خلاصه داستان: در آستانه یورش ناپلئون به روسیه، سرنوشت آندری، ناتاشا و پیر در میان عشق، فقدان و آشوب جنگ به هم گره میخورد. حماسهای پرشکوه از زندگی و دگرگونی انسانها در برابر نبردهای تاریخی.
خلاصه داستان: در روزگار جنگهای ناپلئونی، رافال به لژیون لهستانی میپیوندد که در کنار ناپلئون میجنگد، به امید آنکه استقلال کشورش را بازگرداند. او و همرزمانش در میانه جنگ و آرمانخواهی، با بهای سنگین وفاداری و فداکاری روبهرو میشوند.