خلاصه داستان: دوان با سبدی مرموز حاوی برادر دوقلوی عجیب و بههمچسبیدهاش به نیویورک میرود تا از پزشکانی که آنها را به زور جدا کردهاند انتقام بگیرد. در حالی که این برادر خشمگین و وحشتناک دست به کشتار جراحان میزند، دوان میان وفاداری برادرانه و تلاش برای زندگی عادی گرفتار میشود.
خلاصه داستان: دو نوجوان در جریان یک سفر ماهیگیری در جنگلهای دورافتاده، مسیر خود را گم کرده و ناخواسته وارد قلمروی مردی گوشهگیر و خونخوار میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که این گوشهنشین مرموز از گوشت انسانها غذا تهیه میکند و اکنون باید برای نجات جان خود از این کابوس وحشتناک مبارزه کنند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی مستندساز در منطقهای خلوت و جنگلی گم شده و با گروهی از مجرمان خطرناک روبرو میشود. با تاریک شدن هوا، تلاش او برای نجات، این شب فیلمبرداری را به یک کابوس خونبار و وحشتناک تبدیل میکند.
خلاصه داستان: پسری نوجوان برای کش دادن زمان و فرار از چنگال یک جادوگر انسانخوار، سه داستان ترسناک را از کتابی مرموز برای او تعریف میکند؛ داستانهایی هولناک درباره یک مومیایی انتقامجو، گربهای شیطانی و هیولایی سنگی با رازی مرگبار.
خلاصه داستان: گروهی از بازیگران تئاتر برای تمرین یک نمایش جنایی، شبانه در یک سالن نمایش محبوس میشوند. اما زمانی که یک قاتل روانی فراری با ماسک جغد وارد سالن میشود، تمرین آنها به یک کابوس واقعی و نبردی خونین برای بقا تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: نورمن بیتس همچنان اداره متل بیتس را بر عهده دارد، اما با ورود یک راهبه سابق جوان و خبرنگاری کنجکاو، رازهای تاریک و خفته گذشته بار دیگر بیدار میشوند. این رویدادهای تازه، نورمن را دوباره به اعماق جنون، ترس و قتلهای هولناک سوق میدهند.
خلاصه داستان: یک گروه از نیروهای ویژه آمریکایی برای انجام ماموریتی نجات وارد جنگلهای آمریکای مرکزی میشوند، اما بهزودی متوجه میشوند که توسط یک شکارچی متکبر و پیشرفته فرازمینی هدف قرار گرفتهاند. این موجود بیگانه اعضای تیم را یکییکی به دام میاندازد و آنها را وارد نبردی نابرابر و خونین برای بقا میکند.
خلاصه داستان: خانواده فریلینگ پس از فرار از خانه قبلی، مجدداً با تهدید شیاطین به رهبری کشیش هنری کین مواجه میشوند که قصد ربودن دخترشان را دارد. آنها باید با کمک یک شمن بومی، بار دیگر برای نجات فرزند خود به مبارزه با ارواح خبیث و نیروهای تاریک بروند.
خلاصه داستان: مونیکا، پرستاری با امیال تاریک و غیرعادی، پس از نبش قبر و دزدیدن بقایای جسد یک مرد، زندگی تازهای را آغاز میکند. با ورود مارک به زندگیاش، او میان عشقی واقعی و وابستگی جنونآمیزش به یک جسد گرفتار میشود؛ کشمکش هولناکی که به جنایتی خونین و غیرمنتظره ختم میگردد.
خلاصه داستان: اسکات، عکاس مد در لسآنجلس، با کابوسهای تکراری از قتل زنی زیبا دستوپنجه نرم میکند. وقتی این زن ناگهان در دنیای واقعی ظاهر میشود، اسکات متوجه میشود خوابهایش سرنخی از یک نقشه شیطانی و معمایی تاریک هستند.