خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «افشاگر!» به کارگردانی استیون سودربرگ در سال ۲۰۰۹ ساخته شد و مت دیمون در نقش اصلی مارک ویتاکر، معاون ارشد شرکت آگربیزنس آرچر دانیلز میدلند (ADM) ظاهر شد. داستان بر اساس ماجرای واقعی ویتاکر است که در دهه ۱۹۹۰ به عنوان یک افشاگر به افبیآی کمک کرد تا یک توطئه قیمتگذاری بینالمللی را در صنعت لیزینگ (یک ماده شیمیایی مهم در تولید مواد غذایی) آشکار کند. با این حال، فیلم به سرعت به یک کمدی سیاه تبدیل میشود زیرا مشخص میشود که خود ویتاکر نیز درگیر فساد مالی و کلاهبرداریهای پیچیده است و میلیونها دلار از شرکتش را به تاراج برده است. سودربرگ با بهرهگیری از روایتی غیرخطی و لحنی طنزآمیز، داستانی جذاب از فساد شرکتی و شخصیتی پیچیده را روایت میکند که در آن مرزهای میان قهرمان و ضدقهرمان به شکلی ماهرانه محو شدهاند.
خلاصه داستان: یک مرد مرموز به نام «دیوید هریس» پس از قتل وحشیانه خانوادهاش، هویت جدیدی برای خود میسازد و به دنبال یک زن تنها با فرزند میگردد تا خانواده ایدهآل جدیدی تشکیل دهد. او با «سوزان هاردینگ»، مادری مجرد و دو فرزندش آشنا میشود و به سرعت جایگاهی در خانواده آنها پیدا میکند. اما رفتارهای مشکوک و خاطرات پارهپارهای که از گذشتهاش به جا مانده، باعث میشوند «مایکل»، پسر بزرگ خانواده، به هویت واقعی او شک کند. مایکل که به تازگی از مدرسه نظامی بازگشته، شروع به تحقیق در مورد گذشته دیوید میکند و به زودی به راز هولناک او پی میبرد. در این میان، دیوید متوجه میشود که خانواده جدیدش آنطور که او تصور میکرد ایدهآل نیستند و باید بار دیگر نقشههای شوم خود را عملی کند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی «نلسون مککورمیک» و با بازی «دیلان والش»، «سلما بلر»، «پن بدجلی» و «امبر هیرد» است که بازسازی فیلمی به همین نام در سال ۱۹۸۷ محسوب میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «رقاصنده طبقه بالا» محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی جان مالکوویچ و با بازی خاویر باردم، خوان دیگو بوتو، لورا مورانته و الویرا مینگوئز. آگوستین ریواس، وکیلی که به عنوان کارآگاه پلیس در کشوری آمریکای لاتین مشغول به کار است، مأموریت مییابد تا رهبر یک گروه تروریستی مرموز به نام «پرزیدنت ایزکوئیردو» را که مسئول حملات خشونتبار و مرموزی در سطح شهر است، دستگیر کند. در حین تحقیقات، ریواس با یولاندا، معلم رقص باله و مادری تنها، آشنا میشود و رابطۀ عاشقانۀ عمیقی بین آنها شکل میگیرد. همزمان با تشدید حملات تروریستی و افزایش فشار بر پلیس، ریواس متوجه میشود که یولاندا ارتباطی با گروهک تروریستی دارد و این مسئله او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد که باید بین عشق و وظیفهاش یکی را انتخاب کند. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشتۀ نیکلاس شاکستون ساخته شده و داستانی پیچیده از عشق، خیانت و تعهد را در پسزمینهای از بیثباتی سیاسی روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «دکامرون» به کارگردانی پیر پائولو پازولینی در سال ۱۹۷۱، اقتباسی سینمایی از شاهکار ادبی جووانی بوکاچیو است. این فیلم که نخستین بخش از سهگانه «زندگی» پازولینی را تشکیل میدهد، با بازی فرانکو چیتی، نینتو داوولی و فرانچسکو یوواناله، مجموعهای از داستانهای کوتاه را در قالب یک روایت کلی به تصویر میکشد. فیلم در ایتالیای قرون وسطی و در دوران شیوع طاعون سیاه رخ میدهد، جایی که گروهی از جوانان برای فرار از بیماری به حومه شهر پناه میبرند و برای سرگرمی، هر روز داستانهایی تعریف میکنند. این داستانها که با طنز و گاه طنز سیاه همراه است، مضامین عشق، شهوت، فریب، حرص و طمع را در میان اقشار مختلف جامعه از راهبان و راهبهها گرفته تا بازرگانان و نجیبزادگان به نمایش میگذارد. پازولینی با بهرهگیری از بازیگران غیرحرفهای و نماهای طبیعی، تصویری رئال و زمینی از زندگی و امیال انسانی ارائه میدهد که گاهی با انتقاد از ریاکاری مذهبی و اجتماعی همراه است. این فیلم با نگاهی صریح و بیپروا به جسمانیت و امیال انسانی، اثری جسورانه و تأثیرگذار در سینمای اروپا محسوب میشود.
خلاصه داستان: یک قایقران زن روزنامهنگار به نام جین در سال ۱۹۹۵ به همراه همسر شاعرش توماس و برادر ثروتمندش ریچارد به جزیره ای دورافتاده در نیوهمپشایر سفر میکند تا درباره یک قتل وحشیانه دوقلو که بیش از یک قرن پیش در همان جزیره رخ داده، تحقیق کند. او با مطالعه اسناد و خاطرات بازمانده از آن واقعه، داستان زندگی یک مهاجر نروژی به نام آنه را کشف میکند که در سال ۱۸۷۳ به همراه شوهرش جان و برادرزنش ماین در آن جزیره زندگی میکردند. همزمان، تنشهای عاطفی و خیانت در زندگی مدرن جین و توماس بالا میگیرد و او به تدریج درمییابد که تراژدی گذشته و مشکلات حال او به طرز شگفتانگیزی به هم گره خوردهاند. این فیلم درام روانشناختی به کارگردانی کاترین بیگلو و با بازی کاترین مککورمک، شان پن، سارا پلی و جاش لوکاس، دو خط داستانی موازی را روایت میکند که در نهایت به نقطهای ویرانگر میرسند.
خلاصه داستان: دو همسایه به نامهای ماتیو و آدرین که در یک محله آرام زندگی میکنند، ناگهان با ورود همسایه جدید و مرموزی به نام آلیس مواجه میشوند. زندگی آنها با رفتارهای عجیب و غریب آلیس به هم میریزد و رازهای تاریک گذشته او کمکم آشکار میشود. ماتیو و آدرین که ابتدا سعی میکنند با آلیس کنار بیایند، به تدریج متوجه میشوند که او تهدیدی جدی برای امنیت و آرامش خانوادهشان است. این فیلم با کارگردانی ماهرانه، تعلیقی نفسگیر را در فضایی به ظاهر معمولی ایجاد میکند و مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: آلیس کریڈ، دختر جوانی که توسط دو مرد ربوده شده و در اتاقی مخفی زندانی میشود، باید برای نجات جان خود از مهلکه فرار کند. این فیلم جنایی و نفسگیر محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی جی. بلاکسون و با بازی جما آرترتون، مارتین کامپ و ادی مارسان است. داستان حول محور ربایش آلیس توسط ویک و دنی میچرخد که قصد دارند با باجگیری از پدر ثروتمند او، پول کلانی به دست آورند. اما با پیشروی داستان، رازهای پنهان و خیانتهای غیرمنتظره آشکار میشوند و هیچکس آنگونه که به نظر میرسد نیست. فیلم با تعلیقی بالا و پایانبندی غافلگیرکننده، تماشاگر را تا آخرین لحظه میخکوب میکند.
خلاصه داستان: فیلم «قانون فرزندان» محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی ریچارد آییر و با بازی درخشان اما تامپسون در نقش فiona maye، قاضی دادگاه عالی بریتانیا است. داستان حول محور زندگی شخصی و حرفهای این قاضی میچرخد که در آستانه بحران زناشویی با همسرش (با بازی استنلی توچی) قرار دارد. در همین حال، او با پروندهای حیاتی مواجه میشود: نوجوانی ۱۷ ساله به نام آدم هنری (با بازی فیون وایتهد) که به دلیل اعتقادات مذهبی خانوادهاش، از دریافت انتقال خون ضروری برای نجات جانش امتناع میکند. فیونا باید تصمیمی بگیرد که هم جان یک نوجوان را تحت تأثیر قرار میدهد و هم باورهای عمیق مذهبی را به چالش میکشد. این فیلم با نگاهی دقیق به تعارض میان قانون، اخلاق و ایمان، تأملی عمیق بر مسئولیتهای انسانی و پیامدهای تصمیماتی است که سرنوشت دیگران را رقم میزند.
خلاصه داستان: مینا، دختری ۱۵ ساله در سانفرانسیسکو، در سال ۱۹۷۶ با مادرش شارلوت و خواهر کوچکترش زندگی میکند. او با کنجکاوی نوجوانی خود، دنیای پیچیده بزرگسالی را کشف میکند و در این مسیر، وارد رابطهای مخفیانه با مونرو، دوستپسر ۳۵ ساله مادرش میشود. این رابطه ممنوعه، مینا را درگیر احساسات و هیجاناتی میکند که برایش جدید و اغواکننده است. او این تجربیات را در دفتر خاطرات خود ثبت میکند و به موازات آن، استعداد هنری خود را نیز پرورش میدهد. کارگردان ماری هلر در این فیلم، داستانی صادقانه و بیپرده درباره بلوغ جنسی و عاطفی یک دختر نوجوان را روایت میکند. بلیک لایولی، کریستن ویگ و الکساندر اسکاشگورد در نقشهای اصلی این درام جسورانه ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: دوک، فیلمی کمدی-درام به کارگردانی راجر میشل و محصول سال ۲۰۲۰ بریتانیا، داستان واقعی کستنس کلپتون (با بازی جیم برودبنت)، راننده تاکسی ۶۰ سالهای از شهر نیوکاسل را روایت میکند که در سال ۱۹۶۱ به دلیل سرقت تابلوی پرتره دوکِ ولینگتون اثر فرانسیسکو گویا از نگارخانه ملی لندن به شهرت رسید. او این کار را به عنوان اعتراضی به سیاستهای دولت در قبال سالمندان و به امید دریافت کمک هزینه تلویزیون رایگان برای همه انجام داد. فیلم که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، با همراهی بازیگرانی چون هلن میرن، فیون وایتهد و مت گود به طنزی شیرین و اجتماعی میپردازد و روایتی انسانی از عدالتخواهی یک شهروند معمولی را به تصویر میکشد.