خلاصه داستان: ماهِر یک فیلم درام زندگینامهای محصول ۱۹۷۴ به کارگردانی کن راسل است که زندگی گوستاو ماهِر، آهنگساز مشهور اتریشی را در طول سالهای ۱۸۸۹ تا ۱۹۱۱ به تصویر میکشد. این اثر با روایتی غیرخطی و صحنههای نمادین، رابطه پرتنش او با همسرش آلما ماهِر و تاثیر رویدادهای شخصی مانند مرگ خواهرش بر آثار موسیقاییاش را بررسی میکند و در عین حال به تقابل میان هنر و زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «مگی» داستانی پسا-آخرالزمانی را روایت میکند که در آن ویروسی مرگبار انسانها را به زامبی تبدیل میکند. در این شرایط وحشتناک، پدری به نام وید که عاشق دخترش مگی است، تلاش میکند تا آخرین روزهای زندگی او را که به تدریج در حال تبدیل شدن به زامبی است، با او سپری کند. وید با چالشی عمیق و احساسی روبرو میشود؛ او باید بین عشق بیقید و شرط به دخترش و خطری که تبدیل شدن او برای خانواده و جامعه ایجاد میکند، تصمیمی دشوار بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم «The Mare» داستان زنی به نام گریس را روایت میکند که برای فرار از فشارهای زندگیاش، به مزرعهای در حومه شهر پناه میبرد. در آنجا، او با اسبی سرکش و آسیبدیده به نام «میر» مواجه میشود که روحیهاش را بازیافته و با او پیوندی عمیق و عاطفی برقرار میکند. این رابطه درمانی، گریس را به سمت کشف رازهای تاریک گذشتهاش و تلاش برای التیام زخمهای درونی سوق میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال 2019 در لسآنجلس رخ میدهد و درباره یک زن جوان به نام الیزابت است که برای پرداخت بدهیهای خانوادگی و نجات برادرش از دست یک باند تبهکار، دست به دزدی از خانههای اعیانی میزند. او در این مسیر با یک دزد حرفهای به نام وینسنت همراه میشود که به او آموزش میدهد چگونه هویت خود را پنهان کند و از دست قانون فرار کند. اما وقتی یک سرقت بزرگ انجام میدهند، متوجه میشوند که در دام یک نقشه پیچیدهتر گرفتار شدهاند و باید برای زنده ماندن، به یکدیگر اعتماد کنند و با همکاری هم از این مخمصه جان سالم به در برند.
خلاصه داستان: فیلم «Loving» داستان واقعی ریچارد و میلدرد لاوینگ، زوجی از طبقه کارگر در ویرجینیا را روایت میکند که در سال ۱۹۵۸ به دلیل ازدواج بین نژادی (سفیدپوست و سیاهپوست) دستگیر و مجبور به ترک ایالت شدند. آنها برای حق زندگی کردن در کنار هم و بزرگ کردن فرزندانشان به دادگاه عالی ایالات متحده شکایت میبرند و پرونده آنها به یکی از مهمترین احکام تاریخ حقوق مدنی آمریکا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «عشق کور است» داستان زوجی به نامهای لورا و متیو را روایت میکند که در یک مسابقه دوستیابی شرکت میکنند و بدون دیدن چهره یکدیگر، تنها از طریق مکالمات صوتی عاشق هم میشوند. آنها پس از نامزدی، برای اولین بار در دنیای واقعی همدیگر را ملاقات میکنند و باید با چالشهای پیشبینی نشدهای دست و پنجه نرم کنند که از جمله آنها میتوان به فشارهای خانوادگی، تفاوتهای فرهنگی و نگرانیهای مالی اشاره کرد. این زوج باید تصمیم بگیرند که آیا عشقی که در پشت دیوارهای نامرئی شکل گرفته، میتواند در برابر واقعیتهای سخت زندگی دوام بیاورد یا خیر.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۵، در آستانه دریافت جایزه معتبر عکاسی جنگ، مرگ مشکوک عکاس جنگی معروف، «آیزک»، خانوادهاش را در سوگ فرو میبرد. اما سه سال بعد، همسر سابقش «جنی» و پسرش «کانر» با کشف حقایقی شوکهکننده درباره زندگی پنهانی آیزک، رازهایی را فاش میکنند که تصورشان را هم نمیکردند.
خلاصه داستان: فیلم «چه کسی حرف میزند؟» (Look Who's Talking) در سال ۱۹۸۹ به کارگردانی جیمز لاری بری ساخته شد. داستان این فیلم کمدی درباره یک زن مجرد به نام میلی است که پس از یک رابطه ناموفق باردار میشود و تصمیم میگیرد به تنهایی فرزندش را بزرگ کند. نکته جالب و منحصربهفرد فیلم این است که مخاطب میتواند تمام افکار و نظرات نوزادش را بشنود که با صدای بروس ویلیس صحبت میکند و درباره دنیای بیرون و اتفاقاتی که برایش میافتد، اظهارنظر میکند. این نوزاد باهوش و بازیگوش، مادرش را در مسیر پرپیچوخم زندگی و عاشقانههای جدیدش راهنمایی میکند.
خلاصه داستان: فیلیپو، پسر جوانی که در یک کارخانه کوچک در حومه رم کار میکند، با دختری به نام آدریانا آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما این عشق با مشکل روبرو میشود چون پدر آدریانا، مردی سختگیر و مذهبی، با این رابطه مخالف است. فیلیپو برای جلب رضایت خانواده و اثبات شایستگیاش، دست به اقدامی بزرگ میزند: ساخت یک کلیسای کوچک در روستا. او با کمک دوستانش و با وجود مخالفتها، تلاش میکند تا با ساخت این کلیسا، عشقش را به آدریانا و ایمانش را به خداوند ثابت کند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۲۰، در اوج ممنوعیت الکل در آمریکا، جو کاگین (بن افلک) پسری از حومه شهر است که به دلیل عشق به اما گولد (سیهنا میلر) و برای فرار از جنایتهای پدرش، وارد دنیای جنایتکاران بوستون میشود. او با سرعت در نردبان تبهکاری بالا میرود و به یک قاچاقچی مشروبات الکلی قدرتمند تبدیل میشود، اما وقتی عشقش به او خیانت میکند و با رئیس بزرگترین باند مافیایی، ماسیمو (روبرتو بانینی)، ازدواج میکند، جو مجبور میشود به فلوریدا نقل مکان کند تا با یک باند دیگر متحد شود. در آنجا، او با گروهی از کوکلاکسکلانها روبرو میشود که به دنبال انتقام از او هستند و جو در تلاش برای زنده ماندن و حفظ قدرتش، درگیر جنگی مرگبار میشود که در آن مرز بین خوب و بد به طور کامل محو میشود.