خلاصه داستان: فیلم «زنان در حال گفتگو» یک درام آمریکایی به کارگردانی سارا پلی است که بر اساس رمان میریام تووز و الهامگرفته از حوادث واقعی در یک جامعه منونایت بولیوی بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ ساخته شده است. داستان در سال ۲۰۱۰ در یک کلونی مذهبی منزوی رخ میدهد، جایی که زنان متوجه میشوند مردان جامعهشان سالها به آنها و کودکانشان در خواب با اسپری بیهوشکننده حیوانات تجاوز کردهاند. گروهی از زنان، از جمله اونا (رونی مارا)، سالومه (کلر فوی)، ماریچه (جسی باکلی)، گرتا (شیلا مککارتی) و آگاتا (جدیث آیوی)، در انباری گرد هم میآیند تا درباره آینده خود تصمیم بگیرند: هیچ کاری نکنند، بمانند و مبارزه کنند، یا کلونی را ترک کنند. آنها که از کودکی از سواد محروم بودهاند، از آگوست (بن ویشاو)، معلم مرد کلونی، میخواهند بحثهایشان را یادداشت کند. فیلم با دیالوگهای عمیق، بازیهای قدرتمند و فیلمبرداری کلر فوی، به موضوعات ایمان، خودمختاری زنان، و بخشش میپردازد. این فیلم در ۲۳ دسامبر ۲۰۲۲ اکران شد، برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد و با بودجه ۴۱ میلیون دلار، ۹.۴ میلیون دلار فروش داشت، اما برخی به دلیل ریتم کند و فضای تئاتری آن را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «همت» یک درام جنگی-بیوگرافی به کارگردانی جی.دی. دیلارد است که بر اساس کتاب «همت: داستان حماسی قهرمانی، دوستی و فداکاری» نوشته آدام ماکوس ساخته شده و داستان واقعی دو خلبان نخبه نیروی دریایی آمریکا، جسی براون (جاناتان میجرز) و تام هادنر (گلن پاول)، را در جنگ کره (۱۹۵۰) روایت میکند. جسی، اولین خلبان سیاهپوست نیروی دریایی، با نژادپرستی در پایگاه و جامعه مواجه است، اما با حمایت همسرش دیزی (کریستینا جکسون) و دوستی فزاینده با تام، استقامت میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات پرواز با هواپیماهای کورسر، درگیری با سربازان ارتش آمریکا به دلیل توهینهای نژادپرستانه، و ماموریتهای پرخطر در مخزن چوسین، به موضوعات دوستی، شجاعت و مبارزه با تبعیض میپردازد. فیلم با یک عملیات نجات پرتنش به اوج میرسد که فداکاریهای این دو خلبان را برجسته میکند و آنها را بهعنوان برجستهترین بالمردان نیروی دریایی معرفی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، فقدان تمرکز کافی بر نقش سربازان زمینی و شباهت اجتنابناپذیر به «تاپ گان: ماوریک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای میجرز و پاول، فیلمبرداری خیرهکننده و موسیقی متن چاندا دانسی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و کمبود اکشن در مقایسه با رقبا نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاترین به نام بردی» یک کمدی-درام تاریخی به کارگردانی لینا دانهام و بر اساس رمان کودکان کارن کوشمن (۱۹۹۴) است که در انگلستان قرون وسطی (۱۲۹۰) رخ میدهد. داستان درباره کاترین، ملقب به بردی (بلا رمزی)، دختر ۱۴ سالهای است که در خانوادهای اشرافی اما فقیر زندگی میکند. پدرش، لرد رولو (اندرو اسکات)، برای نجات وضعیت مالی خانواده قصد دارد او را به ازدواج اجباری با خواستگارانی مانند شاگی برد (پل کی)، مردی ثروتمند اما نفرتانگیز، وادار کند. بردی، که روحیهای سرکش و طنزآمیز دارد، با ترفندهایی مانند پنهان شدن در طویله یا فریب دادن خواستگاران، از ازدواج فرار میکند. او با کمک دوستش آلیس (آیسیس هینزورث)، عمویش جرج (جو پری)، و مادرش لیدی آیلین (بیلی پایپر)، در برابر انتظارات جامعه مقاومت میکند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای بردی برای فراری دادن خواستگاران، روزنگارهای طنزآمیز او، و لحظهای احساسی که به پذیرش نقش خود میرسد، به موضوعات فمینیسم، بلوغ و استقلال میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد مدرن و پایانبندی سادهانگارانه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی رمزی، طراحی صحنه قرون وسطایی و موسیقی متن کارتر بورول تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و انحراف از رمان اصلی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جانی بلک قانونشکن» یک کمدی-وسترن اکشن به کارگردانی مایکل جِی وایت است که بهعنوان دنباله معنوی فیلم «بلک داینامیت» (2009) شناخته میشود. داستان درباره جانی بلک (مایکل جِی وایت)، یک هفتتیرکش است که برای انتقام مرگ پدرش، که ۲۵ سال پیش توسط برت کلیتون (کریس براونینگ) کشته شده، مصمم است او را نابود کند. جانی در این مسیر به یک قانونشکن تحت تعقیب تبدیل میشود و برای مخفی شدن، خود را بهعنوان کشیشی به نام پرسی فیرمن در شهر معدنی کوچک هوپ اسپرینگز معرفی میکند که تحت سلطه یک بارون زمینخوار ظالم به نام تام شلی (بری باستویک) است. او با جسی لی (آنیکا نونی رز)، بِسی لی (اریکا اش) و دیگر اهالی شهر آشنا میشود و درگیر ماجراهایی طنزآمیز و اکشن میشود، از جمله درگیری با مارشال یو.اس. کوو (کوین چپمن) و نجات بومیان آمریکایی از اوباش. فیلم با صحنههایی مانند مبارزات کونگفو، تیراندازیهای وسترن، و دیالوگهای طنزآمیز مانند پیشنهاد «نانهای داغ» بِسی با کنایههای دوپهلو، به موضوعات انتقام، عدالت و هویت میپردازد و ادای احترامی به وسترنهای اسپاگتی دهه ۱۹۶۰ و فیلمهای بلکسپلویتاسیون دهه ۱۹۷۰ است. با این حال، به دلیل مدتزمان طولانی (۱۳۶ دقیقه)، ریتم کند در بخشهایی، و برخی شوخیهای ناکام، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی وایت، گروه بازیگران، و ارجاعات به فیلمهایی مانند «مشت پر از دلار» و «بلازینگ سدلز» تحسین شدند، اما داستان شلوغ و فقدان تیزی «بلک داینامیت» نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقاب رنگین» یک درام عاشقانه بر اساس رمانی از سامرست موآم است که در دهه ۱۹۲۰ رخ میدهد. داستان درباره کتی گارستین، زنی جوان از طبقه بالای لندن است که پس از ازدواج عجولانه با والتر فین، پزشک میکروبیولوژیست، به دلیل خیانت به او، با بحرانی در زندگی مشترکشان مواجه میشود. والتر، که عمیقاً عاشق کتی است اما از خیانت او خشمگین، او را به سفری به روستایی دورافتاده در چین میبرد، جایی که او برای مبارزه با اپیدمی وبا کار میکند. کتی در این محیط خشن و در میان بیماری و مرگ، با کمک راهبههای محلی و چارلی تاونزند، دیپلماتی که با او رابطهای کوتاه داشت، به تدریج خود را بازمییابد و رابطهاش با والتر عمیقتر میشود. داستان با صحنههایی مانند سفر با قایق در رودخانههای چین، کار داوطلبانه کتی در یتیمخانه، و لحظات احساسی مانند آشتی با والتر، به موضوعات عشق، بخشش و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول و برخی شخصیتهای فرعی کمعمق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای نائومی واتس و ادوارد نورتون، فیلمبرداری خیرهکننده چین و موسیقی متن الکساندر دسپلا تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخ نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عشق در نگاه اول» یک کمدی-رمانتیک آمریکایی به کارگردانی ونسا کسویل و نویسندگی کیتی لاوجوی است که بر اساس رمان «احتمال آماری عشق در نگاه اول» نوشته جنیفر ای. اسمیت ساخته شده. داستان درباره هدلی سالیوان (هیلی لو ریچاردسون)، دانشجوی ۲۰ ساله آمریکایی است که به دلیل تأخیر و باتری خالی گوشی، پروازش از نیویورک به لندن را از دست میدهد. او در فرودگاه JFK با اولیور جونز (بن هاردی)، دانشجوی ۲۲ ساله بریتانیایی ییل، آشنا میشود که شارژر گوشیاش را به او قرض میدهد. آنها در سالن غذاخوری فرودگاه شام میخورند و به دلیل خرابی کمربند ایمنی اولیور، در هواپیما کنار هم مینشینند و در طول پرواز عاشق هم میشوند. هدلی برای عروسی دوم پدرش (راب دلانی) به لندن میرود، در حالی که اولیور، که هدلی تصور میکند برای عروسی میرود، در واقع برای مراسم یادبود مادرش که از سرطان فوت کرده، به آنجا سفر کرده. پس از جدایی در گمرک به دلیل مرگ باتری گوشی هدلی، او شماره اولیور را از دست میدهد. هدلی در عروسی متوجه میشود که اولیور در مراسم یادبود است و به آنجا میرود تا او را پیدا کند. با روایت جمیللا جمیل، که در نقشهای مختلف مثل مأمور گمرک و راننده ظاهر میشود، فیلم به موضوعات سرنوشت، عشق و کنار آمدن با فقدان میپردازد. با وجود داستان قابلپیشبینی و فقدان شیمی قوی بین بازیگران، فیلم با طنز، موسیقی جذاب و بازیهای خوب، بهویژه ریچاردسون، اثری دلانگیز است.
خلاصه داستان: فیلم «باربی» یک کمدی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی مشترک او با نوآ بامباک است که بر اساس عروسکهای باربی شرکت متل ساخته شده. داستان درباره باربی (مارگو رابی)، عروسکی که در سرزمین کامل باربیلند زندگی بینقصی دارد، است تا اینکه افکاری درباره مرگ و اضطراب وجودی او را به هم میریزد. باربی با توصیه باربی عجیب (کیت مککینون) به دنیای واقعی سفر میکند تا منبع این افکار را پیدا کند، و کن (رایان گاسلینگ)، که عاشق اوست، همراهش میشود. در لسآنجلس، آنها با دنیای نابرابر انسانها مواجه میشوند و باربی متوجه میشود که دختر جوانی به نام ساشا (آریانا گرینبلات) و مادرش گلوریا (آمریکا فررا)، کارمند متل، در این افکار نقش دارند. وقتی متل، به رهبری مدیرعامل (ویل فرل)، تلاش میکند باربی را به دنیای عروسکها بازگرداند، او با کمک ساشا، گلوریا و کن، که خود درگیر هویتش شده، علیه ساختارهای مردسالارانه متل و باربیلند میشورد. فیلم با طنز هوشمندانه، رنگهای بصری خیرهکننده و موسیقی پرانرژی، به موضوعات هویت، خودآگاهی و فمینیسم میپردازد، هرچند گاهی از تعدد پیامها و داستانهای فرعی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «آکوامن و پادشاهی گمشده» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی جیمز وان و دنبالهای بر «آکوامن» (2018) است که بر اساس شخصیت دیسی کامیکس ساخته شده. داستان درباره آرتور کوری (جیسون موموآ)، پادشاه آتلانتیس، است که با همسرش مرا (امبر هرد) و پسر نوزادشان زندگی میکند. وقتی بلک مانتا (یحیی عبدالمتین دوم)، که با نیروی عصای سهشاخه سیاه قدرت گرفته، برای انتقام مرگ پدرش به آتلانتیس حمله میکند، آرتور با برادر زندانیاش اورم (پاتریک ویلسون) متحد میشود. آنها به دنبال آزاد کردن پادشاهی گمشده نکراس، یکی از هفت پادشاهی آتلانتیس، میروند تا عصا را نابود کنند. در این مسیر، با دکتر استفان شین (رندال پارک)، دانشمندی که نکراس را بیدار کرده، و موجودات باستانی مواجه میشوند. آرتور و اورم با کمک آتلانتا (نیکول کیدمن) و نرئوس (دولف لاندگرن)، بلک مانتا را متوقف کرده و صلح را به آتلانتیس بازمیگردانند. فیلم با جلوههای بصری خیرهکننده، اکشنهای زیرآبی و تمهای خانواده، اتحاد و حفاظت از محیط زیست، اثری سرگرمکننده است، هرچند از داستان پیچیده و شخصیتپردازی ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «جوی» یک درام بیوگرافی-کمدی است که داستان جوی مانگانو، زنی خلاق و مصمم را روایت میکند که در لانگ آیلند نیویورک با مادرش، مادربزرگش، پدر مطلقهاش و دو فرزندش زندگی میکند. جوی که از کودکی ایدههای نوآورانهای مانند اختراعات ساده داشته، با مشکلات مالی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. او پس از ناامیدی از شغلهای کمدرآمد و زندگی آشوبناک خانوادگی، یک زمینشوی معجزهآسا (Miracle Mop) اختراع میکند که زندگیاش را تغییر میدهد. جوی با کمک سرمایهگذاری از دوست خانوادگی و مذاکره با شبکه خرید خانگی QVC، محصولش را به بازار معرفی میکند، اما با چالشهایی مانند خیانت شریک تجاری، مشکلات تولید و رقابتهای تجاری مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند ارائه جوی در QVC و رویارویی با پدرش در بالتیمور، به موضوعات پشتکار، استقلال زنان و موفقیت در برابر موانع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی اصلی، طراحی صحنه دهه ۹۰ و پیام الهامبخش تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و پایانبندی عجولانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بتمن نینجا» یک انیمیشن اکشن-فانتزی است که داستان بتمن را دنبال میکند. ماجرا با درگیری بتمن با گوریلا گراد در تیمارستان آرکهام آغاز میشود، جایی که دستگاه جابهجایی زمانی گراد، بتمن و گروهی از متحدان و دشمنانش، از جمله جوکر، هارلی کویین، کتوومن، و اعضای خانواده بت (رابین، رد هود، نایتوینگ و رد رابین) را به ژاپن فئودال منتقل میکند. در این دنیا، جوکر بهعنوان یک ارباب جنگی غالب ظاهر میشود و دیگر تبهکاران گاتهام، مانند پنگوئن، پویزن آیوی، توفیس و بین، بهعنوان اربابهای فئودال مناطق مختلف را تحت کنترل دارند. بتمن که ابزارهای پیشرفتهاش را از دست داده، با کمک کتوومن و قبیله خفاش هیدا، از جمله ایان، و بعدها آلفرد که غار خفاشی در نزدیکی ادو ساخته، باید با استفاده از هوش و مهارتهای نینجاییاش نظم را بازگرداند. داستان با صحنههای اکشن پرهیجان مانند نبرد با قلعههای رباتیکی و تشکیل میمون سامورایی غولپیکر توسط ارتش گراد، به موضوعات انطباق، اتحاد و مبارزه با هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، دیالوگهای کلیشهای (مانند خندههای «هاها» جوکر)، و استفاده از انیمیشن CGI که گاهی ناپایدار است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۲٪ در راتن تومیتوز، ۵.۶/۱۰ در IMDb). طراحی شخصیتها، موسیقی متن، و صحنههای اکشن، بهویژه نبرد نهایی، تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.