خلاصه داستان: پس از سقوط ترویا، هکوبه و زنان بازمانده چشمانتظار سرنوشتی تلخاند: اسارت و جدایی از خانواده. با رسیدن فرمانده یونانیان، خبرهایی هولناک درباره سرنوشت کاساندرا، آندروماخه و پسر خردسالش، امیدهای اندکشان را در میان ویرانههای شهر فرومیریزد.
خلاصه داستان: در آستانه جنگ تروا، متوقف شدن بادها ناوگان یونان را در اولیس زمینگیر میکند و اگامنون برای جلب رضایت خدایان، ناچار به اتخاذ تصمیمی هولناک یعنی قربانی کردن دخترش، ایفیگنیا، میشود. این تراژدی تکاندهنده، نبرد دردناک مادری خشمگین و دختری بیگناه را در برابر جاهطلبیهای جنگی و سرنوشت شوم به تصویر میکشد.