن گریم)، داستان چهار دانشمند نابغه را روایت میکند که در یک مأموریت آزمایشی فضایی جسورانه با اشعههای کیهانی برخورد میکنند و قدرتهای فوقالعادهای کسب میکنند؛ رید کشسانی، سو نامرئی، جانی شعلهور و بن سنگی میشوند و باید با هویت جدید خود کنار بیایند، روابط خانوادگیشان را حفظ کنند و در برابر تهدیدات کیهانی عظیم از جهان دفاع نمایند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «شغل داخلی» به کارگردانی چارلز فرگوسن در سال ۲۰۱۰، با روایت مت دیمون، به بررسی عمیق و انتقادی علل بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ میپردازد و با مصاحبههایی از مقامات برجسته، اقتصاددانان و سیاستمداران، فساد سیستماتیک در والاستریت، نقش بانکهای سرمایهگذاری، آژانسهای رتبهبندی اعتباری و نفوذ لابیگری بر سیاستهای دولتی را افشا میکند، که این مستند برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند شد.
خلاصه داستان: فیلم «من شماره چهار هستم» (۲۰۱۱) به کارگردانی دی.جی. کاروسو با بازی الکس پتیفر در نقش جان اسمیت (شماره چهار)، تیموتی اولیفانت، دیانا آگرون و ترزا پالمر، داستان نوجوانی فرازمینی از سیاره لوریان را روایت میکند که همراه سرپرستش از شکارچیان بیرحم مورتیها فرار میکند. او در شهری جدید ساکن شده، قدرتهای فوقالعادهاش مانند کنترل عناصر و سرعت فوق بشری را کشف میکند، با دختری به نام سارا عاشق میشود و در نهایت برای بقا و انتقام با دشمنانش روبرو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «زمان» (۲۰۱۱) به کارگردانی اندرو نیکول با بازی جاستین تیمبرلیک در نقش ویل سالاس و آماندا سینیاد در نقش سیلویا ویس، داستانی هیجانانگیز و علمی-تخیلی را روایت میکند که در جهانی دیستوپیایی در آینده نزدیک جریان دارد؛ جایی که انسانها پس از ۲۵ سالگی دیگر پیر نمیشوند و زمان به عنوان ارز اصلی زندگی عمل میکند و تمام شدن آن به معنای مرگ فوری است. ویل، کارگری فقیر از منطقههای پایین شهر، پس از نجات یک مرد ثروتمند و دریافت مقدار هنگفتی زمان از او، مظنون به قتل شده و برای بقا به همراه سیلویا، دختر یک خانواده قدرتمند، علیه سیستم ناعادلانهای که ثروتمندان را جاودانه و فقرا را محکوم به مرگ زودهنگام میکند، شورش میکند.