خلاصه داستان: چهار روح پس از یک حادثه مرگبار در سال ۱۹۵۹، به طور مرموزی به زندگی یک نوزاد تازه متولد شده به نام توماس وارد راه پیدا میکنند و او تنها کسی است که میتواند آنها را ببیند و با آنها صحبت کند. سالها بعد، توماس که اکنون جوانی بالغ شده، توسط این چهار روح که هرکدام یک کار ناتمام در زندگی دارند، راهنمایی میشود تا به آنها در تکمیل مأموریتشان کمک کند و در این مسیر، خودش نیز معنای واقعی زندگی و عشق را کشف میکند. این فیلم کمدی-فانتزی محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی ران آندروود و با بازی رابرت داونی جونیور در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: یک داستان صمیمی و تأملبرانگیز از دوستی غیرمنتظره در سرزمینهای وحشی اورگن در دهه ۱۸۲۰ میلادی. کوکی فیگوویتز، یک آشپز خجالتی و خلاق، با کینگ-لو، یک مهاجر چینی باهوش و جاهطلب، آشنا میشود. این دو که هر دو در جستجوی فرصتی برای موفقیت هستند، با هم شراکتی مخفیانه را آغاز میکنند: کوکی با استفاده از مهارتهای آشپزی خود و با «قرض گرفتن» شیر از اولین گاو متعلق به یک ملاک ثروتمند و قدرتمند، نانهای روغنی خوشمزهای تولید میکند و کینگ-لو آنها را در بازار محلی به فروش میرساند. محصول آنها به سرعت مورد استقبال قرار میگیرد و آیندهای روشن برایشان رقم میزند، اما این موفقیت شکننده به خطر دزدیده شدن رازشان و عواقب آن گره خورده است. این فیلم به کارگردانی کلی رایشارت، با بازی جان مگارو، اورین لی، رنه اوبرژونوا و توبی جونز، داستانی لطیف درباره دوستی، امید و هزینههای دستیابی به رویای آمریکایی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۲، تام کاویاک (با بازی کوین کاستنر)، یک پزشک اورژانس موفق، زندگی خود را پس از مرگ همسرش امیلی در یک تصادف اتوبوس در ونزوئلا از دست میدهد. امیلی باردار بود و در حال کار برای یک پروژه بشردوستانه بود. تام در غم عمیق فرو میرود و نمیتواند مرگ همسرش را بپذیرد. او شروع به تجربه پدیدههای عجیبی میکند: کودکان بیمار در بخش اورژانس که در آستانه مرگ هستند، پیامهایی از امیلی برای او میآورند. این پیامها شامل نماد «سنجاقک» (Dragonfly) است که نماد خاصی بین او و همسرش بود. تام متقاعد میشود که امیلی سعی دارد از دنیای دیگر با او ارتباط برقرار کند و او را به ونزوئلا، جایی که تصادف رخ داد، هدایت میکند. با وجود تمسخر همکاران و دوستانش، او سفر خطرناکی را آغاز میکند تا راز مرگ همسرش را کشف کرده و به پیام او پاسخ دهد. این فیلم که توسط تام شادیاک کارگردانی شده، کتی بیتس و جو مورتون نیز در آن ایفای نقش میکنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۵، آدمکشی (کلونسازی) انسان به دلیل مشکلات اخلاقی و مذهبی ممنوع است. آدام گیبسون (آرنولد شوارتزنگر)، خلبان هلیکوپتر، پس از یک روز کاری عادی به خانه بازمیگردد، اما متوجه میشود که یک کلون جایگزین او شده و زندگیاش را تصاحب کرده است. او به سرعت درگیر یک توطئهی مرموز میشود که توسط دکتر گریفین وایل (رابرت دووال)، دانشمند ثروتمند و قدرتمند، رهبری میشود. وایل، بنیانگذار شرکت «ریپلیکورن»، در حال نقض قانون و کلونسازی انسانها برای اهداف شوم خود است. آدام، با کمک مایکل دروکر (تونی گلدوین)، باید هویت واقعی خود را بازپس گیرد، خانوادهاش را نجات دهد و این توطئهی خطرناک را افشا کند. این فیلم علمی-تخیلی اکشن به کارگردانی راجر اسپاتیسوود، با بازی آرنولد شوارتزنگر، در سال ۲۰۰۰ ساخته شد و مفاهیم پیچیدهای مانند هویت، اخلاقیات علم و فناوری را در قالب یک داستان پرتعلیق و پرهیجان به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو کودک به نامهای امی و ریچارد پس از یک حادثه دریایی در قرن نوزدهم، خود را در یک جزیره گرمسیری بکر و دستنخورده مییابند. آنها تحت مراقبت یک بومی مهربان رشد میکنند و به تدریج با زندگی در این بهشت رویایی خو میگیرند. با گذشت سالها و رسیدن به سنین نوجوانی، احساسات عمیقتری در وجودشان شکل میگیرد و عشقی پاک و بیآلایش میانشان جوانه میزند. اما زندگی آرام آنها با ورود ناخواسته غریبههایی به جزیره که با خود تمدن و قوانین آن را به همراه میآورند، دچار تحول و چالش میشود. این فیلم که در سال ۱۹۹۱ توسط ویلیام گراهام ساخته شده و میلا جووویچ و برایان کراوس در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند، بازسازی و ادامهای بر داستان کلاسیک «تالاب آبی» محسوب میشود و ماجرای عشق، بلوغ و رویارویی با طبیعت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مایکل پاتریک جان، داستان رقابت بیامان در یک مسابقه زیبایی محلی به نام «دختر شایسته آمریکا» در شهر کوچک مونت رز، مینهسوتا را روایت میکند. وقتی ربکا لیپتون (کیرستن دانست)، دختر یکی از خانوادههای مرفه شهر، برای کسب عنوان دختر شایسته با امبر اتکینز (کیرستی الی)، دختری از طبقه کارگر که مادرش (الن بارکین) در کارخانه محلی کار میکند، رقابت میکند، حوادث مرموز و مرگبار یکی پس از دیگری رخ میدهد. گلادیس لیتمن (الیسون جننی)، خبرنگاری که برای پوشش این مسابقه به شهر آمده، سعی میکند پرده از راز این اتفاقات بردارد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و گزنده، فرهنگ مسابقات زیبایی و رقابتهای شهری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «ماهی را رها کن» (Catch and Release) فیلمی درام-کمدی محصول سال ۲۰۰۶ آمریکا به کارگردانی سوزانا گرانت است. فیلم با بازی جنیفر گارنر در نقش گری، زنی جوان که نامزدش در آستانه ازدواجشان در حادثهای غرق میشود، روایت میشود. گری پس از این واقعه غمانگیز، برای کنار آمدن با مرگ نامزدش تلاش میکند و در این مسیر با دوستان صمیمی او آشنا میشود. در این میان، رازهای پنهانی از زندگی نامزد مرحومش فاش میشود که همه تصورات او را زیر سوال میبرد و مسیر زندگیاش را به کلی تغییر میدهد. تیموتی اولیفانت، سام جگر و جولیانا مارگولیس از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند که داستانی از غم، عشق و کشف حقیقت را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: چکیده داستان: چاک نولند، کارمند پست فدکس، پس از سقوط هواپیما در اقیانوس آرام، به جزیره ای دورافتاده پناه میبرد. او که تنها بازمانده این سانحه است، باید با کمترین امکانات و تنها با یک توپ والیبال به نام ویلسون به عنوان همدم، راهی برای بقا در این جزیره بیابد. این فیلم محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی رابرت زمکیس و با بازی تحسینبرانگیز تام هنکس، داستانی تکاندهنده از امید، انزوا و تلاش برای بازگشت به زندگی عادی را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو دوست سادهلوح به نامهای لوید کریسمس (جیم کری) و هری دان (جف دنیلز) در شهر پراویدنس زندگی میکنند. لوید که راننده لیموزین است، عاشق مری سوئنسون (لورن هالی)، یکی از مسافران ثروتمندش میشود. زمانی که مری کیف پول خود را در فرودگاه جا میگذارد، لوید و هری تصمیم میگیرند آن را به او در آسپن بازگردانند، بدون اینکه بدانند کیف حاوی پول باج برای آزادی شوهر مری است. این دو در طول سفر ماجراهای خندهدار و احمقانهای را تجربه میکنند و ناخواسته با افراد خطرناکی درگیر میشوند. کارگردانان برادران فارلی (پیتر و بابی) در سال ۱۹۹۴ این کمدی کلاسیک را ساختند که به یکی از محبوبترین فیلمهای کمدی دهه ۹۰ تبدیل شد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی سوزان سایدلمن، با بازیگری درخشان مدونا و روزانا آروت، داستان زن خانهداری به نام روبرتا (آروت) را روایت میکند که زندگی یکنواخت و ملالآور خود در نیوجرسی را رها کرده و مجذوب شخصیت مرموز و آزاد سوزان (مدونا) میشود. روبرتا که از طریق آگهیهای روزنامه به دنبال سرنخهایی از زندگی سوزان است، درگیر ماجراجوییای پرهیجان در محله ایست ویلج نیویورک میشود که شامل دزدی، سوءتفاهم و عشق غیرمنتظره میگردد. این فیلم با موسیقی متن به یادماندنی و حال و هوای دهه ۸۰، نمادی از جستجوی هویت و رهایی است.