خلاصه داستان: مایک مایرز در سومین قسمت از مجموعه فیلمهای جاسوسی کمدی خود، علاوه بر کارگردانی و نویسندگی، در نقشهای مختلفی از جمله آستین پاورز، دکتر شیطان و گلد ممبر ظاهر میشود. در این قسمت، آستین پاورز، جاسوس بینالمللی معروف، متوجه میشود که پدرش، نگوین پاورز (با بازی مایکل کین)، توسط گلد ممبر، شرور جدیدی که پوستی از طلا دارد، ربوده شده است. آستین برای نجات پدرش باید به سال ۱۹۷۵ سفر کند و در این راه با فاکسی کلئوپاترا (بیت میدلر)، همکار سابق پدرش، و خودش در نسخه جوانتر همراه میشود. این فیلم پر از شوخیهای جنسی، اشارات به فیلمهای جاسوسی و شخصیتهای خاطرهانگیز است که با حضور بازیگران مهمانی همچون تام کروز، گوینت پالترو و کوین اسپیسی در صحنههای کوتاه، جذابیت آن دوچندان شده است.
خلاصه داستان: در دنیای مارول، اسکات لنگ یک سارق ماهر است که پس از آزادی از زندان، تلاش میکند تا زندگی خود را برای دخترش کسی بازسازی کند. اما زندگی او زمانی دگرگون میشود که هنک پیم، دانشمند سابق و مخترع فناوری شگفتانگیز تغییر اندازه، او را برای پوشیدن لباس ویژهای به نام «مرد مورچهای» انتخاب میکند. اسکات که اکنون میتواند به اندازهی یک مورچه کوچک شود اما از قدرت فوقالعادهای برخوردار باشد، باید از راز این فناوری در برابر دشمنان خطرناک محافظت کند. او با کمک هوپ ون داین، دختر پیم، و خود مورچهها، وارد مأموریتی میشود که نه تنها سرنوشت خودش، بلکه آیندهی جهان را نیز تغییر خواهد داد. این فیلم اکشن و کمدی، اولین حضور این ابرقهرمان در دنیای سینمایی مارول است که توسط پیتون رید کارگردانی شده و پل راد، مایکل داگلاس و ایوانجلین لیلی در آن به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۰۲، به کارگردانی دنزل واشنگتن و با بازی درخشان او به همراه درک لوک و جوی برایانت، داستان زندگی واقعی آنتوان فیشر، جوانی خشمگین و آسیبدیده را روایت میکند. آنتوان که در یتیمخانهای در کلیولند بزرگ شده و دوران کودکی پر از سوءاستفاده و تحقیر را پشت سر گذاشته، اکنون به عنوان ملوان در نیروی دریایی ایالات متحده خدمت میکند. خشمی که در درونش شعله میکشد، بارها باعث درگیری و مشکل برای او میشود تا جایی که فرماندهانش او را مجبور به مراجعه به روانپزشک پایگاه، دکتر جرمیا داونپورت، میکنند. در طول جلسات درمانی، دکتر داونپورت به آرامی پرده از رازهای دردناک گذشته آنتوان برمیدارد و به او کمک میکند تا با ترومای کودکی خود روبرو شده و مسیر التیام و بخشش را در پیش بگیرد. این فیلم داستانی عمیق و تأثیرگذار درباره قدرت تابآوری، اهمیت خانواده و نقش درمان در التیام زخمهای روحی است.
خلاصه داستان: در آیندهای نه چندان دور، دو مأمور ویژه به نامهای دئونن و بریاریوس در حال مبارزه با تروریسم هستند که با یک تهدید جدید و مرموز روبرو میشوند. یک سلاح فوقمدرن به نام «اگز ماشینا» توسط یک گروه تروریستی برای ایجاد هرج و مرج در شهر آلیگنت استفاده میشود. این سلاح قادر به کنترل رباتها و سیستمهای دفاعی شهر است و تهدیدی جدی برای صلح و امنیت به شمار میرود. دئونن و بریاریوس که هر دو سایبورگ هستند، باید با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای فوقبشری خود، منشاء این تهدید را شناسایی و آن را نابود کنند. در این میان، دئونن با خاطرات گذشته خود و رابطهاش با بریاریوس که اکنون در یک بدن جدید قرار دارد، دست و پنجه نرم میکند. این انیمیشن علمی-تخیلی با کارگردانی شینجی آراکی و تهیهکنندگی جان وو، با جلوههای بصری خیرهکننده و اکشنهای نفسگیر، داستانی جذاب درباره فناوری، انسانیت و قدرت همکاری را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «قبل از بیداری» (۲۰۱۶) به کارگردانی مایک فلناگان، با بازی کیت باسورث، توماس جین و جیکوب ترمبلی، داستان زوجی داغدیده به نامهای مارک و جسی را روایت میکند که پس از مرگ پسرشان شان، کودکی یتیم به نام کودی را به فرزندخواندگی میپذیرند. آنها به زودی متوجه میشوند که رویاهای کودی به طرز شگفتانگیزی به واقعیت تبدیل میشوند؛ موجودات زیبا و رویایی او در بیداری ظاهر میشوند. اما این هدیه با یک کابوس وحشتناک همراه است: «مرد خورنده» (The Canker Man)، هیولایی ترسناک که از تاریکترین کابوسهای کودی متولد شده و هر بار که او میخوابد، ظاهر میشود. حالا این خانواده جدید باید با این قدرت مرموز و خطرناک کنار بیایند و رازهای گذشته کودی را کشف کنند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام نوجوانانه محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی گورورایدر چاده که بر اساس رمانهای محبوب لوئیز رنینسون ساخته شده است. داستان حول محور جورجیا نیکلسون (با بازی جورجیا گرووم) دختر ۱۴ سالهای میچرخد که در شهر کوچکی در انگلستان زندگی میکند و با مشکلات معمول دوران نوجوانی مانند پذیرش ظاهر خود، دوستیها و اولین عشقهایش دست و پنجه نرم میکند. جورجیا که از بینی بزرگ خود خجالت میکشد و در عین حال شیفته رابی (با بازی آرون جانسون) پسر محبوب مدرسه است، همراه با دوستانش الی و جاس تلاش میکند تا با شرکت در مهمانیها و یادگیری تکنیکهای بوسیدن، جایگاه خود را در جمع محبوبهای مدرسه تثبیت کند. در این میان، گربه او به نام «آنگوس» و دفتر خاطراتش که آن را «تنگس» مینامد، تنها مونسهای او هستند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و صمیمی، فراز و نشیبهای بلوغ، کشف هویت و پذیرش خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بیداریها» (۱۹۹۰) به کارگردانی پنی مارشال و با بازی درخشان رابرت دنیرو و رابین ویلیامز، داستان واقعی دکتر مالکوم سِیر (ویلیامز)، عصبشناس کنارهگیری است که در بیمارستانی در برانکس نیویورک مشغول به کار میشود. او با بیمارانی مواجه میشود که سالهاست در اثر بیماری خوابآور (انسفالیت لتارژیکا) در حالت کاتاتونیک و به ظاهر غیرقابل درمان به سر میبرند. دکتر سِیر با الهام از تحقیقاتش، داروی جدیدی به نام ال-دوپا را بر روی یکی از این بیماران به نام لئونارد لو (دنیرو) آزمایش میکند و به معجزهای دست مییابد: لئونارد پس از دههها بیدار میشود. این موفقیت به سرعت به دیگر بیماران نیز تعمیم داده میشود و آنها یکی پس از دیگری به زندگی بازمیگردند. اما این بیداری شاد و معجزهآسا، با چالشهای جدیدی همراه است؛ بیماران باید با دنیایی که سالها از آن دور بودهاند، سازگار شوند و دکتر سِیر نیز با محدودیتهای علم و موقتی بودن این بهبودی روبرو میشود. این فیلم تأثیرگذار، پرسشهای عمیقی درباره زندگی، امید، ارتباطات انسانی و مرزهای علم پزشکی مطرح میکند.
خلاصه داستان: ژاک ایو کوستو، کارگردان و مستندساز مشهور فرانسوی، در این مستند جذاب به بررسی زندگی و میراث پدر اکتشافات زیردریایی مدرن میپردازد. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ توسط لیز گاربوس کارگردانی شده، با استفاده از تصاویر آرشیوی خیرهکننده و مصاحبههای صمیمی، داستان مردی را روایت میکند که عشق او به اقیانوسها جهان را برای همیشه تغییر داد. از ابتدای سفر او به عنوان یک ماجراجوی جوان تا تبدیل شدن به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای حفاظت از محیط زیست، این مستند عمیقاً به رابطه پیچیده کوستو با دریا، خانواده و رسانه میپردازد. بینندگان شاهد تکامل دیدگاه او از یک کاوشگر خوشبین به یک فعال نگران محیط زیست خواهند بود که هشدارهایش درباره آینده اقیانوسها امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
خلاصه داستان: یک داستان حماسی عاشقانه در سال ۱۹۳۹، همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم، در شمال دورافتاده استرالیا. لیدی سارا اشلی، اشرافزادهای انگلیسی، برای ملاقات با همسرش به استرالیا سفر میکند، اما با مرگ او مواجه میشود. او مجبور است برای حفظ میراث خانوادگی خود، یک مزرعه دامداری وسیع را مدیریت کند. در این راه با دروور، یک گلهدار خشن اما با قلب مهربان، آشنا میشود و با کمک او و نالا، یک پسر بچه بومی، برای نجات مزرعه خود در برابر توطئههای رقیب قدرتمندش، کارپنیا، میجنگد. فیلمی به کارگردانی باز لورمان با بازی نیکول کیدمن و هیو جکمن، که داستانی از عشق، از دست دادن و غلبه بر مشکلات را در پسزمینهای از جنگ جهانی دوم روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «چون من اینطور گفتم» به کارگردانی مایکل لمن و محصول سال ۲۰۰۷، داستان دافنه وایلدِر (با بازی دایان کیتن)، مادری مجرد و بیش از حد محافظهکار را روایت میکند که زندگی خود را وقاف دخترانش کرده است. او که نگران تنها ماندن کوچکترین دخترش، میلی (با بازی مندی مور)، است، تصمیم میگیرد برای او در یک سایت دوستیابی آگهی بدهد و سپس خودش به جای میلی شروع به مصاحبه با مردان میکند تا بهترین گزینه را برای او انتخاب کند. در این میان، میلی عاشق جانی (با بازی گبریل مچت)، موزیسین جذابی میشود که مادرش او را مناسب نمیداند و در مقابل، او را به سوی معمار خوشتیپی به نام جیسون (با بازی تام اورت اسکات) سوق میدهد. این مداخلهی بیجا باعث ایجاد موقعیتهای خندهدار و در عین حال تلخکامیهایی برای میلی و خواهرانش میشود و در نهایت، دافنه را به این درک میرساند که باید به دخترانش اجازه دهد خودشان زندگی و عشقشان را انتخاب کنند.