خلاصه داستان: در شیبویای سال ۱۹۸۴، یک کارگردان تئاتر جوان و طردشده به تئاتر مرموز و متروک WS پناه میبرد. او در این مسیر تاریک تلاش میکند تا اشتیاق از دست رفتهاش را دوباره زنده کند، اما آیا رویاهایش به حقیقت میپیوندند یا برای همیشه خاکستر خواهند شد؟
خلاصه داستان: داستان یک بازیگر کهنهکار تئاتر کابوکی که پس از سالها به شهری کوچک بازمیگردد تا با عشق قدیمی و پسرش دیدار کند. اما حسادت معشوقه فعلیاش و فاش شدن رازهای گذشته، گروه تئاتر او را به مرز فروپاشی و جداییهای تلخ میکشاند.
خلاصه داستان: وقتی ستارهی نمایش موزیکالِ یک گروه تئاتری کوچک مصدوم میشود، دستیار خجالتی صحنه، پولی، ناچار جای او را میگیرد. در میان آوازها و ماجراهای پشتصحنه، پولی هم دل تماشاگران را میبرد و هم به عشقِ بازیگر نقش مقابلش نزدیک میشود.