خلاصه داستان: فیلم «The Choice» که در سال 2016 منتشر شد، داستانی عاشقانه و تاثیرگذار را روایت میکند. در این فیلم، تریسی لوردز که در یک کلینیک دندانپزشکی کار میکند، با گبی، جراحی جذاب که در همسایگی او زندگی میکند، آشنا میشود. رابطه آنها با وجود مخالفتهای اولیه، به سرعت به یک عشق عمیق و پرشور تبدیل میشود. اما زندگی آنها با یک حادثه غیرمنتظره روبرو میشود که تریسی را در شرایطی قرار میدهد که باید بین دو انتخاب سخت تصمیمگیری کند. این فیلم بر اساس رمانی از نیکلاس اسپارکس ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی غار (The Cave) در سال 2019 میلادی ساخته شده است. داستان این فیلم درباره تیمی از غواصان متخصص است که برای نجات جان 12 پسر بچه و مربی آنها که در غاری سیلزده در تایلند گرفتار شدهاند، به آنجا میروند. آنها با چالشهای جسمی و روانی بسیاری دست و پنجه نرم میکنند و باید با محدودیتهای زمانی و خطرات مرگبار غار مبارزه کنند تا بتوانند عملیات نجات را با موفقیت به پایان برسانند.
خلاصه داستان: فیلم «لیست آرزوهام» (The Bucket List) داستان دو مرد مسن با شرایط زندگی کاملاً متفاوت را روایت میکند. «ادوارد کول» (جک نیکلسون)، میلیاردری خودرای و سلطهگر که تمام عمرش را وقف کار کرده و حالا در بیمارستانش با خبر میشود که سرطان دارد و تنها چند ماه بیشتر زندگی نکرده است. او در اتاق بیمارستان با «کارتر چمبرز» (مورگان فریمن)، مکانیک خودرو و استاد تاریخ که او نیز به سرطان مبتلاست و زمان کمی برای زندگی دارد، هماتاقی میشود. هر دو مرد با پذیرش مرگ قریبالوقوع خود، تصمیم میگیرند تا باقیمانده عمرشان را به انجام کارهایی که همیشه آرزویش را داشتند، اختصاص دهند. آنها فهرستی از آرزوهایشان را تهیه میکنند و با کمک یکدیگر و با پول بیحد و حصر ادوارد، به دنبال ماجراجوییهایی چون دیدن اهرام ثلاثه، رانندگی در پیست فرمول یک، صعود به قله کوه، پرش با چتر و ... میروند. در طول این سفر، دو مرد که در ابتدا هیچ وجه اشتراکی نداشتند، به دوستی عمیقی دست مییابند و درمییابند که چگونه زندگی کردن، مهمتر از چگونه مردن است.
خلاصه داستان: فیلم «جعبه» (The Box) داستان زوج جوانی به نامهای نورا و آرتور را روایت میکند که در دهه ۱۹۵۰ در آمریکا زندگی میکنند. آنها بهطور ناگهانی با یک پیشنهاد عجیب مواجه میشوند: یک دستگاه جعبهمانند که با فشردن یک دکمه، به آنها یک میلیون دلار پول نقد هدیه میدهد، اما در ازای آن، یک غریبه در جایی از دنیا باید بمیرد. این زوج پس از کشمکشهای فراوان، دکمه را فشار میدهند و پول را دریافت میکنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که این تصمیم، آنها را وارد یک کابوس پیچیده و بیپایان کرده است.
خلاصه داستان: داستان در آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم روایت میشود. لیسل میملینگر دختر جوانی است که پس از مرگ برادرش و تسلیم شدن مادرش به نازیها، توسط خانوادهای در حومه مولکینگ به فرزندی پذیرفته میشود. او در این خانه با پدرخواندهی مهربانش هانس هابرمن که به او خواندن و نوشتن میآموزد، و مادرخواندهی عبوس اما مهربانش روزا، زندگی تازهای را آغاز میکند. لیسل با عشق به کتابها، که از کتابخانهی شهردار و مکانهای دیگر به دست میآورد، دنیای خود را میسازد. اما این عشق، او و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد، بهویژه زمانی که یک جوان یهودی به نام مکس ساکامورا در زیرزمین خانهشان پنهان میشود. روابط عمیق لیسل با مکس، دوستش رودی، و همچنین صدای راوی داستان (مرگ) سرنوشت همه را در بحبوحهی جنگ و وحشت نازیها شکل میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «هتل بهترین اگزوتیک ماریگولد» داستان گروهی از بازنشستگان بریتانیایی را روایت میکند که به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی، تنهایی و ناامیدی، تصمیم میگیرند دوران بازنشستگی خود را در هتلی ارزانقیمت در جیپور هند بگذرانند. این هتل که «بهترین اگزوتیک ماریگولد» نام دارد، در تبلیغاتش وعده لوکس و رفاه میدهد، اما در واقعیت بسیار فرسوده و نامناسب است. هر یک از این افراد با چالشها و غافلگیریهای فرهنگی و شخصی روبرو میشوند و در این میان، روابط جدیدی شکل میگیرد و در نهایت، هر کدام راهی برای یافتن شادی و معنای تازه در زندگی پیدا میکنند.
خلاصه داستان: نام فارسی: نگهبان نسلها (Terminator Genisys) - سال: 2015
در سال 2029، جان کانر، رهبر مقاومت انسانها، به سال 1984 بازمیگردد تا از کشته شدن مادرش، سارا کانر، توسط یک ترمیناتور جلوگیری کند. اما مأموریت او با ورود یک ترمیناتور ناشناس به همان زمان و همچنین یک پروتکل جدید به نام Genisys که همه چیز را تغییر میدهد، پیچیده میشود. در این نسخه، سارا کانر خود یک جنگجوی چیرهدست است و ترمیناتوری به نام پاپ (پدر) از او محافظت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن در کریسمس» (Surviving Christmas) داستان دو خانواده را روایت میکند که در تعطیلات کریسمس با یکدیگر تداخل پیدا میکنند. در سال ۲۰۰۴، دو خانواده که هر دو در آستانه فروپاشی هستند، بهطور اتفاقی در یک خانه در نیویورک به هم میرسند و مجبور میشوند با وجود اختلافات و مشکلات فراوان، تعطیلات را با هم سپری کنند. این وضعیت عجیب و غیرمنتظره، منجر به بروز کشمکشها و موقعیتهای کمدی و در عین حال تلخ و شیرین میشود که هر یک از شخصیتها را وادار میکند تا با واقعیتهای زندگی خود روبرو شوند و درسهای مهمی درباره خانواده، عشق و بخشش بیاموزند.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کن» (Stay Alive) در سال 2006، داستان گروهی از نوجوانان علاقهمند به بازیهای ویدیویی را روایت میکند که نسخهای مرموز و آزمایشی از یک بازی ترسناک به نام «زندگی کن» را پیدا میکنند. آنها با شروع بازی، خود را در دنیایی خشن و واقعی مییابند که در آن هر کاری که در بازی انجام میدهند، عواقب واقعی و مرگباری در دنیای بیرون دارد. به زودی، یکایک بازیکنان به طرز فجیعی به قتل میرسند و آنها متوجه میشوند که بازی، ارواح قربانیان یک قاتل سادیستی به نام «کنتس» را احضار کرده است و برای زنده ماندن، باید قوانین بازی را تغییر دهند.
خلاصه داستان: ستارگیت یک فیلم علمی-تخیلی محصول سال 1994 است که داستان یک تیم نظامی و محققان را روایت میکند که از طریق یک دستگاه باستانی به نام "ستارگیت" به سیارهای دیگر سفر میکنند. در آنجا با تمدنی مواجه میشوند که توسط موجوداتی شبیه به خدایان مصر باستان اداره میشود و باید با آنها مبارزه کنند.