خلاصه داستان: ژنرال بیرحمی برای مهار شورشیان، دختر زیرک و پولدوستِ استاد اعظم را به ازدواجی اجباری میکشاند. این زوج که هرکدام رازهایی پنهان دارند، میان دسیسههای دربار و نبردهای مرگبار از بیاعتمادی به عشقی استوار میرسند.
خلاصه داستان: ساداکو که دل در گرو تاکاشی دارد، بهاجبار با هِیبِی ازدواج میکند؛ ازدواجی تلخ که سالها کینه و رنج را در خانواده میپروراند. با بازگشت عشق دیرینش، گذشته دوباره سر برمیآورد و سرنوشت چند نسل را تحتتأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: ماریتا پس از ورود به روستایی کوچک در گرجستان، دلباخته پسری فقیر به نام گدیا میشود. اما خانوادهاش او را مجبور به ازدواجی اجباری با مردی ثروتمند میکنند؛ تصمیمی تلخ که این عشق پرشور را به سمت رسوایی، سنتهای بیرحمانه و سرنوشتی تراژیک سوق میدهد.
خلاصه داستان: «جو» پس از یک شکست عشقی تلخ در دوران دانشگاه، به اجبار تن به ازدواج با «شروتی» میدهد؛ زنی که خود نیز با خاطرات دردناک گذشتهاش دستبهگریبان است. این دو در مسیر زندگی مشترک ناخواسته خود، باید با زخمهای گذشته روبرو شوند و راهی برای عبور از آنها بیابند.
خلاصه داستان: شیرا، دختر ۱۸ سالهای از جامعه یهودیان حریدی، در آستانه ازدواج قرار دارد؛ اما مرگ ناگهانی خواهر بزرگترش هنگام زایمان، همه چیز را تغییر میدهد. اکنون خانوادهاش او را تحت فشار میگذارند تا برای نگهداری از نوزاد، با شوهرخواهر خود ازدواج کند. شیرا در دوراهی سختی میان وظیفه خانوادگی و خواستههای قلبیاش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: شیائو چیائو، دختر باهوش خاندان چیائو، برای اتحاد خانوادگی با وی شائو، استاد مهربان و باهوش خاندان وی ازدواج میکند؛ اما کینهی کهنه بین دو خاندان، رابطهشان را پر از شک و آزمون میسازد. با گذشت زمان، آنها از میان هرجمرج و سوءتفاهمها، استعدادهای یکدیگر را کشف کرده و یاد میگیرند در برابر بحرانهای بزرگ، پشت هم بایستند و صلح و عشق را به ارمغان آورند.
خلاصه داستان: این درام سیاسی و عاشقانه، داستان شاهزادهای سقوطکرده را روایت میکند که به اجبار تن به ازدواجی مصلحتی با نخستوزیری به ظاهر فاسد میدهد. او در میان خطرات مرگبار، وفاداریهای ملی و انتقام شخصی، برای بقا و یافتن عشق واقعی مبارزه میکند؛ در حالی که همسرش رازهایی بزرگ برای نجات کشور در سر دارد.
خلاصه داستان: داستان درباره دامادی است که هویت واقعی خود را پنهان کرده و دختری که به جای خواهر بزرگترش لباس عروس به تن میکند. این دو پس از آغاز یک ازدواج اجباری و غیرمنتظره، وارد یک بازی موش و گربه احساسی میشوند؛ اما آیا این رابطه پر فراز و نشیب در نهایت به عشقی ابدی تبدیل خواهد شد؟
خلاصه داستان: نیالا، پزشک جوانی که به تازگی طعم موفقیت را چشیده، به دلیل بدهیهای سنگین خانوادهاش مجبور به ازدواجی اجباری با روجر میشود. این در حالی است که او نمیتواند عشق پنهانش به فایق را فراموش کند؛ مردی که حالا با دِیاه ازدواج کرده و زندگی نیالا را در آستانه فروپاشی و آشفتگی قرار داده است.
خلاصه داستان: در شهر کویژو که در آن زنان لاغراندام بیارزش شمرده میشوند، فانگژوژو، خدمتکاری ساده، مجبور میشود به جای دخترعموی گمشدهاش با پسر سوم فرماندار ازدواج کند. او ناخواسته وارد بازیهای قدرت و توطئههای خطرناک درباری میشود و در این مسیر، رازهایی تاریک از گذشته و هویت واقعی خود را کشف میکند.