خلاصه داستان: آشوکا، جوانی بیپروا، پس از یک سوءتفاهم در ساحل به اشتباه به عنوان فردی تسخیرشده توسط روح «سولچانا» شناخته میشود. این ماجرا منجر به وقوع اتفاقاتی کمدی و ماوراءالطبیعه در روستا میشود که باورهای خرافی و تبعیضهای جنسیتی اهالی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۳ و بحبوحه جنگ جهانی دوم، با ورود نیروهای ارتش آمریکا به روستایی آرام در ایرلند شمالی، زندگی خانواده کوین دگرگون میشود. در این میان، رز که معلم مدرسه و مادر سه فرزند است، خود را درگیر یک مثلث عشقی خطرناک میان همسرش و یک افسر جذاب آمریکایی میبیند.
خلاصه داستان: «اسپیریت فینگرز» داستان سونگ وو-یون، دختری خجالتی و نادیدهگرفتهشده است که با پیوستن به یک باشگاه طراحی منحصربهفرد، مسیر زندگیاش تغییر میکند. او در میان اعضای خلاق این باشگاه، شجاعت ابراز وجود را پیدا کرده و به مرور هویت واقعی خود را کشف میکند. این سریال جذاب، روایتی الهامبخش از رشد شخصی، عشق به خود و یافتن رنگ واقعی هر انسان است.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره کریستو هاوارد، افسر پلیسی است که در ایستگاه پلیس به دانشآموزان ریاضی درس میدهد. اما با وقوع یک آزار خانگی شدید برای دختری به نام آرایا، او وارد یک پرونده جنایی تاریک و پیچیده میشود؛ پروندهای که پای قتل و مافیای محلی را به میان میکشد.
خلاصه داستان: داستان جوانی بیخیال و غرق در بدهی که تصمیم میگیرد برای بهدست آوردن ارثیه خود از پدرش شکایت کند. این درام دادگاهی چالشبرانگیز، مسیر تحول این پسر جوان را به تصویر میکشد که در میان کشمکشهای قانونی، ارزش واقعی مسئولیتپذیری، عشق و خانواده را کشف میکند.
خلاصه داستان: تکتیرانداز برجستهای که توسط کشور خودش به عنوان تروریست معرفی شده، مأموریتی مخفیانه و بدون پرچم را آغاز میکند. او برای نجات همرزمانش در کوستا ورگه، ناچار به همکاری با پدرش میشود تا در برابر لشکری فریبکار و بیرحم بجنگد.
خلاصه داستان: آنکا، انسانشناس جوانی که برای آرامش به کوهستانهای لهستان پناه برده، با کشف تصادفی یک جسد درگیر پرونده قتلی پیچیده میشود. او در این مسیر پرمخاطره، با یک خبرنگار بیپروا و یک افسر پلیس محلی همراه میشود تا رازهای تاریک پنهان در دل کوهستان را فاش کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «سیرای» درباره کاتیروان، یک افسر پلیس است که مأموریت انتقال زندانیای به نام عبدالرئوف را بر عهده دارد. در طول مسیر، عبدالرئوف به جای فرار، برای نجات پلیسها از مسئولیت قانونی خود را تسلیم میکند و این فداکاری، گذشته دردناک او از عشق، فقر و نابرابریهای اجتماعی را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: سلمی رضوی، زنی ۳۳ ساله و فداکار از لکهنو، پس از سالها تلاش برای خانوادهاش، همچنان به خاطر مجرد بودن قضاوت میشود. اما سفر کاری او به لندن و آشنایی با دو مرد متفاوت به نامهای سکندر خان و میت سینگ، مسیر زندگی و دنیای او را به کلی دگرگون میکند.