خلاصه داستان: لوسیا و آدریان، خواهر و برادری که از پدر خشونتطلب خود گریختهاند، در عمارتی دورافتاده پناه میگیرند؛ اما به زودی درمییابند همسایگانشان بخشی از یک شبکه جنایی مخوف برای ساخت فیلمهای اسناف هستند. در حالی که نفرینی تاریک و خانوادگی نیز آنها را تهدید میکند، لوسیا باید تمام تلاش خود را برای نجات برادرش به کار گیرد.
خلاصه داستان: سه دوست صمیمی در جریان یک سفر جادهای، به اشتباه وارد یک شهرک محصور و مرموز میشوند. آنها پس از تماشای اتفاقی یک قتل هولناک، خود را در تلهای مرگبار مییابند و اکنون باید برای فرار از دست ساکنان عجیب آنجا و نجات جان خود تلاش کنند.
خلاصه داستان: گروهی از دانشآموزان دبیرستانی یک سوت باستانی و نفرینشده را پیدا میکنند که با هر بار دمیدن در آن، آینده و نحوه مرگشان رقم میخورد. اکنون آنها درگیر بازی مرگباری با یک موجود ماوراءطبیعی میشوند و باید برای نجات جان خود تلاش کنند.
خلاصه داستان: در سومین و آخرین فصل از این سهگانه دلهرهآور، مایا پس از جان به در بردن از کابوسهای قبلی، اکنون باید در نبردی نهایی و بیرحمانه برای بقا در برابر قاتلان ماسکدار قرار بگیرد. این رویارویی سرنوشتساز، او را به مرزهای جدیدی از وحشت و جنون میکشاند.
خلاصه داستان: پس از یک تصادف رانندگی هولناک، عکاسی جوان متوجه حضور سایه زنی مرموز در تمام عکسهایش میشود. با ورود این موجود ماوراءطبیعی به دنیای واقعی و تیره و تار شدن زندگیشان، همسر او تلاش میکند تا با کشف رازهای تاریک گذشته همسرش، علت این کابوس بیپایان را پیدا کند.
خلاصه داستان: ایلیز ۱۷ ساله پس از شرکت در یک مراسم مذهبی عجیب، دچار کابوسها و رفتارهای خودکشی میشود. او برای درمان به روستایی مرموز در یوتا بازمیگردد، اما این تلاشها به بیداری روحی باستانی و خبیث منجر میشود که با تسخیر جسم او، حمام خون به راه میاندازد.
خلاصه داستان: روث، زن جوانی که باردار است، برای نجات فرزندش از یک فرقه مذهبی و کودکانه ترسناک فرار میکند. او ده سال را در خفا و تلاش برای ساختن یک زندگی عادی میگذراند، اما طولی نمیکشد که گذشته تاریک و نیروهای شیطانی دوباره به سراغ او و پسرش میآیند و او باید برای نجات جان فرزندش با آنها مقابله کند.
خلاصه داستان: گروهی از مشاوران جوان در آخرین شب قبل از دانشگاه، به حیاط متروک خانوادگی جوزی میروند؛ اما با بیدار شدن نیروهای شیطانی و ارواح گذشته، شبی هولناک آغاز میشود. حالا جوزی باید برای نجات دوستانش، راز تاریک و خونین این مکان را کشف کند.
خلاصه داستان: در شب کریسماس، جمعی از دوستان صمیمی با ورود یک ناشناس مرموز و خطرناک به کابوسی وحشتناک کشیده میشوند. آنها برای زنده ماندن در این شب شوم، مجبورند دست به مبارزهای نفسگیر و بیامان علیه تهدیدات بیرحمانه او بزنند.
خلاصه داستان: رنفیلد، وکیل انگلیسی، به قلعهی کنت دراکولا در ترانسیلوانی سفر میکند، اما تحت تأثیر نیروی تاریک و هیپنوتیزم این خونآشام ۵۰۰ ساله قرار میگیرد. با سفر دراکولا به انگلستان و آغاز شکار قربانیان جدید، مبارزهای مرگبار میان او و دکتر ون هلسینگ برای نابودی این هیولای باستانی آغاز میشود.