خلاصه داستان: سچی و تاکارا، دو دانشآموز دبیرستانی، زندگی آرام و عاشقانهای دارند تا اینکه یک بارداری ناگهانی و ناخواسته، دنیای آنها را زیر و رو میکند. حالا این زوج نوجوان باید با چالشهای عاطفی و اجتماعی بزرگی روبرو شوند و برای آینده و رابطه خود تصمیمات سختی بگیرند.
خلاصه داستان: زنی که در روز عروسیاش رها شده، تصمیم میگیرد دیگر فریب مردان بد را نخورد؛ اما آشنایی با مردی به ظاهر مهربان که او هم یک فریبکار است، او را به مسیر جدیدی میکشاند. او برای تغییر خود و مقابله با این مرد، ورزش بوکس را آغاز میکند تا قدرت واقعیاش را به دست آورد.
خلاصه داستان: داستان درباره «جین جین ماریانو» است، دختری که وارد بخش بدنام و پردردسر پسران یعنی «بخش E» میشود. حضور او کلاس را به آشوب میکشد و رئیس خشمگین بخش تلاش میکند او را بیرون کند، اما جین جین با جذابیت و شوخطبعی خود، دوستیهای غیرمنتظرهای میسازد و قلبها را تسخیر میکند.
خلاصه داستان: نائویا، کارمندی متاهل که زندگی آرامی با همسرش دارد، با ورود یک کارمند جوان و جذاب به نام نوآ به محل کارش، درگیر وسوسهای بزرگ میشود. او اکنون در دوراهی سختی میان وفاداری به همسرش و کشش به این عشق جدید قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در یک روز بارانی تابستانی، دختر ۱۱ سالهای به نام آئوی ایشیوکا به طرز مرموزی ناپدید میشود و تنها یک چتر از او باقی میماند. کارآگاه نارا کنیچی، در حالی که با ترومای گذشته خواهرش دستوپنجه نرم میکند، مسئولیت این پرونده پیچیده را بر عهده میگیرد. او در میان بحران خانوادگی و طلاق والدین دختر، جستجویی خستگیناپذیر را برای کشف حقیقت آغاز میکند.
خلاصه داستان: داستان این اثر درباره چالشها، سوءتفاهمها و ماجراهای خندهدار و ملموسی است که در روابط میان زنان و مردان رخ میدهد. در این میان، تلاش برای درک متقابل و یافتن عشق واقعی در دنیای مدرن، شخصیتها را وارد مسیرهای غیرمنتظرهای میکند که نشان میدهد سازگاری با مردان چندان هم ساده نیست.
خلاصه داستان: داستان درباره یک داروساز ۳۹ ساله است که پس از ازدواج عشق قدیمیاش با فردی دیگر، در مسیر بازگشت از یک مهمانی با مرد جوانی آشنا شده و زندگی مشترکی را آغاز میکند. اما ورود مردی مهربان و صادق به زندگیاش، او را در دوراهی احساسی جدیدی قرار میدهد تا معنای واقعی عشق و خوشبختی را کشف کند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دختریه که مادرش رو تو بچگی از دست میده و بعدها با همکلاسی دانشگاهش که وارث یه شرکت بزرگه ازدواج میکنه و تصور میکنه قراره زندگی خوشبختی داشته باشه اما بعد از مدتی میبینه خونواده شوهرش باهاش درحد یه خدمتکار رفتار میکنن از طرفی خیلی اتفاقی میفهمه همسرش داره با زنی جوون بهش خیانت میکنه و تصمیم به انتقام میگیره اما تو مسیر انتقام تصادف میکنه و وقتی تو بیمارستان چشم باز میکنه میبینه تو جسم محبوب شوهرش بیدار شده و همونجا قسم میخوره زندگیش رو وقف انتقام کنه
خلاصه داستان: بایین شینینگ، وارث سابق یک امپراتوری بزرگ جواهرات، پس از پانزده سال تبعید با هویتی جعلی بازمیگردد تا حقیقت پشت محکومیت ناعادلانه مادرش را فاش کند. او در میان بازیهای قدرت دو مرد با نفوذ، تلاش میکند تا جایگاه واقعی خود را در این امپراتوری پس بگیرد.
خلاصه داستان: یک مددکار ارواح که وظیفهاش هدایت جانهای گمشده است، به خانهای دورافتاده فراخوانده میشود و با پدیدهای هولناک روبرو میگردد. او در مسیر کشف رازهای تاریک این خانه، ناگهان خود را در چنگال تهدیدی مرگبار از سوی موجودات زندهای مییابد که هرگز تصورش را نمیکرد.