خلاصه داستان: پسران خیابان پال در سال ۱۹۶۹ در بوداپست، در میانه تنشهای سیاسی و اجتماعی جنگ سرد روایت میشود. گروهی از پسران نوجوان در محلهای کارگری به نام پالاستریت، با رهبری کاراکیز، در یک جشنواره فولکلور محلی شرکت میکنند که با ورود یک دختر جوان به نام زسکا و یک توریست آمریکایی، اوضاع پیچیده میشود. این نوجوانان در تلاش برای حفظ دوستیها و ایستادگی در برابر فشارهای بیرونی، درگیر مسائلی چون عشق، حسادت، و وفاداری میشوند. در نهایت، یک تصمیم اشتباه و درگیری با پلیس، سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر میدهد و پسران خیابان پال با چالشهای بلوغ و مسئولیت روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستان در آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم روایت میشود. لیسل میملینگر دختر جوانی است که پس از مرگ برادرش و تسلیم شدن مادرش به نازیها، توسط خانوادهای در حومه مولکینگ به فرزندی پذیرفته میشود. او در این خانه با پدرخواندهی مهربانش هانس هابرمن که به او خواندن و نوشتن میآموزد، و مادرخواندهی عبوس اما مهربانش روزا، زندگی تازهای را آغاز میکند. لیسل با عشق به کتابها، که از کتابخانهی شهردار و مکانهای دیگر به دست میآورد، دنیای خود را میسازد. اما این عشق، او و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد، بهویژه زمانی که یک جوان یهودی به نام مکس ساکامورا در زیرزمین خانهشان پنهان میشود. روابط عمیق لیسل با مکس، دوستش رودی، و همچنین صدای راوی داستان (مرگ) سرنوشت همه را در بحبوحهی جنگ و وحشت نازیها شکل میدهد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «بدن» (The Body) یک اثر هیجانانگیز و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۲ است که داستان آن درباره یک قاتل زنجیرهای به نام «جیمی» است که با یک قاتل دیگر به نام «جک» همکاری میکند تا قربانیان خود را انتخاب کنند. جیمی که از دستورات جک پیروی میکند، به تدریج متوجه میشود که جک قصد دارد همسر باردار او را به عنوان آخرین قربانی انتخاب کند و این موضوع باعث میشود جیمی برای نجات خانوادهاش دست به عمل بزند.
خلاصه داستان: سریال The Bold Type در سال 2017 و در مورد سه دوست صمیمی است که در یک مجله زنانه مشغول به کار میشوند و با کمک هم سعی میکنند در محیط پر فشار رسانهای و در دنیای بزرگسالان، جایگاه خود را پیدا کرده و رویاها و اهدافشان را دنبال کنند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۳۰، «خون یک شاعر» اولین فیلم از مجموعهی پنجگانهی «قصههای غیرممکن» ژان کاکتو است. این فیلم کوتاه، شاعری جوان را در سفری سورئال به درون دنیای درونیاش دنبال میکند که در آن با نمادهایی از جمله آینههای زنده، یک تندیس سخنگو و یک زن با دستهای سفید روبرو میشود. این اثر سیاهوسفید، تجربهای فراواقعگرا و نمادین از فرآیند خلاقیت هنری، شورش علیه محدودیتها و گذار از آینهی واقعیت به دنیای خیال است.
خلاصه داستان: فیلم «اسقف و همسرش» داستان اسقفی به نام هنری براکستر را روایت میکند که برای ساخت کلیسایی بزرگ با مشکلات مالی روبرو است و در این مسیر، فشارهای روانی زیادی را تحمل میکند. در اوج ناامیدی، مردی به نام دادلی ظاهر میکند که ادعا میکند فرشته است و به او کمک میکند. اما حضور دادلی نه تنها مشکلات مالی، بلکه روابط خانوادگی و ایمان خود اسقف را نیز به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان عاشقانهای واقعی در سال 2017 درباره کامیل، کمدین پاکستانی-آمریکایی، که عاشق زنی آمریکایی به نام امیلی میشود. وقتی امیلی به کمایی عمیق فرو میرود، کامیل و خانوادهاش باید با سنتهای خود و انتظارات فرهنگی دست و پنجه نرم کنند و در عین حال برای نجات جان او و آیندهشان تلاش کنند.
خلاصه داستان: فیلم «تیربار» (The Big Heat) یک اثر نوآر کلاسیک به کارگردانی فریتز لانگ در سال ۱۹۵۳ است که داستان کارآگاه شجاع پلیس به نام دیو بانن را روایت میکند که برای افشای فساد گسترده در یک باند مافیایی قدرتمند به نام «کلین لاین» دست به تحقیقات خطرناکی میزند. او در این راه با مقاومت شدید اعضای باند و همچنین بیاعتمادی همکارانش در پلیس مواجه میشود، اما با پشتکار و شجاعت خود، تلاش میکند تا عدالت را در شهری که در فساد غرق شده، اجرا کند.
خلاصه داستان: فیلم «مهمانی بزرگ» (The Big Chill) در سال 1983 داستان گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه را روایت میکند که پس از سالها دوری، برای مراسم تدفین یکی از اعضای گروه به نام الکس مارشال گرد هم میآیند. این دیدار غیرمنتظره باعث میشود تا آنها درباره انتخابها، شکستها و آرزوهای ازدسترفته زندگی خود در دوران جوانی و حال حاضر تأمل کنند و در فضایی مملو از خاطرات مشترک، به دنبال معنا و ارتباط مجدد با یکدیگر باشند.
خلاصه داستان: فیلم «هتل بهترین اگزوتیک ماریگولد» داستان گروهی از بازنشستگان بریتانیایی را روایت میکند که به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی، تنهایی و ناامیدی، تصمیم میگیرند دوران بازنشستگی خود را در هتلی ارزانقیمت در جیپور هند بگذرانند. این هتل که «بهترین اگزوتیک ماریگولد» نام دارد، در تبلیغاتش وعده لوکس و رفاه میدهد، اما در واقعیت بسیار فرسوده و نامناسب است. هر یک از این افراد با چالشها و غافلگیریهای فرهنگی و شخصی روبرو میشوند و در این میان، روابط جدیدی شکل میگیرد و در نهایت، هر کدام راهی برای یافتن شادی و معنای تازه در زندگی پیدا میکنند.