خلاصه داستان: در داستان "موش"، رضا و زهرا، دو خواهر و برادر ایرانی، در راه بازگشت به خانه از عراق، با ماشین خود در منطقه مرزی گیر میافتند. در این بیابان وسیع و خطرناک، آنها با یک موش سمی مواجه میشوند که زخمی میکند و زهرا را به شدت بیمار میکند. رضا تلاش میکند که کمکی برای خواهرش بیابد، اما در این بیابان، او با یک موجود مرموز و ترسناک مواجه میشود که ظاهراً به موشها مربوط است. در حالی که زهرا به سرعت رو به زوال است، رضا باید با این تهدید ناشناخته مبارزه کند تا جان خواهرش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال 2025، داستان مردی را روایت میکند که پس از سالها فاصله، به شهر زادگاهش بازمیگردد تا با گذشتهاش مواجه شود و تصمیمات سختگیرانهای برای آیندهاش بگیرد. در این سفر، او با خانواده، دوستان قدیمی و خاطراتی روبرو میشود که تصور میکرده فراموش کرده است. او باید بین پذیرش واقعیت و دنبال کردن رویاهایش انتخاب کند.
خلاصه داستان: در یک شب تاریک، سه داستان جداگانه در پس زمینه یک کابوس واقعی شکل میگیرند. یک زوج جوان در یک اتاق مخفی، یک خواننده در یک کافه تاریک و یک دختر در یک خیابان خلوت، همگی درگیر رویدادهای مرموز و ترسناکی میشوند که زندگی آنها را به هم میریزند. در حینی که هر کدام از آنها تلاش میکنند رازهایی را که پنهان کردهاند آشکار کنند، متوجه میشوند که تمام این رویدادها بخشی از یک بازی مرگبار هستند که سرنوشت آنها را در معرض خطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، «دیدگاهگوی تاریخ» داستان جذابی از یک مرد جوان به نام «متیو» را روایت میکند که توانایی عجیبی دارد: او میتواند با افرادی از گذشته گفتگو کند و آنها را در موقعیتهای مختلف راهنمایی کند. این توانایی او را به یک مشاور عاشقانه و تاریخی تبدیل میکند که افراد را برای دیدارهای عاشقانه آماده میکند. اما وقتی متیو عاشق «سو» میشود، او مجبور میشود تصمیم بگیرد که آیا قدرتش را برای کمک به دیگران ادامه دهد یا آن را برای کسب عشقش به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: در سال 2025، گروهی از دوستان قدیمی برای یک جشن تولد جمع میشوند، اما رویدادی غمانگیز آنها را در یک کابوس واقعی تبدیل میکند. آنها مجبور میشوند با ترس و وحشت مواجه شوند و برای نجات جانشان تلاش کنند.
خلاصه داستان: در سال 2024، یک زوج جوان به دنبال آرامش و تغییر در زندگی، به یک منزل قدیمی در حومه شهر منتقل میشوند. اما به زودی فهمیدند که این خانه پنهانیهایی دارد که میتواند زندگی آنها را به خطر بیندازد. صداهای مرموزی از دیوارها و اتاقهای خالی شروع به شنیده شدن میکنند و با هر روز گذشته، آنها به طور تدریجی به درون یک شبکهای از ترس و رازها کشانده میشوند. زوج باید با شجاعت و هوشمندی خود، رازهای این خانه را کشف کنند و خود را از چنگال خطری که در انتظارشان است، نجات دهند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از مهندسان نرمافزار و امنیت سایبری با هدف حل یک رمزگذاری مرموز، در یک مرکز تحقیقاتی مخفی گرد آمدهاند. هر کدام از آنها با سابقهای متفاوت و مهارتهای خاص، باید با همکاری و تحلیل دقیق، رمزهای پیچیدهای را که به نظر میرسد به یک شبکه جاسوسی بینالمللی مرتبط هستند، بشکند. در حین این کار، آنها با موانع اخلاقی و فنی روبرو میشوند که آزمون وفاداری و هوش آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از افراد در یک منطقه دورافتاده و مرموز گیر افتادهاند. آنها با مواجه شدن با نیروهای ناشناخته و ترسناکی که از تاریکی بیرون میآیند، مجبور میشوند برای نجات جان خود درگیر نبردی مرگبار شوند. در حالی که تاریکی هر لحظه بیشتر میشود و امیدها کم میگردد، آنها باید رازهایی را کشف کنند که ممکن است سرنوشت آنها را تغییر دهند.
خلاصه داستان: در این فیلم، مگان، یک زن جوان که از چنگال آدمربایان رهایی یافته، به کابین خانوادگی همسرش در جنگل میرود تا بهبودی خود را آغاز کند. اما در این محیط دوردست و سردرگم، خط بین واقعیت و توهم تاریک تاریک میشود و او به تدریج به درون روان پیچیده و خطرناک خود فرو میرود.
خلاصه داستان: در سال 1888 در لندن، جک ریپر، قاتل زنجیرهای ترسناک، دوباره ظهور میکند و خونریزی مرگبار خود را آغاز میکند. او با شیوهای بیرحمانه و مرموز، زنان بیگناهی را هدف میگیرد و پلیس در تلاش برای دستگیری او به فشار شدیدی افتاده است. در این میان، یک روزنامهنگار جوان به دنبال رمز و راز این قاتل میرود و با کشف اسراری از گذشته، به درک عمیقتری از انگیزههای ریپر دست مییابد. اما آیا او میتواند قاتل را قبل از اینکه تعداد قربانیان بیشتر شود، شناسایی کند؟