خلاصه داستان: کتاب خورشید داستان مردی به نام دانیال را روایت میکند که در سال ۲۰۷۵ در یک برج مسکونی عظیم به نام «برج» که در بیابانی بیآب و علف واقع شده، زندگی میکند. او که از زندگی در این ساختمان غولپیکر و تحت نظر دائمی سرخورده است، به همراه همسرش که در انتظار فرزندشان است، تصمیم به فرار میگیرد. اما وقتی همسرش ناپدید میشود، دانیال برای یافتن او وارد طبقات پایینتر و ناشناختهتر برج میشود و با حقایق تکاندهندهای درباره ماهیت واقعی این مکان و ساکنانش روبرو میگردد.
خلاصه داستان: سریال هفت جهان یک سیاره (Seven Worlds One Planet) در سال 2019 تولید شده است. این مجموعه مستند حیات وحش به بررسی تاریخچه و تنوع زیستی هفت قاره مختلف زمین میپردازد و با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته فیلمبرداری، داستانهای شگفتانگیزی از حیوانات و محیطهای طبیعی هر قاره را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال 2017، زهرا، یک دانشجوی جوان ایرانی، پس از دفاع از خود در برابر تجاوز جنسی، به اعدام محکوم میشود. این فیلم داستان هشت سال زندگی او را روایت میکند که در آن با کمک مادرش برای بخشش و حق حبس، تلاش میکند تا حکم خود را به تعلیق درآورد.
خلاصه داستان: سریال Sense & Sensibility در سال 2008 تولید شده است. این مجموعه تلویزیونی بر اساس رمان مشهور جین آستین ساخته شده و داستان خواهران دشواریکشیده خانواده دشواریکشیده دشواریکشیده را روایت میکند. این سریال به کارگردانی دیوید اوانز ساخته شده و بازیگرانی چون هایاتی موراتا، دانیل دی-لوئیس و... در آن ایفای نقش میکنند. این مجموعه تلویزیونی در ۴ قسمت تولید شده است.
خلاصه داستان: فیلم «اسرار بین خواهران» (Secrets Between Sisters) داستان دو خواهر به نامهای اوا و سارا را روایت میکند که پس از سالها دوری، به دلیل بیماری مادرشان مجبور به بازگشت به خانه خانوادگی و رویارویی با گذشتهای پر از کینه و رازهای پنهان میشوند. این دو خواهر که کاملاً متضاد یکدیگر هستند، در طول مدت مراقبت از مادر، مجبور به حل و فصل اختلافات قدیمی و رازهایی میشوند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد.
خلاصه داستان: فیلم «چیزی بگو» (Say Anything) که در سال ۱۹۸۹ ساخته شده، داستان عاشقانهای را روایت میکند که در آن «لیچ دیویس»، یک دانشآموز دبیرستانی، عاشق «دیوین لی»، دختر محبوب و باهوش مدرسه میشود. پس از فارغالتحصیلی، لیچ برای جلب توجه دیوین، با او تماس میگیرد و از او میخواهد که در یک میهمانی شام با هم بیرون بروند. اگرچه دیوین در ابتدا مردد است، اما به تدریج مجذوب صداقت و اشتیاق لیچ میشود. با این حال، پدر دیوین، که یک وکیل موفق است، با این رابطه مخالف است و سعی میکند آن را به هم بزند. لیچ که با موانع متعددی روبرو میشود، باید با احساسات خود و انتظارات جامعه دست و پنجه نرم کند تا عشقش را ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم «ساراباند» (Saraband) به کارگردانی اینگمار برگمان، داستان زوجی به نامهای ماریان و یوهان را روایت میکند که پس از سی سال جدایی، دوباره به هم میرسند تا گذشتهی پر فراز و نشیب خود را مرور کنند. آنها در خانهی روستایی یوهان، در میان تابلوهای نقاشیهای کلاسیک و موسیقیهای باروک، با خاطرات، کشمکشها و حقایق تلخ و شیرین زندگی مشترکشان روبرو میشوند و تلاش میکنند تا معنایی برای عشق، هنر و مرگ بیابند.
خلاصه داستان: داستان فیلم نجات سرباز رایان در سال 1944 و در جریان جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد. پس از آنکه سه برادر خانوادهی رایان در نبردهای مختلف جان خود را از دست میدهند، ارتش ایالات متحده تصمیم میگیرد تا آخرین پسر باقیمانده، یعنی جیمز فرانسیس رایان را از میدان نبرد نجات دهد. گروهبان جان میلر به همراه تعدادی از سربازانش مأموریت مییابند تا او را پیدا کرده و به خانه بازگردانند. این گروه در طول مسیر پرخطر خود با موانع و دشمنان متعددی روبرو میشوند و درگیر چالشهای اخلاقی عمیقی میگردند که فداکاری، ایثار و ارزش جان انسانها را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «سندakan شماره 8» داستان زنی به نام «اومی» را روایت میکند که در یک روسپیخانه در بندر سندakan در بورنئو کار میکند. او با دوستپسرش «جیرو» که در یک کارخانه چوببری کار میکند، رابطهای عاشقانه دارد. اومی بهدنبال پول کافی برای بازگشت به ژاپن است، اما در دنیایی از فساد و بیعدالتی گرفتار شده است. در همین حال، یک کارآگاه به نام «سوزوکی» برای تحقیق درباره ناپدید شدن یک زن وارد شهر شده و به تدریج به پروندههای پنهان این روسپیخانه پی میبرد. این فیلم که بر اساس رمانی واقعی ساخته شده، تصویری تاریک از استعمار ژاپن در جنوب شرقی آسیا ارائه میدهد و به تبعیض و بیحقوقی زنان در آن دوره میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «سانشو بیرحم» در سال ۱۹۵۴ به کارگردانی کنچی میزوجی ساخته شد. داستان در ژاپن قرون وسطی اتفاق میافتد و ماجراهای خانوادهای اشرافی را روایت میکند که به دلیل سیاستهای ظالمانهی حاکم، دچار مصیبت شده و از هم پاشیده میشوند. پدر خانواده، زنشو، به دلیل مخالفت با بردهداری تبعید میشود و همسر و دو فرزندش، زنشیرو و آنوم، در مسیر تبعیدگاه پدر ربوده شده و به عنوان برده به یک مزرعهی دورافتاده فروخته میشوند. در آنجا، آنوم به دلیل نافرمانی و تلاش برای فرار، کور میشود. زنشیرو و مادرشان پس از سالها رنج و جدایی، سرانجام با کمک یک راهب و دوستانشان، راهی برای نجات و رسیدن به هم پیدا میکنند.