خلاصه داستان: فیلمی که در سال ۱۹۸۲ توسط کاترین بیگلو و مونت مونتگومری کارگردانی شد، با بازی ویلم دفو در نقش ونس، موتورسوار خسته و سرگردانی است که پس از گذراندن دوران محکومیت خود، در راه فلوریدا به کالیفرنیا، در یک شهر کوچک جنوبی توقف میکند. او و گروه کوچک موتورسوارانش که همگی با لباسهای چرمی و موتورسیکلتهای غرنده، نماد شورشیگری و آزادی هستند، در یک کافه محلی متوقف میشوند و توجه اهالی محافظهکار و کنجکاو شهر را به خود جلب میکنند. در این میان، ونس با دختر جوانی به نام تل (با بازی تینا لین هوفمن) آشنا میشود؛ دختری که از زندگی یکنواخت و محدود خود خسته شده و به دنبال راهی برای فرار است. این آشنایی، نقطه عطفی در فیلم ایجاد میکند و تقابل میان فرهنگ سرکش موتورسواران و ارزشهای سنتی و خفقانآور جامعه کوچک را به تصویر میکشد. فیلم با بهرهگیری از فضاسازی اتمسفریک، دیالوگهای کم و نماهای تأملبرانگیز، بیش از آنکه بر روایت خطی داستان تأکید کند، به کندوکاو در حال و هوای دهه ۱۹۵۰ و احساس بیگانگی و طغیان میپردازد. «دزدیدهشده» که اولین همکاری دفو با بیگلو محسوب میشود، اثری است که با نگاهی نوستالژیک و در عین حال خشن، اسطوره موتورسوار یاغی را در آمریکای پس از جنگ بازآفرینی میکند.
خلاصه داستان: یک کشتی فضایی عظیم به نام «ایبیس» که حامل هزاران جنین منجمد شده به منظور نجات نسل بشر است، پس از یک سفر طولانی به سیاره ای قابل سکونت میرسد. خدمه این کشتی متشکل از یک گروه کوچک هستند که وظیفه دارند این جنینها را به سلامت به مقصد برسانند و آینده بشریت را تضمین کنند. اما در طول سفر، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد و خدمه با چالشهای مرموز و خطرناکی روبرو میشوند که بقای کل مأموریت را به خطر میاندازد. این فیلم علمی-تخیلی که توسط جولیو کینتانا کارگردانی شده و لوکاس بلانچارد، مارتین اسپانگلبرگ و ترزا رویز در آن به ایفای نقش پرداختهاند، داستانی پرتعلیق و عمیق درباره امید، فداکاری و مبارزه برای بقا در عمق فضا را روایت میکند.
خلاصه داستان: درام عاشقانه «اونوقت اون منو پیدا کرد» به کارگردانی هلن هانت (۲۰۰۸)، داستان زندگی آموزگار ۳۹ سالهای به نام «اپریل اپستاین» (با بازی خود هانت) را روایت میکند که در آستانه ۴۰ سالگی، با طلاق از همسرش «بن» (با بازی متیو برودریک) و مرگ ناگهانی مادرخواندهاش مواجه میشود. در همین بحبوحه، مادر واقعیاش «برنیس» (با بازی بت میدلر)، مجری تلویزیونی پرحاشیه، پس از سالها ناگهان وارد زندگی او میشود و ادعا میکند که پدرش «استیو مککوئین» بوده است. همزمان، «اپریل» با «فرانک» (با بازی کالین فرث)، پدری تنها که دانشآموز او را به مدرسه میآورد، آشنا شده و رابطۀ عاطفی جدیدی را آغاز میکند. فیلم با حضور بازیگرانی چون بن شنکمن و سالی کرکلند، ماجرای پیچیدهای از عشق، خانواده، هویت و پذیرش خود را در میانسالی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو خواهر با زندگیهایی کاملاً متفاوت در یک شهر کوچک زندگی میکنند. یکی از آنها، زن جوانی به نام کیتی، به تازگی با یک وکیل موفق به نام لوک ازدواج کرده و زندگی مرفهی دارد. خواهر دیگرش، مگان، که یک مادر مجرد است، برای تأمین هزینههای زندگی و مراقبت از فرزندش با مشکلات مالی زیادی روبرو است. تضاد بین زندگی لوکس کیتی و مبارزات روزمره مگان، شکافی عمیق بین آنها ایجاد کرده است. این وضعیت زمانی به اوج خود میرسد که مگان برای نجات خود از یک موقعیت بحرانی، دروغی بزرگ میگوید و کیتی را در مرکز این دروغ پیچیده قرار میدهد. این دروغ به سرعت زندگی همه، از جمله لوک، را تحت تأثیر قرار داده و رازهای گذشته و حال آنها را آشکار میکند. کیتی که حالا در یک دوراهی اخلاقی گیر افتاده، باید تصمیم بگیرد که آیا برای محافظت از خواهرش، این دروغ را ادامه دهد یا حقیقت را فاش کند؛ تصمیمی که عواقب آن میتواند بنیان زندگی همه را متلاشی کند. این درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ کانادا به کارگردانی کالوین توماس و با بازی کلر فورلانی، آمبرا آنجولینی و مارتین دونوان است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ترسناک موزیکال محصول سال ۱۹۶۷ به کارگردانی رومن پولانسکی که در ایران با نام «ترس و نکبت ملوانی» نیز شناخته میشود. داستان در قرن نوزدهم در کوهستانهای ترانسیلوانیا میگذرد و پروفسور آبرونسیوس، یک کارشناس خرافات و شیطانشناسی، به همراه دستیار سادهدلش آلفرد برای نابودی کنت فون کرولاک، یک خونآشام اشرافی، به قلعهای دورافتاده سفر میکنند. آنها در مهمانخانهای اقامت میگزینند که صاحب آن به همراه دختر زیبایش شاگال در آن زندگی میکنند. با ورود کنت به مهمانخانه، او شاگال را میرباید و پروفسور و آلفرد برای نجات او و نابودی کنت وارد قلعه میشوند. در قلعه، آنها با همسر کنت و پسر عجیب و غریبش هربرت مواجه میشوند و ماجراهای خندهدار و ترسناکی را تجربه میکنند. این فیلم با بازی رومن پولانسکی در نقش آلفرد، جک مکگوران در نقش پروفسور آبرونسیوس، و شارون تیت در نقش شاگال، ترکیبی طنزآمیز از ژانرهای کمدی و وحشت را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک پیرمرد نویسنده به نام هری در دامنه کوه کلیمانجارو در آفریقا در حال مرگ است. او در اثر عفونت ناشی از یک خراش کوچک در حال جان دادن است و در کنار همسرش هلن، آخرین لحظات زندگی خود را سپری میکند. در حالی که منتظر رسیدن یک هواپیمای نجات است، هری در هذیان و فلشبکهایی به گذشتهاش فرو میرود و خاطرات زندگی پربار خود را مرور میکند؛ از روزهای جوانی در پاریس گرفته تا تجربیاتش در جنگ و عشقهای از دست رفته. او با حسرت به فرصتهای از دست رفته و رمانهایی که هرگز ننوشت میاندیشد و در نهایت، در رویایی آرامشبخش، تصور میکند که بالاخره به قله افسانهای کلیمانجارو صعود کرده است. این فیلم درام محصول سال ۱۹۵۲ به کارگردانی هنری کینگ با بازی گریگوری پک، سوزان هیوارد و آوا گاردنر، اقتباسی از داستان کوتاه ارنست همینگوی است.
خلاصه داستان: یک زن مشهور و تحسینشده به نام آنا فریتز به طور ناگهانی در اوج شهرت در سن ۳۶ سالگی درمیگذرد. مرگ او جامعه را در بهت و اندوه فرو میبرد و رسانهها به طور گسترده به پوشش این رویداد غمانگیز میپردازند. در همین حال، سه مرد جوان که در بخش نگهداری از اجساد بیمارستان کار میکنند، با جسد آنا فریتز روبرو میشوند. وسوسه و کنجکاوی غیرقابل کنترلی آنها را به سمت جسد این بازیگر مشهور میکشاند و تصمیم میگیرند از موقعیت خود سوءاستفاده کنند. آنچه به عنوان یک کنجکاوی بیضرر آغاز میشود، به سرعت به کابوسی هولناک تبدیل میشود که زندگی هر سه نفر را برای همیشه تغییر خواهد داد. این فیلم اسپانیایی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی هکتور هرناندز ویناس، با بازیگرانی چون آلمار گ. ناوارو، کریستین والنزوئلا و برنات سااورا، داستانی تیره و روانشناختی را روایت میکند که مرزهای اخلاق و انسانیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: خانواده رادلی یک خانواده معمولی انگلیسی به نظر میرسند که در حومه شهر زندگی آرامی دارند. پیتر و هلن رادلی (با بازی اندی سرکیس و اولیویا ویلیامز) دو نوجوان به نام کلارا و رولان دارند. اما این خانواده راز تاریکی را پنهان کردهاند: آنها همگی خونآشام هستند. آنها برای سالها با پرهیز از خون و زندگی عادی، سعی کردهاند هویت واقعی خود را مخفی نگه دارند. اما وقتی دخترشان کلارا در یک مهمانی دچار حمله گرسنگی میشود و پسری را گاز میگیرد، زندگی مخفی آنها در معرض خطر قرار میگیرد. این حادثه باعث میشود که ویل (با بازی تئو جیمز)، برادر خونآشام وحشی پیتر، برای کمک به خانواده بیاید و همه چیز را به هم بریزد. فیلم در سال ۲۰۲۵ توسط کارگردان بریتانیایی کریستوفر اسمیت ساخته شده و بر اساس رمان پرفروش مت هیگ، داستانی طنزآمیز و تاریک درباره خانواده، هویت و پذیرش خود واقعی است.
خلاصه داستان: در دهه 1920 نیویورک، میلی دلامر، دختری ساده از کانزاس، به دنبال زندگی مدرن و ازدواج با مردی ثروتمند است. او به شهر بزرگ میآید و در یک پانسیون زنانه ساکن میشود که توسط خانم میز، زنی مرموز اداره میشود. میلی عاشق جیمی، مردی خوشتیپ اما بیپول میشود، اما مصمم است با رئیس ثروتمندش، تروور گریندن، ازدواج کند. در همین حال، او متوجه فعالیتهای مشکوک خانم میز و ناپدید شدن دختران جوان در پانسیون میشود. این فیلم موزیکال کمدی محصول سال 1967 به کارگردانی جرج روی هیل، با بازی جولی اندروز، مری تایلر مور، جیمز فاکس، جان گیلگد و بیتریس لیل، داستانی پر از موسیقی، رقص و ماجراجویی را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک گروه از پلیسهای سختگیر و بیپروا در واحد جنایی Flying Squad به نام «اسweeney» در لندن فعالیت میکنند. جک رگان، رهبر این تیم که به روشهای غیرمتعارف و گاهی خشونتآمیز مشهور است، به همراه شریک وفادارش جورج کارتر، برای مقابله با جرایم سازمانیافته و قاتلان سریالی وارد عمل میشوند. اما وقتی یک پرونده مهم به تیم آنها محول میشود، روشهایشان زیر ذرهبین قرار میگیرد و درگیری با مقامات بالا و همچنین یک مافیا خطرناک، زندگی حرفهای و شخصی آنها را به خطر میاندازد. این فیلم اکشن پلیسی بریتانیایی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی نیک لاو و با بازی ری وینستون و بن در شا است که بر اساس سریال تلویزیونی محبوب دهه ۷۰ ساخته شده است.