خلاصه داستان: یک مرد جوان خوشتیپ به نام جولیان کِی (با بازی ریچارد گیر) در لسآنجلس به عنوان یک مرد همراه سطح بالا فعالیت میکند و با ثروتمندان و مشتریان مرفه در ارتباط است. زندگی او با ظاهری لوکس و پرزرقوبرق پیش میرود تا اینکه ناگهان متهم به قتلی میشود که مرتکب آن نشده است. با به دام افتادن در یک توطئه پیچیده، جولیان باید برای اثبات بیگناهی خود تلاش کند و در این مسیر با زنی متأهل به نام میشل (با بازی لورن هاتون) آشنا میشود که عشق و امید را به زندگی او بازمیگرداند. پل شریدر در سال ۱۹۸۰ این فیلم نوآر روانشناختی را کارگردانی کرد و با موسیقی متن به یادماندنی جورجیو مورودر، تصویری جذاب و تاریک از زندگی زیرین جامعه مرفه لسآنجلس را به تصویر کشید.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی جین کمپیون که در سال ۱۹۹۰ ساخته شد و بر اساس زندگی جنت فریم، نویسنده نیوزیلندی ساخته شده است. این فیلم زندگی نویسنده را از کودکی تا بزرگسالی به تصویر میکشد و موانع و چالشهایی را که او در مسیر نویسندگی با آنها روبرو بوده، نشان میدهد. بازیگران اصلی فیلم کری فاکس، آلکسیس آرچر و کارن فرگوسن هستند که نقشهای مختلف جنت فریم را در سنین مختلف بازی میکنند. داستان فیلم حول محور زندگی جنت فریم میچرخد که در کودکی با مشکلات خانوادگی و اجتماعی روبرو است و در بزرگسالی نیز با چالشهای روحی و روانی دست و پنجه نرم میکند. او در نهایت به نویسندگی روی میآورد و از طریق نوشتن، هویت و صدای خود را پیدا میکند. این فیلم به شیوهای صمیمی و انسانی، زندگی این نویسنده را روایت میکند و بر اهمیت هنر و ادبیات در شکلدهی به هویت فردی تأکید دارد.
خلاصه داستان: دو برادر آمریکایی به نامهای یان و تاد به آلمان سفر میکنند تا خاکستر پدربزرگشان را به زادگاهش بازگردانند. در آنجا، آنها به طور اتفاقی با یک جشنواره مخفی و زیرزمینی نوشیدن آبجو به نام «بییرفست» (Beerfest) مواجه میشوند که در آن تیمهای ملی از سراسر دنیا برای کسب عنوان قهرمانی به رقابت میپردازند. پس از تحقیر شدن توسط تیم ملی آلمان، این دو برادر تصمیم میگیرند به آمریکا بازگردند و با جمعآوری گروهی از بهترین نوشندگان آبجو، تیمی به نام «تیم آمریکا» تشکیل دهند تا سال بعد به آلمان بازگردند و در این مسابقات شرکت کرده و انتقام بگیرند. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جی چاندراسخار و با بازیگری کلانسی براون، جی چاندراسخار، کوین هیلی، استیو لم، پال سوتر و اریک کریستین اولسن است.
خلاصه داستان: فیلم «آمریکن ماری» به کارگردانی جنا و سیلویا سوسکا در سال ۲۰۱۲ ساخته شد و کاترین ایزابل در نقش اصلی آن به ایفای نقش پرداخت. این فیلم داستان دانشجوی پزشکی به نام ماری را روایت میکند که در مواجهه با مشکلات مالی، به دنیای زیرزمینی جراحیهای پلاستیک غیرقانونی کشیده میشود. او با استعدادی که در این زمینه دارد، به سرعت به جراحی مشهور در میان کسانی تبدیل میشود که به دنبال تغییرات افراطی در ظاهر خود هستند. اما ورود به این دنیای تاریک، او را با پیامدهای خطرناکی مواجه میکند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: بری سیل، خلبان خطوط هوایی تجاری، در اواخر دهه ۱۹۷۰ توسط مأمور سیا مونتو شافر استخدام میشود تا پروازهای شناسایی بر فراز مناطق کمونیستی در آمریکای مرکزی را انجام دهد. به زودی، شافر او را به سازماندهی عملیات پنهانی برای تحویل سلاح به شورشیان کنترا در نیکاراگوئه میگمارد. در همین حال، پابلو اسکوبار، قاچاقچی مشهور مواد مخدر کلمبیایی، با سیل تماس گرفته و از او میخواهد تا کوکائین را از کلمبیا به ایالات متحده منتقل کند. سیل با استفاده از هواپیماهای خود و با کمک همسرش لوسی، به سرعت یک شبکه قاچاق گسترده ایجاد کرده و میلیونها دلار به دست میآورد. او پولهای کثیف خود را در یک شهر کوچک آرکانزاس پنهان میکند و زندگی لوکسی برای خانوادهاش فراهم میکند. با این حال، همزمانی این فعالیتها باعث جلب توجه افبیآی و سازمانهای اجرای قانون میشود و زندگی دوگانه او به تدریج از هم میپاشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم آماتور (Amateur) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی رایان کوگیو با بازی مایکل ریس پولی، جاشوآ لئونارد و الکساندرا شوپ در نقش اصلی است. داستان فیلم حول محور یک راهبه سابق به نام ایزابل است که پس از ترک صومعه، به عنوان یک نویسنده در یک شرکت تولید محتوای بزرگ مشغول به کار میشود. او به زودی درگیر ماجرایی خطرناک میشود که با قاچاق انسان و دنیای زیرزمینی جنایتکاران پیوند خورده است. ایزابل برای نجات جان یک زن جوان و افشای یک شبکه فساد، باید از تمام مهارتها و باورهای گذشته خود استفاده کند و با تبهکارانی قدرتمند روبرو شود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بد موقع: یک وسواس شهوانی» (۱۹۸۰) به کارگردانی نیکلاس روگ، داستان رابطهی آتشین و مخرب دکتر الکس (هاروی کایتل)، روانکاو آمریکایی مقیم وین، و میلنا (آرت گارفونکل)، زن مرموز و متأهلی است که در یک مهمانی با او آشنا میشود. این رابطه که با شور و اشتیاق آغاز میشود، به تدریج به یک وسواس ویرانگر تبدیل میشود. روایت فیلم به شیوهی غیرخطی و از طریق فلاشبکها، در حالی که پلیس (با بازی تامارا سوجو) در حال بازجویی از الکس دربارهی یک حادثهی مرموز است، پیش میرود و مخاطب را با سؤالاتی دربارهی میل، حسادت، کنترل و مرزهای ویرانشدهی روانی مواجه میکند. این فیلم که یکی از بحثبرانگیزترین آثار روگ محسوب میشود، تصویری خشن و بیپرده از فروپاشی یک رابطه را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۷، کارگردان خلاق دیوید اف. سندی با همکاری بازیگرانی چون میراندا آتو، آنتونی لاپالیا و استفانی سیگمن، فیلم ترسناک «آنابل: ساختگی» را خلق کرد. این اثر به عنوان پیشدرآمدی بر مجموعه فیلمهای «آنابل» و چهارمین قسمت از دنیای سینمایی «نفرینشده» محسوب میشود. داستان فیلم در دهه ۱۹۴۰ میلادی و سالها پس از مرگ غمانگیز دختر کوچکشان، «آنابل»، آغاز میشود. یک عروسکساز ماهر به همراه همسرش که در غم از دست دادن فرزندشان سوگوار هستند، تصمیم میگیرند خانه بزرگ و دورافتاده خود را به پرورشگاهی برای گروهی از دختران یتیم تبدیل کنند. اما آرامش این خانه به زودی با ورود یکی از این دختران به اتاق ممنوعه «آنابل» به هم میریزد و موجودی شیطانی که سالها در آن عروسک محبوس بوده، آزاد میشود و جان همه ساکنان خانه را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
در فیلم «هر چیز دیگری» (Anything Else)، وودی آلن در سال ۲۰۰۳ داستان عشق و روابط پیچیده را در نیویورک روایت میکند. جیسون بیگز در نقش جری فالک، نویسنده جوانی است که درگیر رابطهای پرتنش با آماندا (کریستینا ریکی) شده است. در این میان، وودی آلن به عنوان دیوید دابل، نویسنده کهنهکاری ظاهر میشود که به جری مشاورههای غیرمعمول و فلسفی میدهد. فیلم با طنز خاص آلن، به بررسی مشکلات ارتباطی، خیانت، و جستجوی معنا در زندگی شهری میپردازد و در نهایت این سوال را مطرح میکند که آیا عشق واقعی ارزش تمام دردسرها را دارد یا نه.
خلاصه داستان: میلو که در یک گالری هنری در نیویورک کار میکند، پس از جدایی از همسرش، زندگی جدیدی را آغاز کرده است. او در یک حراجی با جان، یک کارگزار بورس مرموز و جذاب آشنا میشود و به سرعت تحت تأثیر شخصیت مرموز و اغواگر او قرار میگیرد. این آشنایی به یک رابطه پرشور و عشقی شهوانی تبدیل میشود که در آن میلو وارد بازیهای روانی و جنسی میشود که جان طراحی میکند. در ابتدا، میلو مجذوب این دنیای جدید از لذت و کنترل است، اما به تدریج متوجه میشود که این رابطه به سمت سلطهجویی و تحقیر پیش میرود و آزادی و هویت او را تهدید میکند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی آدریان لاین و با بازی کیم بیسینگر و میکی رورک، داستانی عمیق و تأملبرانگیز درباره مرزهای عشق، هوس و از دست دادن خود در رابطهای ناسالم را به تصویر میکشد.