خلاصه داستان: «دانه شیطانی» (The Bad Seed) فیلمی روانشناختی و درام محصول سال ۱۹۵۶ به کارگردانی مروین لیروی است که بر اساس نمایشنامه مشهور مکسول اندرسون ساخته شده. این فیلم کلاسیک با بازی تحسینبرانگیز پتی مککورمک در نقش ریندا پنمارک، داستان دختربچه هشت سالهای به ظاهر معصوم و دوستداشتنی را روایت میکند که در واقع یک قاتل بیاحساس و جامعهستیز است. کریستین پنمارک، مادر ریندا (با بازی نانسی کلی)، به تدریج متوجه رفتارهای مشکوک و خشونتآمیز دخترش میشود و با کشف حقایق هولناک، درگیر بحران عاطفی عمیقی میگردد. این فیلم با پرداختی عمیق به ماهیت شر و توارث جنایت، به بررسی مرزهای اخلاقی و مسئولیت والدین میپردازد و یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای کلاسیک در ژانر روانشناختی محسوب میشود.
خلاصه داستان: پیتر پارکر که در نقش مرد عنکبوتی به مبارزه با جنایتکاران نیویورک میپردازد، در زندگی شخصی خود با چالشهای بزرگی روبرو میشود. او همچنان به رابطه عاشقانه خود با گوئن استیسی ادامه میدهد، اما در عین حال با بازگشت دوست قدیمی خود، هری آزبورن، و ظهور یک دشمن قدرتمند جدید به نام الکترو مواجه میشود. همزمان، اسرار بیشتری درباره گذشته والدینش و دلیل ترکشان فاش میشود. مرد عنکبوتی باید در حالی که با این تهدیدات جدید مبارزه میکند، با واقعیتهای دردناک زندگی خود نیز کنار بیاید و بهای انتخابهایش را بپردازد. این فیلم در سال ۲۰۱۴ توسط مارک وب کارگردانی شده و اندرو گارفیلد، اما استون، جیمی فاکس و دین دِهان در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: مینا، دختری ۱۵ ساله در سانفرانسیسکو، در سال ۱۹۷۶ با مادرش شارلوت و خواهر کوچکترش زندگی میکند. او با کنجکاوی نوجوانی خود، دنیای پیچیده بزرگسالی را کشف میکند و در این مسیر، وارد رابطهای مخفیانه با مونرو، دوستپسر ۳۵ ساله مادرش میشود. این رابطه ممنوعه، مینا را درگیر احساسات و هیجاناتی میکند که برایش جدید و اغواکننده است. او این تجربیات را در دفتر خاطرات خود ثبت میکند و به موازات آن، استعداد هنری خود را نیز پرورش میدهد. کارگردان ماری هلر در این فیلم، داستانی صادقانه و بیپرده درباره بلوغ جنسی و عاطفی یک دختر نوجوان را روایت میکند. بلیک لایولی، کریستن ویگ و الکساندر اسکاشگورد در نقشهای اصلی این درام جسورانه ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: زنی جوان و مستقل به نام زوئی که از پیدا کردن مرد مناسب خسته شده، تصمیم میگیرد با استفاده از روشهای پزشکی به تنهایی باردار شود و رویای مادر شدنش را محقق کند. درست در همان روزی که این کار را انجام میدهد، با مردی جذاب و ایدهآل به نام استن آشنا میشود و بین آنها رابطهای عاشقانه شکل میگیرد. حالا زوئی باید بین عشق تازهیافته و برنامهای که برای آیندهاش در نظر گرفته، یکی را انتخاب کند و استن نیز با این واقعیت غیرمنتظره کنار بیاید که معشوقهاش به زودی صاحب فرزندی خواهد شد که پدرش نیست. این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی آلن پال و با بازی جنیفر لوپز و الکس او لوگلین، داستانی طنزآمیز و احساسی از عشق، خانواده و پذیرش مسیرهای غیرمنتظره زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: دوک، فیلمی کمدی-درام به کارگردانی راجر میشل و محصول سال ۲۰۲۰ بریتانیا، داستان واقعی کستنس کلپتون (با بازی جیم برودبنت)، راننده تاکسی ۶۰ سالهای از شهر نیوکاسل را روایت میکند که در سال ۱۹۶۱ به دلیل سرقت تابلوی پرتره دوکِ ولینگتون اثر فرانسیسکو گویا از نگارخانه ملی لندن به شهرت رسید. او این کار را به عنوان اعتراضی به سیاستهای دولت در قبال سالمندان و به امید دریافت کمک هزینه تلویزیون رایگان برای همه انجام داد. فیلم که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، با همراهی بازیگرانی چون هلن میرن، فیون وایتهد و مت گود به طنزی شیرین و اجتماعی میپردازد و روایتی انسانی از عدالتخواهی یک شهروند معمولی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۰۴، یک زن آمریکایی ثروتمند به نام Eden Perdicaris به همراه دو فرزندش توسط یک جنگسالار بربر به نام Raisuli در شهر طنجه مراکش ربوده میشوند. این حادثه که به یک بحران بینالمللی تبدیل میشود، توجه تئودور روزولت، رئیسجمهور آمریکا را به خود جلب میکند و او را در آستانه یک جنگ بزرگ قرار میدهد. در این میان، Raisuli که خود را یک قهرمان ملی میداند، به تدریج به Eden علاقهمند میشود و درگیریهای پیچیده سیاسی و شخصی شکل میگیرد. این فیلم حماسی به کارگردانی جان میلوس و با بازی شان کانری و کندیس برگن، داستانی ماجراجویانه را بر اساس وقایع واقعی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تاریخی و اکشن محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی هنرمند هو شیائو-شین که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ برنده جایزه بهترین کارگردانی شد. داستان در دوران سلسله تانگ در قرن نهم میلادی روایت میشود و بر شخصیت نی وی (با بازی شو چین) متمرکز است؛ زنی جوان که در کودکی ربوده شده و توسط یک راهبه به یک مأمور مخفی و قاتل حرفهای آموزش دیده است. او پس از ناکامی در انجام یک مأموریت، توسط استادش به شهر زادگاهش بازگردانده میشود تا یکی از اشراف قدرتمند منطقه به نام تیان جیان (با بازی چانگ چن) را به قتل برساند. نی وی در این مأموریت با چالشهای عاطفی عمیقی روبرو میشود، زیرا تیان جیان نه تنها یک فرماندار نظامی مهم است، بلکه نامزده سابق او نیز محسوب میشود. این فیلم با بهرهگیری از تصویربرداری خیرهکننده و طراحی صحنههای باشکوه، فضایی شاعرانه و مرموز را خلق میکند و تماشاگر را به دنیای پر از توطئه و کشمکشهای سیاسی و عشقی چین باستان میبرد.
خلاصه داستان: یک فیلم درام جنایی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردان جان مدن با بازی هلن میرن، سام ورثینگتون، جسیکا چستین و سیاران هینز. این فیلم روایت سه مأمور موساد را دنبال میکند که در سال ۱۹۶۵ برای ربودن یک پزشک نازی جنایتکار به آلمان شرقی میروند. مأموریت آنها با مشکلاتی مواجه میشود و در نهایت مجبور به کشتن او میشوند. سالها بعد در دهه ۱۹۹۰، این سه نفر به عنوان قهرمان ملی اسرائیل شناخته میشوند، اما ناگهان پزشک نازی که تصور میشد مرده باشد، زنده ظاهر میشود و رازهای گذشته آنها را به خطر میاندازد. فیلم به طور موازی در دو زمان مختلف روایت میشود و بر پیامدهای دروغ، مسئولیت اخلاقی و بار سنگین گذشته تمرکز دارد.
خلاصه داستان: The Lure (2016) فیلمی موزیکال و ترسناک به کارگردانی آنجلینا شوچکو و محصول لهستان است. این فیلم که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد، داستان دو خواهر پری دریایی به نامهای سیلور و گلدن را روایت میکند که در دهه ۸۰ میلادی در ورشو به یک گروه موسیقی شبانه میپیوندند. آنها به عنوان خواننده و رقصنده در کلوپ مشغول به کار میشوند، اما در پس ظاهر فریبنده خود، موجوداتی خونخوار هستند که برای بقا به گوشت انسان نیاز دارند. سیلور عاشق یکی از اعضای گروه به نام میتک میشود و برای رسیدن به او حاضر به هر کاری است، اما این عشق او را در برابر خواهرش و ماهیت وحشیانه خود قرار میدهد. فیلم با ترکیب ژانرهای موزیکال، کمدی و وحشت، تمثیلی مدرن از افسانههای پریان است که در دنیای تاریک و پرزرق و برق شبهای لهستان کمونیستی روایت میشود و به موضوعاتی چون بلوغ، جنسیت و هویت انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی مایکل لمن و با بازی جینین گاروفالو، اوما تورمن، بن چاپلین و جیمی فاکس است. داستان درباره ابی بارنز (گاروفالو)، یک دامپزشک باهوش اما کمی خجالتی است که مجری یک برنامه رادیویی محبوب در مورد حیوانات خانگی است. وقتی برایان (چاپلین)، یک عکاس جذاب و مهربان، به او علاقهمند میشود، ابی از ظاهر خود خجالت میکشد و در یک تماس تلفنی وانمود میکند که زنی بسیار زیبا و قدبلند است. برای پوشاندن این دروغ، او از دوست زیبا و مدلش، نون (تورمن)، میخواهد که به جای او با برایان ملاقات کند و نقش ابی را بازی کند. اما اوضاع زمانی پیچیده میشود که ابی واقعی کمکم عاشق برایان میشود و برایان نیز همزمان جذب شخصیت باهوش و دوستداشتنیِ ابیِ واقعی میشود، در حالی که فکر میکند نون همان ابی است. این سوءتفاهم عشقی به موقعیتهای خندهدار و در عین حال احساسی منجر میشود و در نهایت به ابی کمک میکند تا ارزش واقعی خود را فراتر از ظاهر ببیند.