خلاصه داستان: لیدی دیواین و گروه عجیبوغریبش با اجرای نمایشهای هولناک، تماشاگران را به چادر میکشانند تا از آنها دزدی کنند؛ اما خیانت و حسادت، ماجرا را به گردابی از خشونت و جنون بدل میکند.
خلاصه داستان: ماکس کوهن، ریاضیدانی وسواسی و تنها، معتقد است پنهانرمز همهچیز در اعداد نهفته است. او به دنبال عدد ۲۱۶ رقمی میگردد که بازار بورس و رازهای تورات را آشکار کند، اما تعقیب والاستریت و یک فرقه هاسیدی، همراه با دردهای عصبی مرگبار، او را به لابهلای جنون میکشاند. در انتها، ماکس با سوزاندن عدد و سوراخ کردن جمجمهاش، فراری آخرین از حقیقتی سنگین را تجربه میکند.
خلاصه داستان: با پیدا شدن ناگهانی سیصد هزار سکه طلا در دل بیابان، شایعهای وحشتناک آغاز میشود؛ هر کس که در پی این گنجینه برود، گرفتار حرص و جنونی مرگبار شده و به روحی انتقامجو تبدیل خواهد شد. این ماجراجویی تاریک، مرز میان طمع انسان و نفرینی باستانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان درباره استفان، مردی میانسال و تنها است که عاشق زنی به نام کریستا میشود. اما پس از مرگ ناگهانی کریستا، اندوه عمیق و عشق بیمارگونه استفان او را به مرز جنون میکشاند؛ تا جایی که تصمیم میگیرد جسد او را در خانه نگه دارد و این رابطه تاریک را ادامه دهد.